سیاحتی و تفریحی(رضا آقازاده کلیبر)

تقسیمات کشوری استان آذربایجان شرقی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٢:۳٠ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٧

نام شهرستان

تعداد بخش

تعداد نقاط شهری

تعداد دهستان

بخش های تابعه

نقاط شهری

آذرشهر

2

3

5

مرکزی

گوگان

آذرشهر

گوگان

ممقان

اسکو

2

2

5

مرکزی

ایلخچی

اسکو

ایلخچی

اهر

2

2

9

مرکزی

هوراند

اهر

هوراند

بستان آباد

2

2

9

مرکزی

تیکمه داش

بستان آباد

تیکمه داش

بناب

1

1

3

مرکزی

بناب

تبریز

2

4

6

مرکزی

خسروشهر

تبریز

باسمنج

سردرود

خسروشهر

جلفا

2

3

5

مرکزی

سیه رود

جلفا

هادی شهر

سیه رود

چاراویماق

2

1

6

مرکزی

شادیان

قره آغاج

خداآفرین

3

1

7

مرکزی

گرمادوز

منجوان

خمارلو

سراب

2

6

10

مرکزی

مهربان

سراب

مهربان

شربیان

اسبفروشان

دوزدوزان

داراب

شبستر

3

9

8

مرکزی

صوفیان

تسوج

شبستر

خامنه

شرفخانه

شندآباد

سیس

وایقان

کوزه کنان

صوفیان

تسوج

عجب شیر

2

2

4

مرکزی

قلعه چای

عجب شیر

خضرلو

کلیبر

2

2

10

مرکزی

آبش احمد

کلیبر

آبش احمد

مراغه

2

2

6

مرکزی

سراجو

مراغه

خراجو

مرند

2

5

9

مرکزی

یامچی

مرند

زنوز

کشکسرای

بناب جدید

یامچی

ملکان

2

2

5

مرکزی

لیلان

ملکان

لیلان

میانه

4

4

17

مرکزی

ترکمانچای

کاغذکنان

کندوان

میانه

ترکمانچای

آغ کند

ترک

ورزقان

2

2

7

مرکزی

خاروانا

ورزقان

خاروانا

هریس

2

5

6

مرکزی

خواجه

هریس

بخشایش

زرنق

کلوانق

خواجه

هشترود

2

2

7

مرکزی

نظرکهریزی

هشترود

نظرکهریزی


comment نظرات ()
دیدنی های آذربایجانشرقی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱:٢٩ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٧


comment نظرات ()
علما و دانشمندان آذربایجانشرقی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٧

 

 

علامه عبدالحسین امینی:

شیخ عبدالحسین امینی در سال 1281 هجری شمسی در شهر تبریز پا به دنیا گذاشت، پدر وی از دانشمندان متقی و پرهیزگاران زمان خود بود و عبدالحسین در کنار پدرش پرورش یافت و بعد از گذراندن مقدمات دانش ها در مدارس در محضر علمائی مانند سید محمد مولانا و سید مرتضی خسرو شاهی و شیخ حسین، به فرا گرفتن مراحل مختلف علوم اسلامی پرداخت. بعد از مدتی راهی نجف شد و در آنجا نزد استادان بزرگ به ادامه تحصیل نشست، از جمله سید محمد فیروزآبادی و سید ابوتراب خوانساری. مهم ترین مشخصه علامه امینی این بود که در اوان جوانی و زمانی که هنوز چند دهه باقی بود تا کتاب "الغدیر" را به رشته تحریر درآورد، از علمای بزرگ و مراجع رده اول اجازه اجتهاد و اجازه روایت دریافت داشت. هنگامی که به زادگاهش تبریز بازگشت، به مشاغل صنفی پرداخت و بسیار مورد توجه مردم بود. ولی از آن جهت که این شغل او را اقناع نمی کرد، بعد از زیارت نجف شروع به کار تألیف و تحقیق در آنجا کرد.

مرحوم علامه امینی در پاکی عمل و اخلاق اسلامی و صلاح نفس نیز عالمی بود برجسته و ربانی که کمتر کسی بدین مرحله رسیده است. این بزرگ مرد از جهات مختلف همچون علو طبع، صراحت لهجه زبان صدق گویا، استغنای از همه بی اعتنایی به ریاست قلم و بیان شیوا و رسا، قیافه جذاب و سیمای دلنشین و هیکلی متناس و آراستگی به صفات کریمه دیگر از قبیل توکل، شجاعت ادبی، خفض جناح در برابر حق، تنمر و ابراز شخصیت در برابر مخالف و در مقام دفاع از حقیقت و امثال اینها، در میان اقران کم نظیر خود، ممتاز بود.

علامه بزرگ سفرهای بسیاری انجام داد و در این سفرها حقایق شیعه را باز می گفت و در پی ایجاد یک اتحاد واقعی و راستین بین مسلمانان بود و چیزی که او را در این کار بسیار یاری می رساند خطابت و سخنرانی بی نظیر او بود. وی نطقی عجیب و مهیج داشت و چون دلیران سخن می راند لذا در مجالسش تا چند ده هزار نفر هم مجتمع بودند.

یکی از عمده ترین دلائل تألیف کتاب "الغدیر" ارادت علامه به علی بن ابیطالب(ع) بود او شیفته دریای بیکران ولایت بود و چنان در این دریای بیکران غوطه ور شد که خیال و اهداف دیگری برایش باقی نماند.

سرانجام پس از سال ها کار بی امان آن پیکر رشید زیر خرمن ها خاک رفت. او تا چهار سال به در گذشتش اهمیتی به بیماری خود نمی داد تا آن جا که اندک اندک بیماری شدت گرفت و در تهران در روز 12 تیرماه 1349 نزدیک اذان ظهر از جهان رخت بربست. پیکر وی بعد از چند روز به نجف حمل گشت و در کنار کتابخانه عمومی که خود مؤسس آن بود به خاک سپرده شد.

علامه محمدتقی جعفری:

1304: (مردادماه) تولد در محله‌ی شتربان تبریز، خیابان شمس تبریزی کنونی  1310: ورود به دبستان اعتماد، حضور در کلاس پایه سوم  1312: ترک تحصیل به خاطر فقر مالی، اشتغال به کار در کفاشی 1314: تحصیل در مدرسه طالبیه تبریز 1318: تحصیل در مدرسه مروی تهران 1320: تحصیل در مدرسه دارالشفای قم، پوشیدن لباس روحانیت 1321: مرگ مادر و بازگشت به تبریز 1322: هجرت به نجف اشرف و ادامه تحصیل در مدرسه صدر 1327: کسب درجه‌ی اجتهاد توسط حضرت آیت‌الله العظمی شیرازی 1327: انتشار اولین کتاب (الامر بین‌الامرین) به زبان عربی 1336: بازگشت به ایران 1337: اقامت یک ساله در مشهد مقدس، حضور در کلاس آیت‌الله میلانی 1338: اقامت در تهران، آغاز تدریس، تألیف و فعالیت گسترده علمی 1344: آغاز نگارش اولین جلد از مجلدات 15 گانه مثنوی معنوی 1356: آغاز تألیف و انتشار اولین جلد از مجلدات تفسیر نهج‌البلاغه 1357: پیروزی انقلاب اسلامی، ملاقات با رهبر انقلاب حضرت امام خمینی (ره) 1358: مرگ پدر 1376: برگزاری کنگره نکوداشت علامه جعفری در تهران با حضور دانشمندان و اندیشمندان بزرگ کشور 1377: (آبان ماه)وفات

علامه سید محمدحسین طباطبایی:

سید محمد حسین طباطبایی معروف به علامه طباطبایی (زادهٔ ۱۲۸۱ ه.ش.- درگذشتهٔ ۱۳۶۰ه.ش.) فقیه شیعه، مفسر قران و فلسفه‌دان ایرانی ‌است. اهمیت وی به جهت احیای حکمت و فلسفه و تفسیر در حوزه‌های تشیع بعد از دوره صفویه بوده‌است. به ویژه اینکه وی به بازگویی و شرح حکمت صدرایی اکتفا نکرده، به تأسیس معرفت‌شناسی در این مکتب می‌پردازد. همچنین با انتشار کتب فراوان و تربیت شاگردان برجسته نظیر مرتضی مطهری در دوران مواجهه با اندیشه‌های غربی نظیر مارکسیسم به اندیشه دینی حیاتی مجدد بخشیده، حتی در نشر آن در مغرب زمین نیز می‌کوشد.

وی از دودمان سادات طباطبایی آذربایجان است. در سال ۱۲۸۱ در تبریز متولد شد. در پنج سالگی مادر و در نه سالگی پدر خود را از دست داد. وصی پدر او و تنها برادرش علامه الهی را برای تحصیل به مکتب فرستاد. تحصیلات ابتدایی شامل قرآن و کتب ادبیات فارسی را از ۱۲۹۰ تا ۱۲۹۶ فراگرفت و سپس از سال ۱۲۹۷ تا ۱۳۰۴ به تحصیل علوم دینی پرداخت و به تعبیر خود «دروس متن در غیر فلسفه و عرفان» را به پایان رساند.

جبار باغچه بان:

مبدع روش آموزش ناشنوایان در ایران و پایه‌گذار آموزش و پرورش پیش از دبستان و از پیشگامان فرهنگ و ادبیات کودکان. او در 1264ش در ایروان، از ایالات قفقاز، به دنیا آمد. پدر و جد وی از اهالی تبریز بودند. پدرش قناد، معمار و مجسمه‌ساز بود و در نقل داستانهای کهن و اشعار شاهنامه تبحر داشت. مادربزرگش، بنفشه، زنی باکفایت، طبیب محل و شاعر بود. این دو نقش مهمی در پرورش استعدادهای هنری و خلاقیت جبار داشتند.

باغچه‌بان تعلیم و تربیت زنان و کودکان را مهم می‌شمرد و به رغم مخاطرات موجود، پنهانی به تدریس سرِخانة دختران می‌پرداخت. از اولین آثار او برای کودکان داستانهای منظوم « قیزیللی یاپراق» (برگ زراندود) و «بایرامچیلیق» (مژده‌رسانی عید) است. این آثار، با نام جبار عسکرزاده، متخلص به عاجز، در 1290ش در ایروان چاپ شد. وی، در همین اوان، با نوشتن مقالات و سرودن اشعار، همکاری خود را با روزنامة فکاهی ملانصرالدین آغار کرد و در 1291ش به نشر هفته‌نامة فکاهی لک‌لک در ایروان پرداخت.

از کتابهای شعر و نمایشنامه و داستانهای کودکانة‌ باغچه‌بان به زبان فارسی نُه اثر به چاپ رسیده‌است. از جمله آثار چاپ نشدة او در این حوزه نمایشنامة آهنگین مجادلة دو پری است. همچنین در روشهای تدریس خواندن و نوشتن و آموزش ناشنوایان، سیزده اثر از وی منتشر شده‌است. آثار او به زبان ترکی بالغ بر دوازده کتاب است که از آن میان، ترجمة رباعیات خیام، به نام رباعیات آذری خیام، ارزش خاصی دارد. رباعیات باغچه‌بان، که در 1337 به چاپ رسید، آیینة افکار و فلسفة زندگی اوست. باغچه‌بان در 4 آذر 1345 درگذشت.

محسن هشترودی:

پروفسور محسن هشترودی، زاده ۲۲ دی ۱۲۸۶ در تبریز - درگذشته ۱۳ شهریور ۱۳۵۵ در تهران از ریاضی‌دانان معاصر ایران بود.

او در مدرسه دارالفنون در تهران تحصیل، و مدرک دکترای خود را در ریاضیات از دانشگاه سوربن در فرانسه دریافت کرد. پس از بازگشت به تهران، مقام استادی دانشسرای عالی، ریاست دانشگاه تبریز و ریاست دانشکده علوم دانشگاه تهران را عهده‌دار بود. پروفسور هشترودی از طرفداران سرسخت علوم پایه بود، به شعر و موسیقی و فلسفه علاقه داشت، و توانایی بیان مطالب علمی به زبان ساده را دارا بود. وی به عنوان یک متفکر منتقد پیشرو و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.

پروفسور هشترودی مهارت زیادی در بیان اصول و پدیده‌های علمی و فناوری‌های جدید به زبان ساده داشت، و با نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود می‌توانست با قشر بزرگی از جامعه ارتباط برقرار کند و مفاهیم اصلی دانش و فناوری را به آنان منتقل نماید. به فلسفه، شعر و موسیقی علاقه زیادی داشت و خود اشعاری سروده است.

پروفسور هشترودی از پیشروان تفکر انتقادی در ایران بود. او تاکید زیادی بر اهمیت علوم پایه داشت تا جایی که شاخه‌های دیگر دانش مانند علوم اجتماعی و علوم انسانی را بی‌اهمیت و غیرعلمی می‌خواند. در همین حال فلسفه، هنر و عرفان را مکمل علم می‌دانست. وی اعتقاد داشت که «علم» تنها نوع ارزشمند دانش، «هنر» نگاهی ظریف به زندگی، و «فلسفه» غایت معرفت‌شناسی است، و هیچ یک بدون نوآوری و اصالت ارزشی ندارند.

تخصص پروفسور هشترودی در زمینه هندسه دیفرانسیل بود. مهمترین اثر علمی نگاشته شده توسط محسن هشترودی، پایان‌نامه دکترای او در زمینه هندسه دیفرانسیل است، که در آن یکی از مدل‌های ریاضی استادش (کارتان) را تعمیم داد که امروزه به نام «اتصال هشترودی» شناخته می‌شود. او در طول زندگی حرفه‌ای در ایران چند مقاله کوتاه علمی نیز منتشر کرد. جدای از پژوهش علمی، پروفسور هشترودی به عنوان یک متفکر منتقد و ریاضیدان نامدار ایرانی، دارای اهمیت نمادین و شخصیتی اثرگذار در جامعه علمی معاصر ایران بوده است.

رحیم رحمان زاده:

پروفسور رحیم رحمان‌زاده پایه گذار جراحی مدرن ارتوپدی و تروماتیک ارتوپدی در سطح بین‌المللی و رئیس مرکز بین‌المللی جراحی مفاصل و استخوان برلین، اصالتاً آذربایجانی و متولد شهرستان شبستر است. وی فرزند قاضی و وکیل حاج یوسف رحمانزاده و نوة مقاطع کار معروف ، حاج علی احمد رحمان زاده بود. یکی از مهمترین متدهای جراحی وی ، ارائه و گسترش نظریه کاشتن اعضاء می باشد.

وی در ۱۸ سالگی به ترکیه رفت و تحصیلات پزشکی عمومی خود را در استانبول ترکیه گذراند. پس از آن برای تکمیل تحصیلات تخصصی خود در رشته جراحی عمومی و جراحی تصادفات ارتوپدی راهی آلمان شد.

رحمان زاده در دانشگاه ماینز به مقام پروفسوری نایل آمد و از سال ۱۹۷۳ ریاست کرسی جراحی دانشگاه برلین را برعهده گرفت. او به عنوان پایه گذار جراحی مدرن ارتوپدی ، تکنیک‌های جراحی خاص در این رشته را ابداع کرد.

پروفسور رحمان زاده درحال حاضر به عنوان پرزیدنت سمینارهای اروپایی و جهانی مقام پرزیدنتی جمعیت جراحان ارتوپدی تصادفات و سوانح ، جمعیت جراحان پلاستیک آلمان و جمعیت جراحان عمومی این کشور را نیز برعهده دارد. این همه در حالی است که تاکنون هیچ تبعه خارجی موفق نشده است به این مدارج علمی در کشور آلمان دست یابد.

محمود آخوندی:

پروفسور محمود آخوندی متولد 1312 شمسی در اهر است. او نخستین پروفسور حقوقی ایران است و جایگاه او در « حقوق » ایران زمین یکتاست. نظرات او نوین و نقدهایش علمی است. در اغلب رخدادهای مرتبط با حقوق شهروندی، نشریات معتبر نظرات او را منعکس می کنند.اثر معتبر و معروف او به نام « آیین دادرسی کیفری » کتاب اول « حقوق » است. پروفسور آخوندی دکترای حقوق خود را از دانشگاه سوئیس اخذ کرده و سوابق علمی و اجرایی پربار و درخشانی دارد


comment نظرات ()
سیاستمداران آذربایجانشرقی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱٢:۳٢ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٧
 
 

ستارخان(سردار ملی)

ستارخان فرزند حاج حسن بزاز قره داغی در 1284ق در قره داغ متولد شد. ستارخان در دوره‌ای که محمدعلی شاه به مخالفت با مشروطه پرداخت در تبریز فعال شد و در مقابل قوای دولتی ایستادگی کرد. این مقاومت او را به قهرمانی ملی تبدیل کرد. پس از آنکه قوای مقاوم در برابر روسها تسلیم شد حضور سردار ملی با دسته مسلح خود در تبریز معضلی بود و به همین جهت تدابیری برای خروج وی و باقرخان تدارک دیده شد تا اینکه در 28 شوال 1328 این دو به همراه گروهی از یاران مسلح خود بنابه دعوت تلگرافی آخوند ملا محمدکاظم خراسانی به تهران وارد شدند. سردار و سالار ملی به همراه فداییان خود در پارک اتابک مستقر شدند و در هنگامی که دولت دستور خلع سلاح همگان را صادر کرد این دو به خواسته دولت تن نداده، در نتیجه به محاصره قوای دولتی درآمدند و جنگ بین آنها درگرفت. ستارخان خود در این درگیری هدف گلوله‌ای قرار گرفته و از ناحیه پا محروج شد. از این زمان به بعد ستارخان دیگر به گرد سیاست نگشت و در تهران اقامت داشت تا اینکه در 25 آبان 1293ش/ 28 ذی الحجه 1332 درگذشت.

 
باقرخان (سالار ملی)

باقرخان‌ (1335 ق‌/ 1917 م‌) ملقب‌ به‌ «سالار ملی‌» از رهبران‌ برجسته‌ انقلاب‌ مشروطه‌ و یار و همرزم‌ ستارخان‌. وی در محله‌ «خیابان‌» تبریز، گویا در 1278 ق‌ / 1240 ش‌ متولد شد. از زندگی او پیش‌ از ظهور در نهضت‌ مشروطیت‌، اطلاع‌ چندانی در دست‌نیست‌. ظاهراً در جوانی به‌ بنایی اشتغال‌ داشت‌ و در محله‌ خود به‌ دلیری و عیاری شهره‌ بود و به‌ این‌ سبب‌، یک‌ چند کدخدای آنجا شد. گفته‌اند که‌ به‌روزگار ولیعهدی مظفرالدین‌ میرزا در تبریز، در زمره‌ فراشان‌ یا یوزباشیان‌ دستگاه‌ او در آمد و در استیفای آذربایجان‌ هم‌ مدتی مامور گردآوری‌مالیات‌ بود. باقرخان‌ پس از مبارزه علیه رژیم حاکم در جریان مشروطه و همراهی با ستارخان، در آغاز جنگ‌ جهانی‌اول‌ در زمره‌ گروهی از آزادی‌خواهان‌ در محرم‌ 1334 / نوامرا 1915 رهسپار قلمرو عثمانی در عراق‌ شد، ولی شکست‌ آلمان‌ در این‌ ناحیه‌ و پراکنده‌شدن‌ آزادی خواهان‌، باقرخان‌ و یارانش‌ را به‌ فکر بازگشت‌ به‌ ایران‌ انداخت‌، وی و یارانش‌ در راه‌ بازگشت‌ در حدود مرز قصر شیرین‌ در خانه‌ مردی‌به‌ نام‌ محمد امین‌ طالبانی بیتوته‌ کردند ولی شبانگاه‌ همه‌ به‌ دست‌ او که‌ طمع‌ در اموالشان‌ بسته‌ بود، کشته‌ شدند (ح‌ 1335 ق‌ / 1917 م‌). چند روز بعدماموران‌ انگلیسی که‌ از سابقه‌ شرارتهای محمدامین‌ آگاه‌ بودند، از ماجرا خبر یافتند و او را گرفتند و پیکر باقرخان‌ را که‌ در گودالی دفن‌ شده‌ بود،یافتند. محمدامین‌ طالبانی اعدام‌، و باقرخان‌ همانجا به‌ خاک‌ سپرده‌ شد. بعدها در آذرماه‌ 1325 مجسمه‌ای از او در میدان‌ شهرداری تبریز نصب‌کردند، ولی با سقوط‌ حکومت‌ پیشه‌وری‌، آن‌ مجسمه‌ نیز در زمره‌ چیزهای دیگر از میان‌ رفت‌. در آذرماه‌ 1354 جسد باقرخان‌، سالار ملی از روستای‌محمد امین‌ که‌ اکنون‌ بیشمان‌ نام‌ دارد، به‌ تبریز منتقل‌ و با احترام‌ در گورستان‌ طوبائیه‌ دفن‌ شدند و بنایی شایسته‌ بر گور او برپا گردید.
 
ثقة الاسلام

میرزا علی آقا ثقه الاسلام، فرزند حاج میرزاموسی ثقه الاسلام در سال 1277ق در تبریز دیده به جهان گشود، تحت نظر پدر به فراگیری علوم دینی پرداخت و برای ادامه تحصیلات دینی به عتبات عالیات عزیمت کرد. با کسب درجه اجتهاد پس از هشت سال در 1308ق به موطن خود بازگشت و پنج سال در نزد پدر به دستیاری وی مشغول بود.ثقه الاسلام در تبریز با آثار طالبوف، مستشارالدوله و نشریات فارسی زبان که در اسلامبول و کلکته منتشر می شدند آشنا شد و به هواداران مشروطه خواهی پیوست و در زمانی که مشروطه خواهان تبریزی به تشویق کنسول انگلیس، و در اعتراض به محمدعلی میرزای ولیعهد در کنسولگری انگلستان تحصن کردند ثقه الاسلام از مخالفان این تحصن بود و امور مربوط به متحصنین را در مسجد حل می کرد. ثقه الاسلام با مکتوبات خود مراجع بزرگ را به عتبات عالیات در جریان تمام تحولات آذربایجان قرار می داد و برای خروج قوای بیگانه روس از خاک آذربایجان تلاش بسیار می کرد. روسها نیز با وی سر سازگاری نداشتند. ثقه الاسلام به همراه هفت تن از مجاهدان آذربایجانی در جریان مبارزه با قوای متجاوز روس در عصر عاشورا در میدان مشق به دست جلادان روس اعدام شد. او قبل از شهادت دو رکعت نماز به جا آورد و گفت: « چه سعادتی بالاتر از اینکه در این ایام به فیض شهادت نایل می شویم و همه با شهیدان کربلا محشور خواهیم شد.»
 
شیخ محمد خیابانی

شیخ محمد خیابانی  )۱۲۵۹ ش. ۱۲۹۷ / ه.ق. - ۱۲۹۹ ش. / ۱۳۳۸ ه.ق.) از روحانیون آزادی‌خواه تبریز در خامنه در نزدیکی تبریز متولد شد. خیابانی از فعالان سیاسی در دوره انقلاب مشروطه ایران بود. او در مجلس دوم به وکالت رسید و بعد از دورهٔ دوم به تبریز رفت و قیام نمود، که سرانجام این قیام به شکست و کشته‌شدن وی منتهی شد. وی در جنگ جهانی اول در برابر فشار روس‌ها مقاومت کرد و پس از آن نیز بر علیه حکومت وقت داخلی شورید. عاقبت با ورود والی جدید مخبرالسلطنه در تبریز کشته شد.

   
   

comment نظرات ()
سابقه تاریخی آذربایجان
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦
   
 

قبل از اسلام:

استان آذربایجان شرقی بخشی از سرزمین باستانی ماد است تا روزگار اسکندر و جانشینان وی آذربایجان را بخشی از ماد یا ماد کوچک می نامیدند. لیکن در زمان اسکندر مقدونی بر ایران در سال (331 ق.م) سرداری به نام آتور پات یا آتروپاتن که شهربان منطقه ماد کوچک بود در این سرزمین قیام کرد و آنگاه با انعقاد عهدنامه ای از واگذاری آذربایجان به دست یونانی ها جلو گیری نمود و اسکندر بدین شرط که آتروپات خود را تابع امپراتوری وی بداند اورا در آنجا باقی گذارد. پس از مرگ اسکندر که خونریزی در بین جانشینان وی در گرفت ، آتروپات به حکمرانی این منطقه رسید و به پاس خدمات وی از جلوگیری اعمال نفوذ بیگانگان در این منطقه ماد کوچک را بنام سردار آتروپات خواندند و سپس به اسامی مختلف ، آذر بادگان و آذرآبادگان معروف شد.

در روزگار ساسانیان آذرپاتکان یکی از ایالات مهم ایران وبه قول یونانی ها ساتراپ نشین بوده که به علت وجود آتشکده معروف آذر گشسب و آتشکده های دیگر ، به نام آذربایجان معروف شد.

 

بعد از اسلام:

  آذربایجان در دوره اسلامی یکی از مهمترین ایالات ایران محسوب می شد و از زمان زوال ساسانیان تا امروز مرکز حوادث بسیاری بوده و نقش بزرگی در جریان تاریخ داشته است.

با حمله مغولان و با ورود هلاکوخان ، آذربایجان مرکز شاهنشاهی مغولان از خراسان تا شام شد. پس از مغولان و خاندان ترکان قره قیونلوها و آق قیونلوها بر این منطقه تسلط یافتندو بعد شاه اسماعیل اول تبریز را پایتخت ایران اعلام کرد . بعد ها در دوره قاجار و در زمان سلطنت فتحعلی شاه قاجار بخشی از آذربایجان طی عهد نامه های به روسیه واگذار شد. از نام های دیگر این سرزمین ایرانویچ ،آذرگشسب و آتورپادگان است . بعد از فتحعلی شاه ، شهر تبریز ولیعهد نشین شد و احمد شاه و ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه و بالاخره محمدعلی شاه دوران ولایت عهدی خود را در این شهر گذراندند. رضاخان در سال 1300 شمسی سیطره حکومت مرکزی ایران را بر این منطقه برقرار کرد. با شروع جنگ جهانی دوم در سال 1320 شمسی، نیروهای شوروی وارد ولایات شمالی ایران از جمله آذربایجان شدند. این نیروها در اردیبهشت ماه 1325 شمسی به دنبال طرح مسئله آذربایجان در سازمان ملل متحد، آذربایجان را تخلیه کردند. مردم آذربایجان در جریان ملی شدن صنعت نفت در سال 1329 شمسی مبارزه را علیه استعمار انگلیس آغاز کردند و سرانجام با پیروزی ، انگلیس شکست خورد

 


comment نظرات ()
مشاهیر استان آذربایجان شرقی
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:٥٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


مشاهیر مذهبی

 

علامه محمدتقی جعفری (فیلسوف شرق) علامه عبدالحسین امینی (صاحب الغدیر) علامه سید محمدحسین طباطبائی (صاحب تفسیر المیزان) (سید علی آقا قاضی تبریزی) (میرزا جواد آقا ملکی تبریزی), آیت الله العظمی سید علی حسینی خامنه ای (رهبر معظم انقلاب) شهید آیت الله قاضی طباطبایی (اولین شهید محراب) شهید آیت الله سید اسدالله مدنی (دومین شهید محراب)

مشاهیر سیاسی

 

حسین‌خان باغبان (مجاهد مشروطه) باقرخان (سردار و مجاهد مشروطه) زینب پاشا (مبارز مشروطه) سید‌حسین تقی‌زاده (مبارز سیاسی) شهید ثقة‌السلام (روحانى مبارز) حاج‌ خدادادی خوئی (مجاهد مشروطه) شیخ‌محمد خیابانی (مبارز مشروطه) حاج‌علی دواچی (مجاهـــد مشروطه) نظام‌الدین دهخورقانی (مجاهد مشروطه) ستارخان (سردار و مجاهد مشروطه) بولوت قره‌چورلو (شاعر ملى انقلابى)على مسیو (مجاهدمشروطه)مهدی کوزه کنانى (مجاهد مشروطه) 

مشاهیر هنری

 

میرزا فتحعلی آخوندزاده (نمایشنامه نویس) اقبال آذر (موسیقى) آشیق شهنازی آشیق قشم آقا‌میرک (نقاش) میرمصور ارژنگی (نقاش) آشوب بابایان (موسیقى و مجسمه سازى) استاد باجالانلو (نقاش) استاد باقری (فرش) استاد برگی (طراح فرش) استاد بنام (فرش) کمال‌الدین بهزاد (نقاش) بیگجه‌خانی (موسیقی) میرعلی تبریزی (خوشنویس) استاد حسینی (فرش) میرزاتقی خیابانی (طراح فرش) غلامحسین خیابانی (فرش) استاد دادستانپور (تار نواز) استاد علی‌اکبر رسام (نقاش، تذهیب کار، طراحى فرش و مرمت تابلوهاى قدیمى) محمد‌علی رشدی (بازیگر تئاتر) روفه‌گر حق (فرش) سانوسیان (موسیقیدان) استاد سلیمی (موسیقى) حسین شبیهی (تعزیه گردان) گنجعلی صباحی (بازیگر تئاتر) عذاری (موسیقى) استاد رسام عرب‌زاده (فرش) استاد عماد (فرش) غنی‌نژاد (موسیقى) برادران فخرالدینی (عکاس و موسیقى دان) فرنام بهمن فریسی (موسیقى) میرزاعبدالحسین‌خان (نمایشنامه نویس) برادران قابچی (سفالگر) گریگوریان (نقره کار) عبدالقادر مراغى (موسیقى) استاد معمـــــــاران (معمارى) استاد نخجوانى (نقاش) بیوک خان نخجوانى (کارگردان نمایش)

مشاهیر  فرهنگی

 

=جبار باغچه‌بان = محمد‌علی تربیت   =علی دهقان  = میرزا حسن رشدیه

مشاهیر ادبیات

 

پروین اعتصامی (شاعر) یدالله امینی (شاعر) اوحدی مراغه‌ای (شاعر) همام تبریزی (شاعر) کمال خجندی (شاعر) صادق رضازاده (استاد ادبیات) غلامحسین ساعدی (نویسنده) احمد شاملو (شاعر) شیخ‌محمود شبستری (عارف و شاعر) معجز شبستری (شاعر) شمس‌الحکما (شاعر) شمس تبریزی (از عرفاى معروف قرن هفتم هجرى) استاد شهریار (شاعر) قمری (شاعر) میرزا حسین کریمى (شاعر) مدینه گلگون (شاعر) سهند مراغه اى (شاعر) دخیــــــل مراغه اى (شاعر) ابوالقاسم نباتی اوشتبین (شاعر)

مشاهیرعلم وپژوهش

 

ترابی طباطبائی (محقق و باستان شناس) دکتر علی‌اکبر ترابی (جامعه شناس) دکتر سلام ا... جاوید (محقق) دکتر خیامپور (محقق) دیباج (باستان شناس) ذکاء (محقق و نویسنده) دکتر جابر عناصری (متولوژیست) محمد‌علی فرزانه (محقق معاصر) ابوالقاسم فیوضات (عالم و دانشمند) حسن قاضی طباطبائی (استاد دانشگاه و محقق) دکتر منوچهر مرتضوى (استاد دانشگاه و محقق) پروفسور محسن هشترودى (ریاضیدان) دکتر جواد هیئت (محقق) فیلسوف‌الدوله (پزشک و فاضل) پروفسور حمید مولانا (جامعه شناس) پروفسور رحیم رحمان زاده (پزشک) پروفسور محمود آخوندی (حقوقدان)


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان هشترود
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


شهرستان هشترود با وسعت 1990 کیلومتر مربع در جنوب استان آذربایجان شرقی واقع است. این شهرستان از شمال به شهرستان بستان آباد، از شرق به شهرستان میانه، از جنوب به شهرستان چاراویماق و از غرب به شهرستان مراغه محدود است.

جغرافیای طبیعی شهرستان هشترود

آب و هوا:

اقلیم نیمه خشک سرد و اقلیم ارتفاعات فوقانی در تقسیم بندی آمبرژه اقالیم حاکم بر منطقه به شمار می رود که ضریب رطوبت ( Q1) در آن 25 الی 180 معدل حداکثر درجه حرارت گرم ترین ماه سال (M) 26 الی 32 و معدل حداقل درجه حرارت سردترین ماه سال (M) 26 الی 32 و معدل حداقل درجه حرارت سردترین ماه سال (m) 10 تا 18 درجه سانتی‌گراد می باشد. مقدار بارندگی سالانه 350 الی 550 میلیمتر و متوسط دمای سالانه 6 الی 11 درجه سانتی گراد و تعداد روزهای یخبندان 96 الی 180 روز در سال است.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

شهرستان هشترود در میانه سه واحد توپوگرافی، یعنی رشته کوه بزقوش در شمال شرق توده آتشفشانی سهند در سمال و رشته کوه های تخت سلیمان در جنوب قرار گرفته است. این منطقه شکل یافته دو واحد کاملاً متمایز توپوژرافیکی می باشد که موقعیت مکانی و پیوند عناصر واحدهای مذکور باعث شکا یابی کل منطقه به صورت یک واحد جغرافیایی گردیده است. در این واحد تبلیغاتی – خط راس ارتفاعات و واحدهای منفرد کوهستانی در شمال و شمال غرب از یک سو و همچنین قلل مرتفع فلات جنوبی ( کوه های تخت سلیمان) از سوی دیگر و پیوستن دامنه های فلات جنوبی با دامنه های مرتفعات شمالی در غرب شهرستان، منطقه مورد مطالعه را به صورت چاله بسته ای که تنها به سمت شرق و دره قزل اوزن باز می شود درآورده است. ارتفاع عمومی زمین در این شهرستان از 1300 متر تا 3200 متر تغییر است ولی قسمت اعظم اراضی منطقه را زمین هایی تشکیل می دهند که ارتفاع عمومی آنها 500 الی 2000 متر می باشد.

پوشش گیاهی:

مراتع شهرستان مساحتی معتدل 173750 هکتار را تشکیل می دهد که عمدتاً در دامنه تخت سلیمان و سهند واقع شده و حدود 8/3% کل مرتع استان را شامل می شود. از کل مراتع شهرستان حدود 20% مساحت آن را مراتع خوب با پوشش گیاهی 50 الی 100 درصد و 60% را مراتع متوسط با پوشش گیاهی 25 تا 70 درصد و بقیه را مراتع فقیر تشکیل می دهد شهرستان از حیث وجود مراتع نسبتاً غنی بوده و تولید علوفه مراتع سالانه معادل 54700 تن علوفه خشک در سال می باشد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و نظرکهریزی)، 7 دهستان و 2 نقطه شهری به نام های هشترود و نظرکهریزی می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان هشترود در حدود 611،64 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان هشترود

شهرستان هشترود در سال 1321 دهکده ای بود در دامنه آفتابگیر رود خانه سراسکندرود این دهکده دارای 10 آسیاب آبی و چند کارخانه روغن گیری بود شاید این دهکده نام خود را از این ده آسیاب گرفته باشد در این سال ( 1321 ) سراسکند به مرکزیت منطقه هشترود تبدیل میشود و تا سال 1337 این بخش را از آن خود کرده است : در همین سال این منطقه به کوشش حسن آقا افتخار هشترودی به فرمانداری مبدل میشود .

حوالی سال 1340 این شهرستان رضا شهر نامیده شد و در سال 1350 این شهرستان آذران نامیده شد شاید نام آذران به دلیل نزدیکی به آتشکده تخت سلیمان میباشد . زیرا در اوستا آذرگان ، آتشکده تخت سلیمان ، در آذربایجان ذکر گردیده است . بعد از آن نام این شهرستان هشترود شد این نام هم به دلیل جریان هشت رودخانه ، قرانقو – آیدوغموش – آجی چای – قلعه چای – قوری چای – لیلان چای – اجیرلو – قره قیه میباشد که از این شهرستان می گذشتند بنا بر نوشته ها قدیمی ترین منبع در باره این شهرستان تاریخ تحریر وصاف میباشد که نام این شهر در آن هشترود آمده است و اهالی هشترود در مورد وجه تسمیه مهم شهرستان میگویند  : نام اصلی این محل سرکسن ( sarkasan ) بوده است . در زمان قدیم پادشاهی خونخوار بنام ضوهنگ zohang   ( ضحاک ) در این مکان حکم می رانده است که به جادوی یک جادوگر دو مار بر روی دوشهای پدیدار میگردند . غذای مارها مغز انسان بوده که شهر فعلی در آن زمان کشتارگاه آن پادشاه بود که انسانها را از روستاها میاوردند و آنجا سر از تنشان جدا میکردند و مغزهای آنان را به ضحاک می فرستادند . روزی از روزها در روستای خورجستان آهنگری بوده که 5 فرزند داشته است که چهار تا از آنها را سر بریده اند و مغزها یشان را به مارهای ضحاک داده بودند وقتی نوبت به فرزند پنجم میرسد او درفشش را بر میدارد تا پسرش را آزاد کند وی به سوی قزوین میرود تا فریدون را بیاورد و ضحاک را سرنگون کرده و از تخت سلطنت پا ئین بیاورد و فریدون را بجای او به تخت کرسی بنشاند و فرزندش را آزاد کند . خلاصه فریدون را میاورد و ضحاک را به کمک مردم سرکوب میکنند وفریدون را به تخت میرسانند .

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان هشترود

 قلعه ضحاک (فاناسپا):

قلعه ضحاک و آثار باستانی و تاریخی موجود در آن یکی از مهمترین و مشهورترین  مراکز تاریخی و تمدنی کشور ماست که دیر گاهی است روزگاران آبادانی خود را پشت سر گذاشته و در این ایام پیری و دیرینه سالی سکوت و خلوت کوهستانی سرسبز منطقه را پشت سر گذاشته و به حیات آرام و خسته خود ادامه میدهد تا آیینه عبرتی باشد در مقابل دید کنجکاو و پرسشگر بازدیدکنندگان که رنج و مرارت راههای دور و پر پیچ و خم منتهی به آن را بجان می خرند تا آثا ر گرد و غبار زمان بر چهره نشسته با مجموعه طبیعت سرشا رپیرامون آن دیداری داشته باشند و ساعتی را در کنار چشم انداز طبیعی و همیشه خروشان قرانقو چای آرام گیرند و با دیدن آنچه از عظمت فرو ریخته و ویرانه های پر مرز و راز قلعه ضحاک بر جای مانده در 14 کیلو متری جنوب شرقی هشترود آشنا گردند.

چشمه پیرسقا:

در دامنه کوهی موسوم به پیر سقا واقع در 40 کیلومتری بخش قره آغاج در دهستان چا راویماق جنوب غربی شهرستان هشترود در موقعیت طول و عرض جغرافیای 46 درجه و 57 دقیقه , 36 درجه و 52 دقیقه و در ارتفاع 2200 متری از سطح دریا های آزاد چشمه ای شگفت انگیز وجود دارد که هر شبانه روز به طور متوسط چهارمرتبه با قدرت شش لیتر در ثانیه جاری و پس از یک ساعت به کلی قطع میشودو از این چشمه هنگام جاری شدن آب صدایی شبیه به صدای هواپیما به گوش می رسد. تاکنون نظریه قابل قبول و قاطعی در باره این چشمه اسرار آمیز ابراز نگردیده است.مهندسین جهاد کشاورزی قره آغاج بر این عقیده اند که شاید گازهایی در داخل کوه موجود باشد و موقعی که آب به حد کافی در گودال داخل کوه جمع شده به وسیله گازهای مزبور به بیرون رانده میشود که این عقیده بر مبنای علمی محکمی استوار نیست و نمی تواند حس کنجکاوی بینندگان را ا رضا کند . آب این چشمه گوارا و قابل شرب است و مناظر اطراف چشمه دلچسب و بسیار دیدنی است. اهالی دهکده و ساکنین روستاهای مجاور این چشمه را مقدس می شمارند و اذعان دارند که آب این چشمه به روی مردم ناپاک و ستمگر باز نمی شود و داستانهایی را در جهت توجیه عقیده خودشان بیان می کنند .

بقعه شیخ بایزید بسطامی:

در 10 کیلو متری غرب شهرستان هشترود در روستائی بنام عزیز کندی بقعه ای هشت ضلعی در پایین جاده ( اتوبان در حال احداث زنجان تبریز ) ساختمان قدیمی نمایان است که اهالی محل به آن مقبره شیخ با یزید بسطامی می گویند . ( معماری این بقعه شبیه به گنبد سرخ مراغه و گنبد علویان در همدان می باشد) این روستا دارای 85 خانوار و حدود 450 نفر جمعیت است و از حیث اقتصاد معیشتی ساختار روستا کشاورزی توام با دامداری سنتی و از نظر آب و هوا همانند بقیه نقاط شهرستان معتدل کوهستانی بوده و تنها رودخانه دائمی  جنوب آن کلقان چای جریان دارد . این ساختمان در ضلع غربی روستا و متصل به آن روستا واقع گردیده , دارای پلان 8 ضلعی با قطر داخلی 5/4 متر و قطر خارجی 5/6 متری بوده و طول هر ضلع آن را خا رج     247   سانتیمتر و دارای گنبد و تزئینات داخلی از گچ کاری و در خا رج بنا با نمای آجری که بنظر می رسد در دوره های بعدی بازسازی شده است و به لحاظ عدم اتصال آجر های نما به بدنه اصلی در اثر مرور زمان از بدنه جدا گردیده ٍو قسمتهای عمده آن فروریخته است. بنیان برج بر روی شش ردیف سنگ تراش منظم به ابعاد 26×32 سانتیمتر استوار گشته که برروی هم دو متر از اره  سنگی را تشکیل می دهد.

مسجد جامع هشترود:

این مسجد در کنا ر خیا بان شهید بهشتی شمالی نزدیک فلکه شهر قرار دارد و در حال حاضر محل برگزاری نماز جمعه و مراسمات مذهبی و سیاسی است. نمای قدیمی و اولیه جنوبی آن از بین رفته و در قسمت جنوبی و پایین ایوان چشمه ای جوشان است . این مسجد دارای 11 شبستان , شش ستون سنگی حجا ری شده به ارتفاع 5/2 متر با سر ستونهای حجا ری شده به صورت مقرنس است و با آجر قرمز رنگ ب صورت طاق گنبد ی شکل احداث گردیده است .مدخل اصلی آن از ضلع جنوبی برای ورود مردان است و این مسجد با حدود 600 متر مربع مساحت به شکل مستطیل ساخته شده و گتیبه ای در بالای منبر وجود دارد که نشان از تاریخ و سازنده مسجد دارد.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان ورزقان
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

 

این شهرستان با وسعت 2368 کیلومتر مربع از شرق به شهرستان اهر، از غرب به شهرستان مرند، از شمال به شهرستان‌های کلیبر و جلفا و از جنوب به شهرستان‌های هریس، تبریز و شبستر محدود شده‌ است. نام دیگر شهرستان ورزقان ارسباران است و این نام به دلیل واقع شدن بسیاری از جنگل‌های ناحیهٔ سرسبز ارسباران در این شهرستان است.

جغرافیای طبیعی شهرستان ورزقان

آب و هوا:

آب و هوای ورزقان در تابستان معتدل تا گرم و در زمستان سرد و یخبندان و پربرف است. به عبارت ساده­تر، به طور کلی ورزقان منطقه­ای کوهستانی است و اطراف آن را کوه­های آق داغ، مشکعنبر، کامتال، جوشون، جله­داغ، ایری­داغ، کیامکی، خاروانا و پیرسقا فرا گرفته­اند. همین امر سبب شده تا کشاورزی و دامداری در این شهرستان رونق بیشتری داشته باشد، به گونه ای که همه ساله ورزقان در فصل تابستان شاهد حضور دام­های عشایر قره­داغ است. شهرستان ورزقان در تولید عدس مقام اول استانی و در تولید عسل مقام سوم را به خود اختصاص داده است.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و خاروانا)، 7 دهستان و 2 نقطه شهری به نام های ورزقان و خاروانا می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان ورزقان در حدود 833،46 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان ورزقان

این شهرستان سابقاً از بخش‌های شهرستان اهر و یکی از پهناورترین بخش­های آذربایجان­شرقی بود که در دهه­ی 60و در تقسیمات جدید کشوری تجزیه و تعداد روستاهای بخش از 300 روستای تابعه به حدود 110روستا کاهش یافت. در تقسیمات مذکور، بخشی از منطقه­ی دیزمار (دیزمار غربی) به مرکزیت سیه­رود از ورزقان جدا و به جلفا ملحق شد. دهستان خواجه به بخش ارتقا یافته و به همراه دهستان مواضع­خان به هریس پیوست. همچنین روستاهای آناخاتون، اسپیران، باباباغی، گلوجه و ... نیز جزو شهرستان ورزقان بودند که از این شهرستان منفک و به شهرستان تبریز الحاق شده­اند.

شهرستان ورزقان با 2368 کیلومتر مربع وسعت، به دلیل قرار گرفتن در منطقه­ی زیبای قره­داغ، دارای مناظر بدیع و بکر طبیعی است که ویژگی‌های خاصی به طبیعت ورزقان بخشیده است. روستای گل‌آخور با آبشاری زیبا،‌ منطقه چیچکلی،‌ دره زیبای سونگون و ییلاقات پیرسقا، مشکعنبر و خاروانا، روستاهای زیبایی چون کرینگان و آستمال، یخچال فصلی زیر صخره­ای کرویق، منطقه­ی زیبای هفت چشمه و رودخانه­های فصلی و دایمی از جمله جاذبه‌های طبیعی بکر و بی‌بدیل آن است. علاوه بر جاذبه‌های طبیعی آثار ارزشمند تاریخی نظیر مسجد تاریخی خاروانا، امامزاده کبودگنبد، قلعه­های آغجا قلعه و جوشین، خانه امیر ارشد، کتیبه­ی سه هزار ساله­ی سقندل، و صنایع دستی بی‌همتایی چون جوراب­بافی و گلیم‌بافی، این شهرستان را به یکی از قطب‌های گردشگری تبدیل کرده است.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان ورزقان

منطقه چیچکلی:

منطقه زیبای چیچکلی در ۳۵ کیلومتری شمال غرب ورزقان قرار گرفته ‌است. در این منطقه کوه‌ها پوشیده از گل و درخت و چمن است و عشایر قره­داغ در فصل تابستان از آن به عنوان مراتع ییلاقی بهره می­گیرند.

مسجد جامع خاروانا:

این مسجد در مرکز بخش خاروانا در ۶۰ کیلومتری شهر ورزقان واقع شده ‌است. قدمت این مسجد به سده‌های ۶ و ۷ هجری قمری می‌رسد و گویا دختر بایندرخان حاکم قره­داغ که در روستای دوزال ساکن بوده ساخته است.

خانه امیر ارشد:

خانه­ی امیر ارشد که در 12 کیلومتری غرب ورزقان در روستای اوخارا واقع شده است. این ساختمان سنگی که به «داش عمارت» مشهور است از بناهای زیبا و منحصر به فرد شهرستان ورزقان است. خانه امیر ارشد با بهره­گیری از شیوه­ی معماری تاریخی منطقه و سبک ویژه­ی ابنیه قاجاری طراحی و ساخته شده است تا نمایانگر تفکرات و باور ها و نحوه زندگی مردم منطقه باشد.

بنای داش ساختمان که در اواخر قرن سیزدهم هجری قمری توسط مهندس کرسنسکی مهندس و معمار خوش نام روس ساخته شده است طی سال­های گذشته توسط سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری مورد مرمت قرار گرفته است تا این یادگار تاریخی که بخشی از شناسنامه هویتی مردم منطقه را به وجود آورده، از دستبرد زمان و آسیب­های طبیعی در امان بماند.ساختمان این خانه در دو طبقه است که سقف طبقه همکف آجری با طاق­های آهنگ متقاطع و سقف طبقه اول چوبی است، ساختمان دارای دو بال در جانبین شمالی و جنوبی و ایوانی در سمت غربی است و بدنه ساختمان سنگی می­باشد. وسعت آن 1100 متر مربع است.

کتیبه سقندل:

روستای سقندل در 5 کیلومتری شهرستان ورزقان و در مسیر جاده ورزقان ـ اهر واقع شده است و کتیبه­ی میخی اورارتوئی در 3 کیلومتری این روستا و بر دامنه کوه زاغی بر سینه سنگی یکپارچه و مرتفع منقوش است. سمت جنوبی سنگ مزبور که به شکل هرم ناقص است، را به صورت مستطیلی به طول 116 سانتیمتر و عرض 57سانتیمتر صاف و صیقلی نموده و فرمان سر دوری پسر آرگیشتی پادشاه اورارتوئی را در ده سطر به خط میخی بر آن نقش کرده­اند.

آبشار گل آخور:

این آبشار که در روستای گل آخور از توابع دهستان ارزیل بخش خاروانا واقع شده است یکی از دل‌انگیزترین مناطق طبیعی استان می‌باشد. آب این آبشارِ بسیار خنک از دو چشمه‌ی خروشان سرچشمه گرفته و پس از عبور از داخل روستا در آخر به یک آبشار زیبا تبدیل می‌شود. ارتفاع آبشار حدود ۱2 متر می‌باشد. ادامه آبشار پس از عبور از دره زیبا، سرسبز و پر درخت و گذر از روستای ارزیل با رود طرزم در هم می­آمیزد و رود بزرگی را تشکیل می­دهد و آنگاه به سمت روستای حاجیلار و کبودگنبد سرازیر می‌شود.

قلعه تاریخی جوشین:

قلعه تاریخی جوشین یا جوشون در 26 کیلومتری غرب ورزقان بسوی جلفا و در 6 کیلومتری روستای جوشین واقع شده و راه آن بسیار سخت و کوهستانی است. قلعه بر فراز کوهی است که سه طرف آنرا شیب‌های دیوار مانند احاطه کرده است و تنها راه ارتباطی آن یک گذر کوهستانی تنگ است که فقط یک یا دو نفر می‌توانند به زحمت از آن بالا روند، به این علت، نگاهبانی و دفاع از این قلعه حتی با تعدادی معدود هم ممکن بوده است.  قلعه­ی جوشون دارای استخرهای متعدد که در دل سنگ­های خارا کنده شده است، می­باشد. از استخرهای معروف آن خدیجه گؤلی را می­توان نام برد که در کنار امامزاده جوشون واقع شده است. می­گویند وقتی آتش در این قلعه مشتعل می­شد از قلاع بابک، آغجاقلعه و قیزقلعه سی واقع در جمهوری آذربایجان دیده می­شده است. نیروهای رزمی با این وسیله به همدیگر علامت جنگ یا صلح می­دادند. این قلعه نیز به احتمال زیاد به زمان مادها برمی گردد. قلعه­ی جوشون در حمله­ی اعراب به ایران یکی از مراکز مقاومت بود. سفال‌هایی که در محوطه‌ی قلعه پیدا شده مربوط به هزاره اول قبل از اسلام و قرون اولیه اسلام تا قرن ششم هجری قمری است.

امامزاده سیدخلیل جوشین:

زیارتگاه امامزاده سید ابراهیم خلیل در 35 کیلومترى راه ورزقان به خاروانا و در روى تپه‌اى در زیر قلعه‌ی جوشون قرار دارد. این زیارتگاه از راه انشعابى به مناطق سر سبز و زیباى چیچکلى 10 کیلومترى فاصله دارد. امامزاده سید ابراهیم خلیل فاقد سنگ نبشته بر روى مزار شریف بوده و نسب‌نامه‌اى مشاهده نشده است ولى اهالى منطقه اعتقاد راسخ و محکمى به این امامزاده دارند و ایشان را از نوادگان حضرت امام موسى بن جعفر (ع) می‌دانند. در طول سال علاوه بر زائرین این مکان مقدس، هزاران نفر از گردشگران منطقه و کوهنوردان از امامزاده بهره می‌برند. همچنین با توجه به قرار گرفتن آن در بین راه شهر ورزقان به شهر خاروانا و روستاهاى منطقه، از این محل به عنوان نمازخانه‌ی بین راهى و استراحت‌گاه استفاده می‌گردد.

گنبد الله الله:

گنبد الله الله در قبرستان قدیمی روستای کبودگنبد بخش خاروانا واقع شده است. پلان مقبره دایره و قطر آن 75/4 متر می‌باشد. بنا دارای دو طبقه شامل سردابه و طبقه اول بوده است. گنبدهای طبقه فوقانی ریخته است. ازاره بنا سنگی و ساقه بنا با آجر چهارگوش قرمز بنا شده که کلمات الله با آجرکاشی فیروزه‌ای تزئین شده است. کتیبه‌ها و اسلیمی‌های حاشیه درب‌های چهار طرف طبقه اول با کاشی معرق می‌باشد. تاریخ بنای برج را با توجه به رج‌های آجری با تزئینات اسماء الله در آذربایجان می‌توان به اواخر دوره ایلخانان مغول تا صفویه نسبت داد. خصوصیات بارز وعوامل تزئین شده بنا برج مقبره است. تاریخ و کتیبه‌ای روی آن باقی نمانده است. ترکیب آجرکاشی فیروزه‌ای در متن ساقه بنا که سبب شده است به کبودگنبد شهرت پیدا کند، زیبایی خاصی به آن بخشیده است. متن کلمات روی بدنه الله و محمد می باشد.

روستای آستمال:

آستمال روستایی با قدمت چند هزار ساله که می توان مردم آنرا به دو قوم آستامال و آس آن که دو نژاد ترک هستند نسبت داد، با طبیعت بکر خود ذهن هر کسی را به خود مشغول می­کند. به علت دور بودن روستا، حدود 20 کیلومتر از راه آن خاکی است که باعث ناشناس ماندن آن منطقه و طبیعت بکر آن است. به علت همجوار بودن روستا با جنگل­های ارسباران، گردشگران و کوهنوردان زیادی به این روستا می­آیند. در نزدیکی آستمال روستایی سروستان (سوستین) نام وجود داشته که از بین رفته است. منطقه ی کوروش که در نزدیکی آستمال است به گفته ی شفاهی (افرادی که اهل آن منطقه هستند) مربوط به کوروش، شاه ایران است که البته نمی­توان به گفته­ی شفاهی افراد اعتماد کرد. روستای آستمال سابقه­ی تاریخی کهنی دارد و در گذشته به دژ قوم ماد معروف بوده است. سکونت در این مکان به هزارۀ اول قبل از میلاد باز می‌گردد. مسجد قدیمی، زیارتگاه‌های سیدجبرئیل و پیرصندوق از جمله آثار تاریخی و مذهبی روستای آستمال است. اهالی روستا نسبت به امامزاده­ی سیدجبرئیل که در5 کیلومتری روستا واقع شده، اعتقاد عمیقی دارند و نذورات خود را به ضریح آن می­بندند.  اهالی روستا لهجه­ی خاصی نسبت به دیگر روستا های همجوار دارند که لهجه­ی بسیار شیرینی است.

روستای کرینگان:

روستای کرینگان که در منطقه­ی حسنو واقع شده است از این جهت دارای اهمیت است که اهالی آن به زبان تاتی صحبت می­کنند. قبلاً اهالی چندین روستای دیگر نیز در دهستان­های حسنو و دیزمار شرقی به زبان تاتی صحبت می­کردند که امروزه از بین رفته است. با این حال اهالی‌روستای‌ ملک‌ تالش‌ و روستای‌ ونستان‌ در نزدیکی‌ کرینگان‌ نیز با زبان‌تاتی‌ آشنایی‌ دارند. کرینگان قبلاً نزدیک به یکصد خانوار داشت که امروزه به کمتر از 30 خانوار کاهش یافته است. علاوه بر آنچه که گفته شد در سال­های گذشته، 55 تپه و محوطه­ی تاریخی شهرستان ورزقان در فهرست آثار ملی ثبت شده است که قدمت آن­ها مربوط به دوران فرا پارینه سنگی تا قرون میانه اسلامی می­باشد. «تپه داش‌باشی(ارمنی گوللویی)» روستای امیر‌آباد با قدمت دوران اورارتو، هزاره اول ودوم قبل از میلاد، «قلعه کندی بولاغ» روستای مسقران با قدمت عصر آهن و هزاره اول قبل از میلاد، «قلعه داشی» ارزیل با قدمت هزاره اول قبل از میلاد و قرون اولیه و متاخر اسلامی، «قلعه اژدها داشی» شهر تاریخی اژدها داشی در نزدیکی اندریان با قدمت هزاره اول قبل از میلاد، «گورستان سقای» با قدمت هزاره اول قبل از میلاد، «قلعه سرخه دیزج» با قدمت اورارتو، هزاره اول قبل از میلاد و قرون 6 – 8 هجری و «تپه الله‌لو» روستای الله لو با قدمت هزاره اول قبل از میلاد و دوران اشکانی و ساسانی از آن جمله هستند.

معادن ورزقان

شهرستان ورزقان از حیث معادن بسیار غنی است. این شهرستان با قرار گرفتن بر روی کمربند آلپ ـ هیمالیا دارای اندیس‌های متعدد مس و عناصر فلزی دیگر نظیر سرب، روی و آهن می‌باشد. کمربند یاد شده از کوه‌های آلپ در اروپای‌غربی شروع شده و پس از عبور از کشورهای اروپای‌شرقی از ناحیة مرزی جلفا وارد ایران می‌شود و در نهایت با عبور از کشورهای پاکستان و هندوستان به کوه‌های هیمالیا ختم می‌گردد. در ناحیه­ی ورزقان بر روی این کمربند بیش از30 اندیس معدنی مس شناسایی شده است.

کانسار مس سونگون که در شمال ورزقان قرار گرفته است، بزرگترین اندیس مس در شمال‌غرب ایران است. این کانسار یکی از بزرگترین کانسارهای مس دنیا بوده و قابل مقایسه با معادن دنیا مانند بینگهام در آمریکا، چوکی کوماتا در شیلی است.

مس سونگون:

فاصله این معدن از تبریز ۱۳۰ کیلومتر و از ورزقان ۲۵ کیلومتر بوده و در مجاورت روستای سونگون واقع است. معدن مس سونگون در یک منطقه کوهستانی با متوسط ارتفاع ۲۰۰۰ متر بالای سطح دریا واقع شده است. روستا و توده نفوذی سونگون، بر روی رشته کوه­های قره داغ و ارسباران قرار گرفته‌اند. این رشته کوه‌ها با ۸۰ کیلومتر عرض بخشی از کمربند آندزیتی آلپ ـ هیمالیا می باشند. بلندترین و مرتفع­ترین نقطه­ی آن ۲۴۶۰ متر و پست­ترین نقطه­ی آن نیز ۱۷۰۰ متر می­باشد. بدین ترتیب اختلاف ارتفاع در محدوده معدن حدود ۷۵۰ متر می­باشد که سبب ایجاد توپوگرافی شدید و دامنه­های پرشیب شده‌ است.

کانی­سازی اصلی کانسار شامل کانی‌های مس و مولیبدن است. ذخیره احتمالی حدود ۴۷۰ میلیون تن و ذخیره ممکن حدود ۶۰۰ میلیون تن برای کانسار است که در مجموع کل ذخایر قطعی، احتمالی و ممکن در محدوده کانسار سونگون حدود 7/1 میلیارد تن سنگ مس با عیار 62 گرم بر تن است و بدین صورت معدن مس سونگون دارای ذخیره احتمالی و قطعی بالایی نسبت به معدن مس سرچشمه کرمان است. مجتمع مس سونگون به تنهایی ۳ درصد ذخایر مس جهان را در اختیار دارد. هرچند مجتمع مس سونگون از سال­ها پیش فعالیت خود را آغاز کرده است اما تاکنون تنها محصول تولیدی مجتمع کنسانتره مس بوده که آن هم به دلیل نبود کارخانجات ذوب به سمت کرمان بارگیری می­شود. در راستای عملیات اجرایی طرح توسعه مجتمع معدن مس سونگون شهرستان ورزقان از دو سال پیش آغاز شده است که در آن ایجاد و راه اندازی چهار واحد جدید تغلیظ، ذوب، اسید سولفوریک و پالایش مجتمع مس سونگون پیش­بینی شده است.

برای ساخت و توسعه مجتمع مس سونگون از سال ۷۸ تاکنون بیش از ۵ هزار میلیارد ریال هزینه شده است. علاوه بر آن برای اجرای عملیات اجرایی چهار واحد جدید این مجتمع نیز بیش از ۷۰۰ میلیارد ریال از محل منابع سازمان توسعه و نوسازی معادن مس ایران سرمایه­گذاری خواهد شد. طراحی اولیه این معدن براساس استخراج ۷ میلیون تن در ۶ سال نخست و ۱۴ میلیون تن در سال های بعدی انجام گرفته است. کارشناسان صنایع و معادن آذربایجان­شرقی، میزان اشتغال مستقیم در این پروژه را ۲هزار و ۵۰۰ نفر تخمین می­زنند، اما به گفته آنان، ایجاد صنایع پایین دستی صنعت مس در این منطقه بیش از ۲۵ هزار زمینه شغلی جدید ایجاد می­کند.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان هریس
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


شهرستان هریس حدود 6/2377 کیلومترمربع مساحت دارد و از جنوب به شهرستان بستان آباد، از شرق به شهرستان های سراب و مشکین شهر، از غرب به شهرستان تبریز و از شمال به شهرستان های اهر و ورزقان محدود است.  این شهرستان حدود 2/3 درصد کل وسعت استان آذربایجان شرقی را تشکیل می دهد.

جغرافیای طبیعی شهرستان هریس

حدود 70 درصد از وسعت این شهرستان را اراضی جلگه ای و 30 درصد آن را مناطق کوهستانی تشکیل می دهند. پست ترین نقاط آن 1500 متر و مرتفع ترین آن 3143 متر از سطح دریا ارتفاع دارد.

آب و هوا:

 شهرستان هریس در مرتفعات دارای کلیمای استیپی سرد و در نقاط پست یعنی کناره تلخه رود دارای کلیمای مدیترانه ای است که به طور کلی دارای زمستان های سرد و یخبندان و تابستان های ملایم می باشد. متوسط درجه حرارت حداقل 25- در زمستان و حداکثر 35 درجه در تابستان می باشد. متوسط بارندگی سالانه شهرستان 35 میلی متر بوده که غالباً 87 میلی متر آن در پاییز و 90 میلی متر در زمستان و 172 میلی متر در بهار و یک میلی متر در تابستان نازل می گردد.

پوشش گیاهی:

 شهرستان هریس به لحاظ قرار گرفتن در دامنه کوه های بزغوش، سابلاغ داغ، آق داغ و قوشاداغ و با داشتن حدود 70% خاک جلگه ای از مناطق مستعد کشاورزی می باشد. قسمتی از این مناطق و بلندی های آن سرسبز و دارای مرتفع درجه یک و دو بوده و هرسال از 15 خرداد ماه تا 15 شهریور ماه پذیرای تقریباً 7000 خانوار عشایر می باشد که در دامه کوه ها و مراتع به دامداری مشغول می شوند.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

مهم ترین کوه ها و ارتفاعات منطقه بدین شرح هستند:  رشته کوه های بزغوش، سابلاغ داغ، آق داغ و قوشاداغ با قله ای به ارتفاع 3143 متر در شمال هریس و در حد فاصل دو شهرستان اهر و هریس در امتداد شرق به غرب واقع شده و مرز مشترک حوضه آبریز ارس و تلخه رود بوده است.  کوه آیناخلی که از شمال شرقی به جنوب غربی در بخش خواجه کشیده شده و حداکثر ارتفاع آن 2873 متر است.  کوه پیرداغ که با ارتفاع 2852 متر در منتهی الیه غرب شهرستان هریس واقع شده و از ارتفاعات مشرف به روستای نهند در بخش خواجه می باشد.

منابع آبی:

منابع تامین آب های منطقه عمدتاً از باران های بهاره و پاییزه و ذوب برف های زمستانی و قسمتی نیز از جاری شدن آب چشمه های طبیعی است. علاوه از آن جریان پر آب رودخانه تلخه رود ( آجی چای که از ارتفاعات سبلان – قوشا داغ – آنیاخلی – آق داغ و بزغوش و دامنه های شمالی سهند سرچشمه گرفته و در قسمت جنوبی از شرق به طرف غرب جریان دارد که از منابع آب های سطح الارض محسوب می شود. از رودخانه های مهم منطقه می توان به رودخانه هریس – رودخانه زرنق – رودخانه اوجان چای و مسیل مینق – خلج و نمرور اشاره نمود.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و خواجه)، 6 دهستان و 5 نقطه شهری به نام های هریس، بخشایش، زرنق، کلوانق و خواجه می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان هریس در حدود 626،67 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان هریس

هریس یکی از قدیمی ترین مناطق آذربایجان شرقی است. در وقف نامه ربع رشیدی نام بسیاری ازآبادی های آذربایجان آمده است و نشان می دهد که پاره ای از‌ آن ها (نظیر هریس) در قرن های هفتم و هشتم هجری قصبه هایی آباد و بزرگ بوده اند. چند بنای تاریخی مهم از دوره ی فرمان روایی ایلخانان و جانشینان آنان در این بخش به جای مانده است که عبارتند از: بقعه شیخ اسحاق (در روستای خانقاه خانمرود) گورستان مینق، گورستان هیق، گورستان گوور، مسجد سنگی جمال‌ آباد، و مسجد اسنق (مربوط به قرن هشتم هجری). هریس یکی از قدیمی ترین مراکز صنعت فرش در آذربایجان و ایران است و فرش های «مرز بلند» آن شهرت جهانی دارند.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان هریس

چشمه های هریس:

چشمه ی آب معدنی آن، آبشار شیرلان و طبیعت بکر آن، آبشار اسماعیل کندی، آبشار بلند و زیبای دربند گوراوان، کوه ساپلاغ، چشمه سوقالخان و ... .

شیران و مینق:

شیران یکی از روستاهای قدیمی استان آذربایجان شرقی است که در دهستان خانمرود بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شده‌است. مینق نیزیکی از روستاهای استان آذربایجان شرقی است که در دهستان بدوستان شرقی بخش مرکزی شهرستان هریس شهرستان هریس واقع شده‌است.

بقعه شیخ اسحاق:

در ساحل جنوبی رودخانه کوچک روستای خانمرود واقع در شهرستان هریس بقعه آجری مستطیل شکل به ابعاد 6× 5/13 متر با ازاره های سنگی و دیوار های آجری قرار دارد که مردم محل آنرا بقعه شیخ اسحاق مینامند. تاریخ احداث بنا را با توجه به گورستان مجاور و شیوه معماری میتوان به دوره صفویه نسبت داد. این بنا از سه قسمت تشکیل یافته است : ایوان ـ مسجد ـ مقبره. ایوان مشرف به شمال و دارای دو ستون چوبی است. مسجد به شکل مستطیل و با پوشش تخت چوبی به ابعاد 5/6 × 5/4 متر و نهایتاً مقبره که در جنوبی ترین قسمت بنا واقع شده و آسمانه آن گنبد کروی بلندی به ارتفاع تقریبی 11 متر میباشد. در قسمت بالای ورودی سنگ نبشته ای به خط ثلث وجود دارد که نام بانی آن است و امروزه قسمتی از آن از بین رفته است. مقبره در گورستان قدیمی روستای خانقاه واقع شده که سنگ قبرهای باقیمانده از پرکارترین آثار حجاری قرون 9 و 10 میباشد.

اقتصاد

اقتصاد منطقه بیشتر به کشاورزی ( زراعت، باغداری، صیفی کاری) و دامداری و صنایع دستی متکی بوده و موارد متفرقه در درجات بعدی قرار دارند.

کشاورزی

کشاورزی بهترین بخش اقتصادی منطقه است و بیشترین جمعیت فعال را در خود جای داده و سهم عمده ای در تامین درآمد خانوارها دارد. کشاورزی منطقه شیوه تولید معیشتی و نیمه سنتی و نیمه مکانیزه است و اغلب بهره برداری ها از منابع آب و خاک به صورت تلفیقی از زراعت و دامداری است. بیشترین سطح اراضی زیرکشت در کشاورزی به گندم اختصاص دارد و به ترتیب جو و علوفه و حبوبات و صیفی جات پیاز، سیب زمینی، در درجات بعدی کشیت قرار دارند.

با توجه به این که اقتصاد منطقه در درجه اول به کشاورزی متکی است اکثریت قریب به اتفاق ساکنین منطقه یا مستقیماً از محل امور کشاورزی امرار معاش می نمایند و یا در رابطه مستقیم با فرآورده ها و امور جنبی آن اشتغال دارند. لذا حدود 90 درصد نیروی فعال ( خانوار) در این بخش شاغل بوده که عموماً مصرف خانوار از این محل تامین و مازاد بر میزان مصرف خانوار از طریق شرکت تعاونی روستایی و یا سایر افراد متفرقه در بازارها فروش رسیده و نیازمندی های خانوار به کالاهای دیگر از این محل تامین می گردد.

صنعت

منطقه هریس فاقد کارخانه و کارگاه و شهرک صنعتی بوده ولی اخیراً از سوی اداره کل صنایع شهرک های صنایع در جهت مطالعه و شناسایی زمین های مناسب اقداماتی صورت گرفته و اهالی روستاهای مینک و بیلوردی و شهر زرنق از این امر به خوبی استقبال کرده و شهرک صنعتی در حال احداث و تکمیل می باشد.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان میانه
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان میانه، در شمال غربی ایران و جنوب شرقی استان آذربایجان شرقی قرار گرفته و یکی از 19 شهرستان آن به شمار می رود. این شهرستان در محل تلاقی سه استان آذربایجان شرقی، زنجان و اردبیل قرار گرفته و 7 همسایه در اطراف خود دارد: سراب از شمال، بستان آباد از شمال غربی، هشترود از غرب، چاراویماق از جونب غربی، زنجان از جنوب، خلخال از شرق و اردبیل از شمال شرقی این شهرستان را دربرگرفته اند. شهرستان میانه با 5580 کیلومتر مربع مساحت از مجموع مساحت45162 کیلومتر مربعی استان،  به عنوان پهناورترین شهرستان استان آذربایجان شرقی محسوب می شود که یک هشتم از خاک استان و یک سیصدم از خاک ایران را دربرگرفته است.

جغرافیای طبیعی شهرستان میانه

آب و هوا و پوشش گیاهی:

شهرستان میانه به جز در دامنه‌های پست دره قزل اوزن، در قسمت میانی و جنوب شرقی که دارای اقلیم خشک و سرد است، همچنینی به جز ارتفاعات بالای ۱۸۰۰ متری بزقوش در شمال که دارای اقلیم ارتفاعات فوقانی می‌باشد، در سایر مناطق دارای اقلیم خشک سرد می‌باشد. متوسط بارش سالانه ۳۲۰ میلیمتر در نقاط کم ارتفاع جنوب شرقی و در بالای ارتفاعات بزگوش از ۳۹۳ تا ۶۰۰ میلیمتر متغیر است. متوسط دمای سالانه نیز در این شهرستان، ۳ الی ۵/۱۴ درجه سانتیگراد، در مناطق مختلف آن می‌باشد.

به طور کلی، مشخصات این شهرستان طبق گزارش سازمان برنامه و بودجه، به شرح زیر می‌باشد: - حداکثر درجه حرارت متوسط سالانه، ۷/۱۸ درجه سانتیگراد. - حداقل متوسط درجه حرارت سالانه، ۹/۴ درجه سانتیگراد. - حداقل میزان میزان رطوبت نسبی هوا، ۴۸ درصد - حداکثر میزان رطوبت نسبی هوا ۶۸ درصد. - از نظر پوشش گیاهی، دارای انواع و اقسام گیاهان خودرو می‌باشد که حدود ۴۰ رقم انواع گیاه را دربر می‌گیرد. از جمله: کنگر وحشی، علف آبه، چچم یا چچن، بولاغ اوتی، کاکوتی، بومادران، مرضه کوهی، قازآیاغی، ترشک، اسپند، خاکشیر، ریواس، پونه، نعناع کوهی، درمنه و کاکوتی و ... می‌باشد.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

شهرستان میانه، در جنوب رشته کوه بزقوش قرار دارد. ارتفاع عمومی زمین در این شهرستان، از ۷۵۰ متر در منتهی الیه گوشه جنوب شرقی آن دره قزل اوزن تا ۳۳۰۰ متر در قلل رشته کوه برغوش متغیر است.

شیب عمومی زمین به جز در گوشه جنوب شرقی شهرستان، در کلیه نقاط آن به سمت مرکز ( شهر میانه) می‌باشد و در نهایت تمامی دامنه‌ها به قزل اوزن ختم می‌شوند. از نظر شکل زمین، قلل ۲۵۰۰ الی ۳۳۰۰ متری بزگوش و زمین‌های وسیع و کم شیب پایین آن در غرب دره گرمه چای ویژگی اصلی نیمه شمالی شهرستان را تشکیل می‌دهد. رشته کوه بزقوش، که در قسمت جنوب سبلان و در شمال میانه قرار گرفته و دره علیای تلخه رود از کوه‌های بزقوش می‌باشد. امتداد این رشته کوه از مغرب به مشرق و به طول ۱۲۰ کیلومتر و ارتفاع آن در اطراف شرقی تا حدود ۳۸۰۰ متر، ولی در طرف غربی از ارتفاع آن کاسته می‌شود و در جنوب شهرستان سراب ۳۱۷۰ متر و در شیشک کوه در حدود ۲۴۵۰ متر ارتفاع دارد. رشته کوه بزقوش در جنوب شهرستان سراب و از خود میانه کاملاً نمایان است و دو درهدر طرفین بزقوش قرار گرفته که یکی آجی چای و جلگه سراب است که آن را از سبلان(ساوالان) جدا کرده و دیگر در قارانقوچای می‌باشد که از بین بزقوش و سهند جاری است.

منابع آبی:

منابع آب‌های سطح الارضی و رودخانه‌های میانه و میزان آب دهی آن به شرح زیر است: ۱- رودخانه شهری چای یا شهر چایی، با ۱۳۰ میلیون مترمکعب ۲- قرنقوچای با ۵۱۰ میلیون مترمکعب ۳- رودخانه آیدوغموش با ۱۵۰ میلیون متر مکعب ۴- رودخانه قزل اوزن با ۱۲۵۰ میلیون متر مکعب ۵- گرمه چای ( گرمرود) با ۳۰۰ میلیون متر مکعب

همه این رودخانه‌های از طریق قزل اوزن به دریای خزر وارد می‌شوند. علاوه بر این‌ها چندین رود کوچک دیگر از جمله رودخانه شیخ احمد ترکمان، صومعه، اشلق، قوری چای که از رشته کوه بزگوش سرچشمه گرفته و به رودخانه قزل اوزن می‌ریزند. تعداد چشمه‌های کوچک و بزرگ و در حدود ۲۹۶ رشته قنات، با عمق، طول و میزان آب نسبتا، کم در قسمت‌های مختلف شهر و روستا پراکنده هستند که بخشی از آب مورد نیاز شهرستان را تامین می‌نمایند.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای چهار بخش (مرکزی، ترکمانچای، کاغذکنان و کندوان)، 17 دهستان و 4 نقطه شهری به نام های میانه، ترکمانچای، آق‌کند و ترک می‌باشد. شهرستان میانه ۴۰۳ آبادی وجود دارد که ۵۰ آبادی خالی از سکنه می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان میانه در حدود 870،187 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان میانه

پیشینه و سابقه تاریخی شهر ستان میانه به دهها سال قبل از میلاد مسیح باز می گرددو بعضی نوشته ها سابقه تاریخی میانه را تا 720 سال پیش از میلاد نیز نقل می کنند. وجود کتیبه های آشوری و اورارتویی در بعضی مناطق آذربایجان و کشف آثار باستانی و مجسمه های سفالین در شهرستان میانه ، قدمت تاریخی آن را به دوره های پیش از تشکیل دولت ماد می رساند.

در پی حفاریهایی که در سال 1352 شمسی در یکی از قریه های اطراف میانه به نام آرموداق انجام گرفت یک مجسمه سفالین مربوط به دوره ساسانیان کشف شد. این تندیس توسط رئیس اداره باستان شناسی وقت به موزه باستانشناسی تبریز منتقل گردید. در کتابهای تاریخی و سفرنامه های جهانگردان نام این شهرستان را میانج ثبت کرده اند. چون این شهرستان به نوشته برخی ، پیش از میلاد مسیح در خط مرزی دو سرزمین ماد و پارت قرار گرفته بود و هم اکنون نیز در وسط مراغه و تبریز قرار دارد و مانند زیاویه یک مثلث در میان آنها جای گرفته است و یا اینکه چون بین دو شهر زنجان و تبریز واقع گردیده این نام را انتخاب کرده اند.با این حال شهرستان میانه در قرنهای هفتم و هشتم هجری علاوه بر میانج نام دیگری چون " گرمرود " داشته و در برخی از کتابهای آن زمان برای شناسایی آن از هر دو نام ( گرمرود و میانه ) استفاده شده است.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان میانه

مسجد سنگی ترک:

این مسجد در روستای قدیمی ترک، در ۲۹ کیلومتری شمال شرق میانه واقع شده، از آثار بسیار مهم آذربایجان است و از شگفتیهای منحصر به فردی برخوردار می‌باشد. شیوه معماری و مصالح ساختمانی که در آن به کار رفته‌است، باستان شناسان را به تحیر واداشته‌است و در عین حال تاریخ درخشان هنر معماری اسلامی را رد قرون گذشته به تماشای علاقمندان می‌گذارد. بنای مسجد و نمای بیرونی آن، همه یکپاچه از سنگ ساخته شده‌است. کنده کاری‌های باشکوه و کتیبه‌های زیبای آن که به خط زیبای نستعلیق تزیین شده، موضوع دیگری است که حکایت از دقت، نبوغ و ظریف کاری معماران مسلمان آن دوران دارد. همچنین محراب و ستون‌های این مسجد، به گونه‌ای زیبا و حیرت انگیز با سنگهای یکپارچه و قرمز، هر بیننده‌ای را به تحیر و تفکر وا می‌دارد. یکی از این ستونها که تفاوت اساسی با ستونهای دیگر دارد نشان می‌دهد که بعدها در هنگام تعمیر، بجای ستون اصلی به کار رفته‌است.

این مسجد ۱۰ قسمت متمایز دارد. ساختمان اصلی آن تماماً از سنگ بنا شده و شبستانهای آن بعدها با آجر ساخته شه و در ضلع جنوب غربی این مسجد آرامگاهی وجود دارد که منسوب به بانی یا معمار مسجد می‌باشد. در مورد بانی مسجد ترک و تاریخ بنای آن نظرهای مختلف وجود دارد. بعضی آن را به امام حسن نسبت می‌دهند. برخی دیگر زمان احداث آن را در قرن ششم می‌دانند و بعضی‌ها هم معتقدند که این مسجد در قرن هشتم و دوران حکومت خانان مغول به دست سلطان محمد خدابنده (اولجاتیو) بنا شده‌است. بر در و دیوارهای سنگی این مسجد تاریخ‌های ۱۰۱۶ و ۱۲۸۲ قمری به چشم می‌خورد که تنها نشان از تعمیر این مسجد در زمان شاه عباسی صفوی و ناصر الدینه شاه قاجار دارد. در کتیبه دیگری که بر روی سنگهای میان دو پنجره قرار دارد اسامی کارفرما، بانی، کنده کار و معمار یا بنای مسجد به ترتیب: حاجی مراد ترکی، عباس کربلایی، محمد صادق تبریز و عبدالوهاب مشاهده می‌شود.

قبر امامزاده محمد:

این امامزاده در روستای کندوان، واقع در ۳۵ کیلومتری شهر میانه سر بر بالین خاک نهاده و با ساختمانی کوچک و ساده گلی و یک ضریح چبی، سفره نور و ایمان و محبت در قلوب مردم روستا و اطراف آن گسترانیده‌است. در میان اهالی منطقه، امامزاده اسماعیل، پسر این امامزاده شناخته می‌شود. همچنانکه محمد را نیز فرزند بلافصل امام صادق به شمار می‌آورند. بر اساس آمار اداره میراث فرهنگی و هنری شهرستان میانه، علاوه بر این دو ، امامزاده‌های دیگری در روستاهای برزلیق، صومعه، کلاله، شیخ طبق، حسن آباد، ترکمانچای، گاوینه رود، دمیرچی و چرور نیز به تازگی شناسایی شده ولی هنوز به مرحله ثبت نرسیده‌است. مزار امامزاده دیگری با همین نام یعنی امامزاده محمد در روستای چنار از توابع شهرستان میانه واقع است که بین مردم منطقه از جمله مناطق شناخته شده به شمار می‌رود.

قیز کورپوسی (پل دختر):

این پل معروف در دامنه شرقی قافلانکوه و در فاصله ۲۰ کیلومتری شهر میانه، بر روی رودخانه قزل اوزون ساخته شده و دارای سه دهانه بزرگ و محکم با پاینه‌های استوار آجری است که بر روی آب برهای سنگی قرار گرفته‌است. در داخل پایه‌ها، اتاقهای کوچکی با زیبایی و ظرافت بنا گردیده‌است که کنجکاوی هر بیننده را بر می‌انگیزد. بر اساس مشاهدات سیاحان و شخصیتهای سیاسی و فرهنگی، در طی زمانهای مختلف از این اثر دیدن نموده‌اند، نوشته‌هایی به خط نسخ و نستعلیق و کوفی بر قسمت‌هایی از این پل وجود داشته که تاریخ تعمیر و نوسازی آن را نشان می‌داده‌است اما اثری که تاریخ احداث آ ن را نشان بدهد هنوز شناسایی نشده‌است.

قیز قالاسی (قلعه دختر):

این قلعه در کتابهای تاریخ و سفرنامه‌ها، چنین توصیف شده‌است: این قلعه در ۲ کیلومتری شمال پل دختر (۱۸ کیلومتری جنوب میانه) بر روی صخره بزرگ و قلل تیز، در زمان حکومت شاه عباس صفوی، این قلعه محل تجمع و استراحت راهزنان و اشرار بوده که باعث ناامنی منطقه بودند. به دستور وی دیوارهای قلعه با پل دختر شباهت دارد، برخی تاریخ بنای آن دو بنا را نزدیک به هم (قرن ششم) ذکر می‌کنند ولی برخی دیگر از مورخان، ساختمان قلعه را به یکی از پادشاهان ساسانی (اردشیر دراز دست) نسبت می‌دهند.

قلعه نجفقلی خان:

این قلعه بزرگ خاکی، در جنوب شرقی میانه ( جنب رودخانه شهر چایی) قرار گرفته‌است. در قسمت‌های شمالی و شمال شرقی آن بناهای مسکونی احداث شده‌است و سمت جنوبی و جنوب غربی آن را زمین‌های زراعی و باغات سرسبز احاطه نموده و ناحیه شمال غربی آن در بالای کوه‌های قافلانکوه واقع شده‌است. شکل عمومی آن کثیرالاضلاع غیرمنتظمی است که دره‌های عمیق و قله‌های تیز قافلانکوه را زیر پوشش خود قرار داده‌است. این بنا با آجر و سنگ ساخته شده و بلندی دیوار (باروی قلعه) اطراف آن به ۴ متر می‌رسد. این قلعه دارای یک دروازه و یک راه خروجی به ارتفاع سه متر می‌باشد که راه خروجی آن بیشتر به راه فرار شباهت دارد و به تخته سنگ‌ها و پرتگاه‌های خطرناک منتهی می‌گردد. قلعه دختر، ۱۶ یا ۲۴ برج دیده‌بانی مخروبه دارد که ۸ برج آن بر رودخانه قزل اوزن مشرف است. در میان قلعه، دو منبع آب به ابعاد ۱۵*۱۰ متر و ارتفاع ۱۰ متر وجود دارد که آب آن به وسیله برف و باران تامین می‌شده‌است. دو ضلع قلعه از صخره‌های طبیعی و یک ضلع آن از سنگ‌های تراشیده شده تشکیل یافته‌است. علاوه بر آن چاه‌های زیادی نیز در قسمت‌های مختلف قلعه وجود داشته که در مواقع حساس از آب آنها استفاده می‌شده‌است. گورستان قدیمی (خان جان آباد) واقع شده که امروزه کاملاً متروک و به ساختمان تبدیل شده‌است. این تپه خاکی به دوره ساسانیان منسوب است و از عصر ظهور اسلام تا اواخر دوره قاجار، مورد استفاده بوده‌است. در بنای این قلعه، خشت‌های بزرگ به ابعاد ۴۰*۳۰ به کار رفته که در واقع تنها مصالح ساختمانی آن می‌باشد. با گذشت زمان و تحت تأثیر عوامل طبیعی و حفاری‌ها و خاکبرداری‌های پراکنده، قسمت‌هایی از این بنا تخریب و از بین رفته‌است. این تپه خاکی در سال ۱۳۵۴ مورد بازدید کارشناسان وزارت فرهنگ و هنر قرار گرفته و به عنوان اثر باستانی ملی به ثبت رسیده‌است.

کاروانسرای جمال آباد:

این بنای تاریخی در کنار روستای جمال‌آباد، واقع در ۳۵ کیلومتری شهر میانه قرار دارد که در سال ۱۰۶۵ هجری قمری بنا شده‌است. (به نوشته شوالیه شارون نویسنده و جهانگرد معروف، این کاروانسرا در تاریخ ۷۳۳ هجری قمری بدست غیاث الدین محمد، وزیر سلطان ابوسعید، سلطان مغول ساخته شده‌است.) در سال ۱۲۳۴ ه.ق در هنگام بازدید (موریس دو کتز بوئه) از این اثر تاریخی گرچه حدود ۵۲۰ سال از بنای آن می‌گذشت، همچنان در نهایت زیبایی و استحکام بوده‌است. همچنین در سال ۱۱۱۲ ه.ق «جملی کارری» در نوشته‌های خود از وجود برج‌های هفتگانه و زیبای این بنا خبر داده‌است. این در حالی است که هم اکنون از این کاروانسرا به جز چند دیوار مخروبه باقی نمانده‌است.

بقعه و مناره امامزاده اسماعیل:

بقعه با صفایی در قلب این شهر وجود دارد که به نام امامزاده اسماعیل، کمال الدین بن سید محمد بن امام جعفر صادق مشهور است. این بارگاه عشق که در ضلع جنوبی مسجد جامع شهر دامن محبت گسترانیده در سال ۹۲۳ ه.ق شناسایی و به ثبت رسیده‌است. مساحت بنای اولیه آن ۳۰ متر مربع و ارتفاع گنبدش حدود ۶ متر است که سطح خارج آن با کاشی‌های فیروزه‌ای رنگ تزیین می‌شده‌است ولی چندی پیش در پی تعمیر و نوسازی اساسی آن اکثر این خصوصیات از بین رفت و ساختمان آن از نو به طرز جالب و با سبک معماری پیشرفته و آمیخته با فرهنگ و هنر اسلامی تجدید بنا شد.

کشاورزی

شهرستان میانه، با توجه به موقعیت خاصی که دارد و به واسطه دادشتن رودخانه‌های پر آب، برای کشاورزی بسیار مناسب است. رودخانه‌هایی که در زمستان و بهار، در دره‌های عمیق جوشان و خروشان جاری می‌شوند. محصولات عمده کشاورزی این منطقه را گندم، جو و برنج تشکیل می‌دهد. کشاورزان، بذر مورد نیاز خود را خودشان تهیه می‌کنند. همچنین مصرف یکساله خود را از کشت خود تامین می‌کنند و اگر مازاد مصرف داشته باشند برای فروش به بازار عرضه می‌کنند که در سال‌های اخیر خریدار عمده گندم آنان دولت بوده‌است.

صنعت

یکی از مهمترین صنایع و کارخانه‌های شهرستان میانه شرکت فولاد آذربایجان می‌باشد. همچنین شهرستان میانه دارای راه آهن میباشد که به شبکه راه آهن سراسری متصل است. همچنین این ایستگاه یکی از قطب های بسیار مهم راه آهن در سراسر کشور است. چرا که متصل کننده شرق و جنوب ایران به غرب و همچنین غرب ایران به شرق و جنوب میباشد. میتوان گفت راه آهن این شهر جزو ایستگاه های مادر کشور ایران می با شد


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان ملکان
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱٠:۱٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

 

 

 

شهرستان ملکان محل اتصال سه استان آذربایجان شرقی و غربی و کردستان می باشد. در جنوبب شرقی دریاچه ارومیه و در 150 کیلومتری جنوب شهرستان تبریز در مسیر جاده ترانزیتی تبریز ـ میاندوآب واقع شده است که از شمال و شمال شرقی به شهرستان مراغه و از سمت شمال به شهرستان بناب و از قسمت جنوب و جنوب غربی به شهرستان میاندوآب از استان آذربایجان غربی و از سمت غرب و شمال غربی به دریاچه ارومیه و سرزمینهای غربی به دریاچه ارومیه و سرزمینهای شوره زار اطراف دریاچه محدود می شود. این شهرستان با وسعتی حدود 840 کیلومتر با وسعتی حدود 840 کیلومتر مربع 2/3% مساحت کل استان را به خود اختصاص داده است.

جغرافیای طبیعی شهرستان ملکان

آب و هوا:

به طور عمده آب و هوای شمال غرب کشور که شهرستان ملکان نیز قسمتی از آنرا شامل می شود تحت تاثیر بادهای آسیای مرکزی (سیبری)، اقیانوس اطلس، دریای سیاه ، دریای مدیترانه ای و دریای مازندران قرار می گیرد که به طور خلاصه می توان رژیم بارندگی های آنها را به شرح ذیل توضیح داد: جرایان سیبری و آسیای مرکزی پس از رسیدن به دریای خزر به شعباتی تقسیم و کم اهمیت ترین شعبه آن از جهت شرقی و شمال شرقی آذربایجان شرقی را تحت تاثیر قرار می دهد. این جریانات در پائیز، بهار و زمستان ریزش بارانهای منطقه را موجب می گردند که مقداری از نزولات زمستانی آن به صورت برف می باشد. کلیه جریانات شرقی و شمال شرقی در سطح استان به نام "بادمه" یا باد خزری معروفیت دارد از این رو جریانات منطقه ارسباران حداکثر بهره را برده و به طرف پایین تر از تاثیرات آن کاسته می شود. جریانات مدیترانه و دریای سیاه جهت غربی داشته و در بسیاری از نقاط استان به نام گرمیچ، گرمیش ، آغ یل و یا باد سفید نامیده می شود این جریان در فصول سرد و اوایل بهار نزولاتی را موجب می شود.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

کل سرزمینهای موجود در محدوده این شهرستان را از نظر توپوگرافی می توان به دو واحد کوهستانی یا ناهموار و واحد هموار جلگه ای تقسیم کرد. زا طرفی دیگر خود واحد کوهستانی یا ناهموار نیز از نظر ارتفاع به واحدهای زیر تقسیم می شوند: الف: واحدهای کوهستانی کم ارتفاع (1800- 1500 متر ارتفاع(   ب: واحدهای کوهستانی مرتفع (220-1800 متر ارتفاع(

پوشش گیاهی:

مراتع حوزه استحفاظی ملکان مجموعاً میان بند و قشلاقی بوده و از نظر وضعیت توپوگرافی و آب و هوایی با نوع پوشش گیاهی شامل دوقسمت عمده می باشد :

1)  قسمت اول در بخش شمال شرقی و جنوب شرقی ملکان واقع شده است و عمدتاً بصورت کوهستانی می باشد. از نظر بافت خاک از پایداری خوبی برخوردار هستند و دارای آب و هوای تقریباً نیمه ییلاقی می باشد و میزان بارندگی بطور متوسط 250 الی 361 میلیمتر با توجه به آمار ده ساله سینوپتیک مراغه متغیر است.

2) قسمت دوم مراتع در بخش غربی شهرستان واقع شده است و عمدتاً نواحی جلگه ای و مسطح بوده است و تا سواحل دریاچه ارومیه گسترش دارد و از جمله روستاهای مجیدآباد و احمدآباد و خاکهای این منطقه در حالت کلی بغیر از بعضی قسمتهای محدود شور و قلیایی است و از نظر پوشش گیاهی نیز تا حدودی فقیر می باشد و گونه های خوش خوراک و مرغوب در این قسمت کمتر می باشد و با توجه به بالابودن سطح آب زیرزمینی و رطوبت دائمی خاک در عمقهای کمتر و بارندگی تاثیر چندانی در افزایش پوشش گیاهی و اکثراً گیاهان شورپسند می باشد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و لیلان)، 5 دهستان و 2 نقطه شهری به نام های ملکان و لیلان می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان ملکان در حدود 366،100 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان ملکان

تاریخ جدید ملکان که در گذشته ملک کندی نامیده می شد به دویست سال پیش برمی گردد ولی در مورد منطقه ملکان و مسکونی بودن آن نظریاتی وجود دارد که همه حکایت از قدمت این منطقه دارد. منطقه ملکان به دلیل مساعد بودن آب هوای جغرافیایی یکی از مهمترین گذرگاههای تاریخی به شمار می آید. مناطق عباس آباد و قوریجان از آنجایی که در یک دشت وسیع قرار گرفتند از 8 هزار سال قبل محل اسکان انسانها بوده است. و بارندگی هزاره 5 و 6 قبل از میلاد که چندین برابر دوره‌ی امروزین بوده است باعث تشکیل دریاچه فصلی می‌شد که آثار تا قبل از انقلاب اسلامی مشهود بود واکثر مردم شاهد بودند که در محل بیمارستان فعلی برکه‌ای پر از آب بود که به عباس آباد گؤلی معروف بود. وجود این دریاچه در قدیم باعث می شد که انسان از قسمتهای کوهستانی برای چرانیدن دام واز دشت آن برای کشاورزی استفاده بکند. سفالهایی که از تپه های بایقوت بدست آمده است مربوط به هزاره 5 قبل از میلاد می باشد و این مناطق با فرهنگ بین النهرین ارتباطاتی داشته است و یکی از عواملی که باعث یکجا نشینی انسانها شد روی آوردن به کشاورزی بود و خیش‌های که از مناطق بدست آمده مربوط به 3 هزار سال قبل از میلاد می باشد که باعث تخصصی تر شدن حرفه ها شده است  و مردم کم کم وارد مرحله شهرنشینی می شوند.

در مورد وجه تسمیه این شهرستان دو نظریه وجود دارد:

1) از آنجا که اربابانی زیادی بر آن حاکم بودند و شاه واربابان نیز ملک نامیده می شدند پس اربابان نیز از این قاعده مستثنی نبودند شاید نام  ملک کندی یا ملکان بر گرفته از جمع ملک یعنی مالکان و مخفف آن ملکان باشد. 

2)  یکی از اربابان معروف این شهر در گذشته ملک نیا بوده است شاید ملک کندی از نام این ارباب گرفته شده باشد. ملک کندی در حدود 200 سال پیش به صورت روستای کوچکی در محدود ه‌ی باغ اربابی و مسجد صحرا واقع شده بود که از طرف شرق به حمام قدیمی و تپه‌ای به نام تیچان تپه  و از طرف جنوب به اراضی بایر و بدون کشت و قسمتی از باغ‌های چم چال به مالکیت نصرت السلطنه و مالکان آن آقایان ستارسلطان و صمد خان بود محدود می شد. ملک کندی تماما متعلق به سلطنت قاجار بود و مالک آن نصرت السلطنه بوده است و نصرت السلطنه در سال 1320ه‍ . ش ملک کندی را به آقای محسنی معروف به اصغر بقال انتقال داده است و در سال 1324 ه‍ . ش آقای محسنی ملک کندی را به آقایان حاج نجف مددیان و مظفرخان صولتی واگذار کرده است در سال 1324 ه‍ . ش آقای جمشید خان اسفندیاری بعد از آنها مالکیت آن را به دست گرفت.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان ملکان

پل دختر قلعه جوق:

تنها اثر تاریخی که هنوز هم پا برجاست پل دختر قلعه جوق است که تاریخ بنا آن به دوران صفویه برمی گردد. و مردم ملکان و بعضی روستاهای اطراف برای تفریح و سپری کردن اوقات فراغت به همراه خانواده یا فرادی  از مناظر زیبای اطراف آن به عنوان اتراقگاه استفاده می کنند و این پل در 5 کیلومتری  ملکان در روستای قلعه جوق بر روی رودخانه مردق ساخته شده است و این پل مشرف بر یک تپه است که تحت قرق میراث فرهنگی است ، متاسفانه نه پل و نه تپه از تعرضات جویندگان زیر زمینی در امان نمی باشند و بیچاره تپه مانند لانه موش توسط جویندگان اشیاء زیر زمینی سوراخ سوراخ شده است. اگر میراث فرهنگی خود به کاوشگری این تپه می پرداخت  اشیاء ذی قیمت وتاریخی با ارزشی پیدا می کرد یا اگر سازمان گردشگری در اطراف این پل سرمایه گذاری می کرد به ابهت این شهرستان می افزود از آنجا که این پل به آب بند شیخ بابا نزدیک است و این آب بند نیز منظره زیبایی دارد می توان با راه اندازی چند فرغون گردشگران را از پل به آب بند و از آب یند به پل منتقل نمود . همچنین د رهمین مسیر قناتهای شیخ بابا و شیخ الاسلام و آب معدنی شور سو واقع است.

آب معدنی شورسو:

آب معدنی شورسو امتحان خود را در درمان دردهای عضلانی پس داده است ولی حوض آن بسیار کوچک است و فقط سه یا چهار نفر در آن جا می گیرند و همین باعث ازدحام افراد در آن می شود. و هنوز هیچ سرمایه گذاری در آن نشده است. آب معدنی شورسو در کناره رودخانه مردق در روستای شیخ الاسلام واقع است و منظره طبیعی زیبایی دارد. ولی حتی یک تابلو که معرف این آب معدنی باشد در کنار جاده به چشم نمی خورد.

دره گاومیش ئولن:

دره گاومیش ئولن واقع در روستای دیزج شیخ الاسلام است که در فصل بهار آبشار آن که از چندین متری کوه به پایین می ریزد دیدنی است این دره یک جای خلوت و پر از تخته سنگ است که برای کوه نوردی جان می دهد. و چشمه بالای کوه با کناره سرسبز خود به صفای آن می افزاید.

زیارتگاه علی بلاغی:

این محل در روستای آقمنار می باشد که از فضای باز برخوردار است یک زیارتگاه دارد که در پایین تپه واقع است وازمنتهی الیه تپه چشمه ای پر آب جاری است و از منظره ای دلچسب برخوردار است البته با کمی سرمایه گذاری می توان به جذابیت آن افزود ولی متاسفانه تا به حال هیچگونه سرمایه گذاری دولتی یا حمایت معنوی از آن نشده است البته با ایجاد نشیمنگاه ها و سایه بانها می توان به گردشگران این محل افزود.

مسجد جامع لیلان:

هیئت باستان شناسان آلمانی که در مورخه 12 مه سال 1971 میلادی از لیلان دیداری به عمل آورده اند در کتاب (باستان شناسی در ایران) ترجمه مهندس سروش حبیبی می نویسد که لیلان دهی است واقع در شمال شرقی میاندوآب و (جنوب شرقی ملکان) که سه مسجد نوساز دارد در یکی از آنها که در سال 1343 هـ . ق بنا شده است دو پایه ستون سنگی در زیر شمعهای چوبی نگهدارنده سقف پنهان شده است ولی با این همه می توان تشخیص داد که اینها پایه ستون های قدیمی بودند که در اینجا دوباره بکار رفته اند و لازم به ذکر است این مسجد از آن زمان تاکنون بیش از سه بار تجدید بنا گردیده است و آثاری از قدمت آن در حال حاضر وجود ندارد.

قلعه بختک:

قلعه بختاک منطقه ای است در قسمت غربی شهر لیلان امروزی که در مبداء ورودی لیلان از سمت غرب واقع شده است که تلی از خاک های جمع شده توسط زلزلههایی که در زمان های بسیار قدیم در آنجا اتفاق افتاده است می باشد قلعه فوق محلی است به شکل تقریباً بیضی که مساحتی در حدود 100 هکتار دارد که به علت عدم وجود شواهد زنده و یا نوشتههای صریح و روشن بدرستی نمی توان قدمت تاریخی قلعه و حتی لیلان را تعیین نمود ولی براساس قیلی که از جاده ابریشم تهیه شده بود و همینطور براساس داستان ها و خرابه های کاروانسرا می توان گفت که جاده ابریشم از لیلان می گذشته و دلیل اینکه امروزه ما لیلان را کوچک میبینیم اتفاق افتادن زلزله های متعدد و همچنین در بنبست قرار گرفتن لیلان و عدم وجود امکانات رفاهی و... می باشدگویا لیلان قبلاً در درون قلعه ای محصور بوده که هم اکنون از دیوارهای آن قلعه تپه نماهایی بیش مشاهده نمی شود که براثر زلزله دستکاریهای بیشتر به وسیله مردم لیلان بدین شکل افتاده است.

پل آجری لیلان چای:

یکی دیگر از آثار باستانی شهر لیلان پل آجری (قرمزی کورپی) می باشد که تحت حمایت و سرپرستی اداره میراث فرهنگی مراغه قرار دارد این پل که در ناحیه شهر لیلان بر روی لایلان چای واقع شده است روستاهای جنوبی لیلان مانند فتح اله کندی، محسن آباد، قره گل، تورچی و ... را به شهر لیلان وصل می کند پل آجری نیز مانند قلعه بختاک تاریخ ساخت صریح و روشنی ندارد ولی بنا به اظهار افراد مسن و بعضی از کارشناسان میراث فرهنگی قدمت آن به دوره ساسانیان و بلکه به دوره اشکانیان می رسد و بعضی از کارشناسان میراث فرهنگی آنرا از دوره صفویه می دانند که احتمال قویتری نسبت به سایر نظرات دارد. این پل بدلیل قدمت تاریخی اش تقریباً تخریب شده بود و تنها سه دهنه از دهانه های آن باقی مانده بود که جهت جلوگیری از تخریب کامل آن دهانه های باقی مانده در سال 1372 با همکاری و کمکهای اهالی و نظارت و کمک میراث فرهنگی و دهدار وقت دوباره بازسازی و تعمیر شد.

کشاورزی

ملکان یک شهر کشاورزی است تا یک شهر صنعتی و یا تجاری ، مشهورترین محصول کشاورزی این شهرستان انگور است به طوری که این شهرستان به شهر الهه انگور مشهور است و چندین کارخانه‌ی سبزه پاک کنی از صنایع تبدیلی وابسته به این مشغول هستند. خشکبار این محصول به اکثر کشورها از جمله کشورهای حوزه خلیج فارس و اروپایی و کانادا صادر می‌شود. غیر از کشمش قالی بافی نیز از مشهورترین صنایع دستی آن می باشد.

 


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان مرند
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان مرند با وسعت 3844 کیلومتر مربع در شمال غرب استان آذربایجان شرقی واقع است که از شمال به شهرستان جلفا، از شرق به شهرستان ورزقان، از جنوب به شهرستان شبستر و از غرب به شهرستان خوی در استان آذربایجان غربی محدود می شود.  بیش از دو سوم اراضی شهرستان را ناهمواریها و یک سوم آن را مسطح و جلگه ای تشکیل می دهد.

جغرافیای طبیعی شهرستان مرند

آب و هوا:

میزان متوسط بارندگی در مناطق مختلف شهرستان متفاوت بوده و بین 220 میلی متر در منطقه هرزندات و یکانات و 373 میلی متر بارندگی در حومه مرند و پیام در سال با پراکنشهای متوسط در نوسان می باشد. میزان بارندگی در سال 1373، 4/380 میلی متر و در سال 1374 حدود 7/234 میلی متر بوده است که 30 درصد آن در فصل بهار، 5/10 درصد در فصل تابستان 37 درصد در فصل پائیز و 5/22 درصد آن در فصل زمستان نازل گردیده است. در چند سال اخیر این شهرستان به جهت عدم بارندگی نزولات آسمانی دچار خشکسالی شده و خسارات فراوانی را متحمل گشته است. جریانهای هوائی مختلف بر روی اقلیم این شهرستان تاثیرات متفاوت و متغیری را می گذراند که در نگاه اصلی در فصل گرم (از اوایل اردیبهشت تا اوائل مهر) و سرد (از اوائل مهر تا اواخر فروردین) زیانزد مردم محروم و زحمتکش منطقه می باشد. بطور کلی در این شهرستان حداقل درجه حرارت مطلق 22-درجه سانتیگراد و حداکثر آن 37 درجه سانتیگراد بوده و تعداد روزهای یخبندان از 109 روز تجاوز نمی کند. وجود آب و هوای معتدل سرد و همچنین نامناسب بودن بارش سبب گردیده که پوشش گیاهی از آب و هوای مرند تابعیت نماید. بدین معنی که اگر بارش و میزان نزولات هوا متناسب باشد پوشش گیاهی بهتر رشد کرده و در غیر این صورت وضع پوشش گیاهی  مطلوب نخواهدبود. پوشش گیاهی این منطقه از نوع استپ بوده و در بهار رویش گیاهی به مدت 11 روز تمام مناطق کوهستانی میشاب و سایر مناطق را می پوشاند ارتفاع گیاهان تا 60 سانتیمتر نیز می رسند.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

نظر به اینکه شهرستان مرند در منطقه کوهستانی قرارگرفته و بیش از دوسوم مساحت آن اراضی ناهموار تشکیل می دهد. بنابراین ارتفاع اراضی جلگه ای از سطح دریا بین 900 تا 1500 متر متغیر بوده که ارتفاع پستترین نقطه در دشت یکانات از سطح دریا 900 متر و در مرتفع ترین نقطه یعنی قله میشاب (میشو) بالغ بر 3125 متر می گردد. از دیگر ارتفاعات مهم این منطقه می توان به کوه سنگبران (سمبوران) 1727 متر، کوه علی علمدار 3155 متر، کوه گچی قلعه سی 1649، بوغداداغ 2385 متر و دیوان داغ 2344 متر اشاره کرد.

پوشش گیاهی:

پوشش گیاهی خاص منطقه استپی مرند انواع گونها و خارها می باشد ولی عمده ترین پوشش گیاهی، علوفه هایی هستند که اغنام و احشام از آنها استفاده می نمایند باید گفت در میان این پوشش گیاهی، گیاهان داروئی نظیر کاکوتی، پونه، اوغلان اوتی، ختمی کوهی، قازایاقی، پنیرک، قال قان، اوشقون(ریواس) پیاز کوهی و دهها گیاه دارودی دیگر که همه از نظر طبی حائز اهمیت می باشند.

منابع آبی:

وجود آب های سطح الارضی، رودها، چشمه ها و قنوات، آب های تحت الارضی به کشاورزی جایگاه خاصی بخشیده ولی با این ویژگی هنوز دشت های مرند، هرزندات با مشکل کم آبی مواجه هستند عمده مصرف آب در شهرستان مرند در بخش کشاورزی متمرکز گردیده است که حدود 90 درصد این مصرف از آب های زیرزمینی با حدود 750 حلقه چاه عمیق و نیمه عمیق تامین می گردد. حجم آب مصرفی شهرستان در قسمت آب های زیرزمینی حدود 250 میلیون مترمکعب تخمین زده می شود رودخانه های مهم شهرستان عبارتند از: زیلبرچای، زنوزچای، قره چای ( کشکسرای) شیخ چای.

تقسیمات کشوری

شهرستان مرند از شهرهای کشکسرای، یامچی، زنوز و مرند تشکیل شده و دارای 2 بخش می باشد که بخش مرکزی از دهستان های بناب، دولت آباد، میشاب شمالی، کشکسرای، زنوزق، هرزندات شرقی و هرزندات غربی و بخش یامچی از دهستان های ذوالبین و یکانات تشکیل شده است.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان مرند در حدود 215،229 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان مرند

بر اساس تحقیقات به عمل آمده مرند در اقتدار کلده و آشور مرکز مهمی بوده است.جماعتی که در این منطقه سکونت داشته اند تا دریاچه ارومیه حکومت می کردند . به روایتی کلمه مرند در زبان ارمنی به معنای دفن یا دفینه است که گویند مرند محل دفن نوح پیغمبر است. وبنا به قولی محل دفن مادر نوح پیغمبر می باشد شاردن فرانسوی می نویسد اسم این شهر از یک فعل ارمنی به معنی دفن کردن گرفته شده است.مورخان قدیم نوشته اند که مرند پایتخت واسپورگان در دوره ساسانی بوده و بقایای آتشکده ای در تپه خاکستری مرند می تواند دلیل آن باشد.(سفرنامه ویلیامز جاکسون روایتی نیز وجود دارد که مرند از نام دختر ترسایی به نام ماریانا گرفته شده است که به معنی ماریانه است . کلمه مرند نیز مورد استفاده بوده است. در تواریخ قدیم نقطه ای که از لحاظ جغرافیایی منطبق با سرزمین مرند بوده بنامهای مورندا و مانداگارانا معروف بوده است نشانه هایی ازتمدن ساسانی و مادها در این منطقه وجود دارد که از طرف بسیاری از مورخان تایید شده است . بطلمیوس جغرافیدان معروف یونان از این منطقه بنام مانداگارانا یاد می کند که منطبق بر مرند امروزی است.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان مرند

مسجد جامع مرند:

مسجد جامع مرند در مزکز شهر مرند واقع شده است طبق کتیبه محراب مسجد این بنا در سال 731 هجری در زمان سلطنت ابوسعید بهادرخان از محل خیرات مردم مرند و جزیه ای که در آن زمان از غیر مسلمان می گرفتند به تولیت حسین بن محمود ابن تاج خواجه ساخته شده است. امروزه کف مسجد به اندازه سه پله (80 سانتی متر) از سطح کوچه مجاور پایین تر می باشد و دالانی به طول 12 متر با سه طاق گنبدی، ورودی را به شباستانها مربوط می سازد در سمت چپ این دالان، شبستان جنوبی با گنبدی کم خیز واقع شده که بر فراز آن کتیبه ای از سنگ با عبارت ذیل به چشم می خورد: «امر بتجدید هذا المعماره العبد الفقیر خواجه حسین بن سیف الدین محمود بن تاج خواجه فی اواخر شوال سنه اربعین و اربعمائه»

محراب به عرض 75/2 و ارتفاع 6 متر در قسمت جنوبی مسجد واقع شده و مزین به آیات قرآنی به خط کوفی و گچبری های زیبا بدیع می باشد. کتیبه تاریخ محراب در قسمت قوس بزرگ بالای آن به شرح ذیل دیده می شود: « جدد من فواضل الانعام السلطان الاعظم مالک رقاب الامم ابوسعید بهادرخانه خلدالله ملکه فی احدی و ثلثین و سبعمائه هجریه» در فاصله دو ستون تزئینی و گچبری کنار محراب نام سازنده محراب به خط رقاع نوشته شده است: «عمل عبدالفقیر نظام بند گیر تبریزی» در داخل هلال در پایین دو کتیبه مزبور کتیبة گچبری دیگری به خط رقاع بدین مضمون به چشم می خورد: «وقف من مال خیرته مدینه مرند علی مصالح هذا المسجد الجامع و شرط التولیه العبد الضعیف حسین بن محمود بن تاج خواجه»

کاروانسرای مرند:

 این کاروانسرا که به جهت واقع شدن در نزدیکی مرند به این نام موسوم گشته است. قطعاً در اصل نام دیگری داشته است کاروانسرای مذکور در 23 کیلومتری مرند و در سر راه جلفا و در دشت الکی واقع شده است تاریخ بنای این کاروانسرا (به سال 731 هجری قمری و عهد ابوسعید بهادرخان) نسبت داده شده است فعلاً جز تلی خاک آثاری از آن باقی نمانده است این کاروانسرا (یکی از باشکوهترین بناهای زمان خود بوده و شاید هم قلعه یا مقر حکومتی شخص با نفوذی بوده است گروهی به جهت نزدیکی نام محل به نام هلاکوه ایلخان مغول ساختمان این بنا را به هلاکو نسبت می دهند چرا که الکی گاهاً هلاکو خوانده می شود. تا چندین سال پیش سردر کاروانسرا که طاق روی آن خراب شده بود نمایان بود که ارتفاع آن به 9 متر می رسید. صفحة خارجی آن از نیم ستون زاویه کتیبه ای به عرض 25 سانتی متر شروع می شده که به حروف کوفی نوشته شده بود این حروف از سفال بدون لعاب در زمینة کاشی آبی روشن نوشته شده بود.

مسجد بازار:

مسجد بازار که در مدخل شهر واقع شده حدود 300 متر مربع مساحت دارد بر روی چهار ستون سنگی استوانه ای قرار گرفته است بنا به اظهار مهمترین محلی در روزگاران قدیم دیری بوده که بعداً به علت انتساب به مادر حضرت نوح تبدیل به یک مسجد گردیده است در شهر مرند همچنین چند بنای باستانی وجود دارد که به اندازة کافی مورد مطالعه قرار نگرفته اند. در حالیکه اگر چنین می شد احتمالاً گوشة تاریکی از تاریخ فرهنگ گذشته این شهر روشن می شد از جمله این بناها دو امامزاده به نامهای امامزاده احمد در قسمت غربی شهر و در کوه امامزاده ابراهیم واقع در کوی یالدور مرند و نیز تاع و مقابر مربوط به اصحاب علم و عرفان بنامهای پیر اسمعیل در محلة یالدور، پیر اسحق در محلة گلعذاریها و پیر خموش در کوچة صمصامی می باشد.

اقتصاد

 اقتصاد مرند بیشتر بر پایه کشاورزی استوار است . تمام منطقه مرند بنا به شرایط طبیعی - دامداری- کشاورزی و باغداری مناسب می باشد محصولات مهم مرندغلات ( گندم وجو) که بالاترین تولید را در میان شهرهای آذربایجان شرقی دارد حبوبات-سبزیجات وسیفی جات است که بسیارمعروف می باشد باغداری بسیار رایج و از محصولات مهم آن می توان زردآلو و انگور را نام برد که علاوه بر مصارف داخلی مقداری به عنوان خشکبار صادر می شود. وسیب زنوز که طعم بخصوصی داشته که شهرت جهانی دارد.اما در سالهای اخیر بعلت کاهش آب سفره های زیرزمینی کشاورزان تدابیری جهت تطبیق باشرایط آب و هوایی اندیشیده اند که برای مقابله باخشکسالی وکمبودهای آب زراعتی تحول نوینی در نوع کشت محصولات ابداع نموده اند
از آن جمله میتوان به کشت زعفران که در اقتصاد کشاورزی به ( گیاه طلائی ) مشهور است . اخیرا به صورت گسترده در دهستان بناب واقع در شرق مرند ترویج گردیده است و از مرغوبیت بی نظیر و معروفیت خاصی برخوردار شده است و از حیث کیفیت بازرگانان آن را به محصول استان خراسان ترجیح می دهند. و ضمنا دراین راستا تحول درکشت سنتی به کشت پسته نیز در بخش یامچی واقع در قسمت غرب مرند همت گماشته اند که امید می رود موجب تحول چشم گیری در اقتصاد کشاورزی گردد.

صنعت

صنعت مرند به همت مسئولین و با ایجاد شهرک صنعتی درقسمت شمالی و با رغبت بخش خصوصی چشم انداز نوید بخشی نمایان است. به طوری که با راه اندازی واحدهای کائولن شوئی و صنایع جنبی آن و صنایع پارس پروفیل - کنسانتره - صنایع کاشی وسرامیک ومشارکت مردم در راه اندازی و سرمایه گذاری های صنعتی جدید امید می رود گام مهمی در رفع بیکاری و اشتغال زایی جدید تحولی عظیم در زندگی مردم بهبود نسبی به وجود آید از صنایع مهم دیگر آن که بیشتر بخش روستایی به آن اشتغال دارند صنایع قالیبافی می باشد که شدیدا اقتصاد روستایی را تحت تاثیر قرار داده است. و از دیگر صنایع آن می توان به صنایع فتیله بافی و گلیم بافی و تولید آجر و مصالح ساختمانی اشاره نمود.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان مراغه
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٩:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان مراغه با وسعتی معادل 65/2185 کیلومتر مربع 8/4 درصد از کل مساحت استان آذربایجان شرقی را به خود اختصاص داده است و از این لحاظ رتبه سیزدهم را بین شهرستانهای استان دارا می‌باشد. این شهرستان از سمت شمال با شهرستان تبریز، از شمال‌شرق با شهرستان بستان‌آباد، از شرق با شهرستان هشترود، از جنوب با استان آذربایجان غربی و شهرستان ملکان، از جنوب‌شرق با شهرستان چاراویماق، از غرب با شهرستان بناب و از شمال‌غرب با شهرستان اسکو و عجبشیر همجوار می‌باشد.

جغرافیای طبیعی شهرستان مراغه

این شهرستان از دو قسمت مجزا تشکیل شده است. بخش شمالی که شامل دامنه‌های جنوبی ارتفاعات سهند می‌باشد، به صورت کوهستانی و ناهموار بوده و بخش مرکزی و جنوبی شهرستان، بصورت دشت و جلگه می‌باشد. توده کوهستانی سهند از مهمترین عوارض توپوگرافیک شهرستان محسوب می‌شود که دامنه‌های جنوبی این کوهستان پیکربندی بخش عمده‌ای از شهرستان را تشکیل می‌دهد. شیب عمومی زمین در این شهرستان از شمال به جنوب است و سه رودخانه لیلان‌چای، مردق‌چای، صوفی‌چای از رودخانه‌های مهم تأمین‌کننده آب کشاورزی شهرستان می‌باشند.

آب و هوا:

شهرستان مراغه از لحاظ وضع آب و هوا معتدل (متمایل به سردی)و نسبتا مرطوب می باشد. هوای قسمتهای جلگه و کنار دریاچه گرمسیر و در قسمت های کوهستانی معتدل می باشد . هوای بخش  سراجو بطور کلی معتدل و در سایر بخشها  در قسمتی سرد و در قسمتی معتدل می باشد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و سراجو)، 6 دهستان و 2 نقطه شهری به نام های مراغه و خراجو و 158 آبادی دارای سکنه می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان مراغه در حدود 635،227 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان مراغه

شهر مراغه با غنای بیش از 300 اثر تاریخی و بیش از  110 اثر ثبتی بازمانده از دوره‌های مختلف تاریخی، بستری مساعد برای پرورش ادیبان، دانشمندان وهنرمندان متعددی در طول تاریخ بوده و هست. بر اساس منابع تاریخی مراغه شهری مهم در دوران حکومت ماناها بوده و جزء سه ایالت مهم آذربایجان قدیم و با نام اوئشدیش شناخته شده است. منابع تاریخی مراغه را زادگاه زرتشت نامیده و دانشمندان در این باورند که زرتشت در دامان کوه سهند که در اوستا از آن با نام اسنوند یاد شده است متولد گردیده. مراغه در سال 61 هجری قمری به تصرف اعراب درآمد و از پایگاه‌های آنان به شمار می‌آمده است.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان مراغه

گنبد سرخ:

بنایی چهارگوش در دو طبقه همانند دیگر برج مقبره‌های تاریخی می‌باشد که در دوره سلجوقی بنا شده است. تاریخ ساخت بنا 542 هجری قمری است. تزئینات آجری و تلفیق آن با کاشی، اسلیمی‌های گچ‌بری شده و کتیبه‌های آجری در چهار ضلع بنا از شاخصه‌های ارزشمند این بناست که آغازگر شیوه آذری است. این بنا به دستور ابوالعزعبدالعزیز بن محمود بن سعدیدیم الله علده ساخته شده که نوشته‌های کتیبه ضلع شمالی گواه بر این مدعاست. این برج در جنوب شرقی شهر مراغه در محله جودی‌آباد واقع شده است.

برج مدور:

در دوره سلجوقی به سال 563 هجری قمری در دو طبقه احداث گردیده است. این بنا که تزئینات آن تنها در بخش ورودی برج می‌باشد. از عناصر تزئینی این بنا می‌توان به کاشیکاری، تزئینات آجری و کتیبه آجری بالای درگاه اشاره نمود. این برج در مرکز شهر مراغه، کوچه موسوی‌ها واقع شده است.

گنبد کبود:

در کنار برج مدور مراغه برج ده پهلوی منشور شکل زیبائی وجود دارد که در دوره سلجوقی همانند برج مدور در دو طبقه بنا گردیده است. از تزئینات این بنا می‌توان به طاق‌نماها، تزئینات آجری و اسلیمی‌های گچ‌بری شده بدنه خارجی گنبد و نیز کتیبه گچ‌بری شده داخل سردابه اشاره نمود. همچنین قطاربندی‌ها و کتیبه‌های آجری و کاشی‌کاری‌های بدنه برج که بر روی سکوی سنگی ساخته شده است، از دیگر عناصر تزئینی این بنا می‌باشد.

گنبد غفاریه:

این گنبد در شمال غربی شهر مراغه کنار رودخانه صافی چای مجاور پل هلاکوخان واقع شده است. این بنا در دوره ایلخانی و حکومت سلطان ابوسعید به تاریخ 725 و 728 هجری قمری احداث شده است. این بنا چهارگوش به شکل مکعب که بر روی سکویی سنگی و سردابه دخمه‌ای استوار شده است. در چهار زاویه آن ستونهایی با تزئینات حصیری ساخته شده است. هر یک اضلاع برج به غیر از ضلع شمالی دارای دو طاق‌نما و یک حاشیه کتیبه داراست که به خط ریحان نوشته شده است. کاشی ‌های این بنا به رنگ آبی فیروزه‌ای در فرمهای خاص آن دوره جلوه زیبائی به بنا بخشیده است.

معبد مهر:

سازه‌ای سنگی در قبرستان روستای ورجوی وجود دارد که در منطقه به امامزاده ملامعصوم مشهور بوده و شباهت زیادی به معابد مهر یونان، ایتالیا و ترکیه دارد. در دوره صفوی یا اوایل قاجار یکی از روحانیون بنام آخوند ملامعصوم مراغه‌ای در این مکان دفن کرده و به نام زیارتگاه رواج داده‌اند. در و دیوار تالار بزرگ با خط ثلث آیاتی از سوره آل‌عمران را بعدها به آن نقش کرده‌اند که استفاده از آن در دوره‌های اسلامی را آشکار می‌کند. به روی دیواره ورودی سمت چپ معبد تصویر ماری حک شده که این نقش در دوره اشکانیان بسیار متداول بوده و به روی گچ‌بری‌های این دوره به وفور مشاهده می‌گردد. معبد مهر مراغه به عنوان یکی از معدود معابد مهرپرستی ایران در فاصله حدود 5 کیلومتری جنوب مراغه واقع شده و قدیمی‌ترین بنای استان بشمار می‌رود.

مقبره آقالار (موزه سنگ‌نگاره‌ها):

بعنوان بنای باقیمانده از دوره زندیه بیانگر نوع و سبک معماری آن دوره بسیار حائز اهمیت است عرفا و اشخاص مذهبی و سیاسی و هنرمندان این شهر در این مکان مقدس آرمیده که عبدالفتاح موسوی مراغی متخلص به شیخ اشراق و شاهزاده قلی میرزا متخلص به مجنون علیشاه از مهم‌ترین اشخاص دفن شده در این بقعه است. اخیراً این بنا بعنوان موزه سنگ‌نگاره‌های تاریخی منطقه مورد بازدید عموم قرار گرفته است. این بنا در جنوب شرقی مراغه و به فاصله اندکی از گنبد سرخ داخل بوستان آقالار واقع شده است.

مقبره اوحدی مراغه ای:

اوحدی از عرفا و شاعران قرن هشتم می‌باشد. طرح و اجرای مقبره اوحدی با الهام از چهارتاقی‌های ساسانی و بناهای اسلامی به شکل زیبا ساخته شده و با موزه تخصصی ایلخانی همجوار است. این بنا در بخش شمالی مراغه، خیابان دانشسرا واقع است.

کلیسای هوانس:

تنها کلیسای باقی‌مانده از مسیحیان با توجه به نبود خانواده‌های مسیحی در این شهر بعنوان نماد مذهب یکی از ادیان الهی بسیار حائز اهمیت است. این بنا در دوره ایلخانی به دلیل تساهل مذهبی آن دوره بنا شده که در دوره‌های بعد الحاقات و تعمیراتی به روی آن انجام گرفته. این بنا در مجموعه‌ای متشکل از مدرسه ارامنه خانه کشیش و ساختمان نگهبانی قرار دارد و در خیابان امام خمینی واقع است. کلیسا از سه بخش شامل محراب، صحن و بخش میانی تشکیل شده است. محراب جایگاه مخصوص کشیش، بخش میانی مخصوص نزدیکان وی و صحن مخصوص مردم عادی بوده است. محراب کلیسا شامل سه بخش است، بخش میانی عریضتر از دو بخش جنبی است که سکوهایی در آنها تعبیه گردیده است. برج ناقوس کلیسا متشکل از چهار ستون است که بر فراز آنها برج ناقوس کلیسا با گنبدی مخروطی وجود دارد.

رصدخانه مراغه:

با توجه به سابقه فعالیتهای نجومی در ایران و دیگر کشورهای اسلامی می‌توان گفت رصدخانه مراغه نه تنها کاملترین رصدخانه‌ای است که تا زمان خود ایجاد شده بلکه نخستین رصدخانه مجهز قبل از کشف دوربین به شمار می‌رود و تمام معلومات نجومی که هم اکنون بدون دوربین حاصل می‌شود در آنجا به دست آمده و تا 300 سال بعد رصدخانه‌ای به مجهزی آن در غرب به وجود نیامد. رصدخانه مراغه با توجه به فعالیتهای قبل و بعد از آن (تا قبل از کشف دوربین)، در زمینه علم نجوم و ستاره‌شناسی باید نقطه اوج تکامل چنین فعالیتهایی و چنین موسسه‌ای در کشورهای اسلامی دانست. غارها و معماری صخره‌ای تپه رصدخانه که به پیش از اسلام مربوط می‌شود، نیز از جمله جاذبه‌های دیدنی تپه رصدخانه محسوب می‌شود. این آثار در غرب شهر مراغه در تپه‌ای به همین نام (رصد داغی) واقع است.

غار کبوتر:

هم سن با غار علی‌صدر همدان در بلندای کوهی کنار رودخانه‌ی پرآب جاری در ده زیبای گشایش است.

اقتصاد

اقتصاد شهرستان مراغه به عنوان یکی از شهرستان های مهم استان آذربایجان شرقی مانند بسیاری دیگر از نقاط کشور بر پایه تولیدات کشاورزی و فرآورده های دامی استوار می باشد. در چهارچوب فعالیت های کشاورزی شهرستان مراغه علاوه بر تامین نیازمندی های داخلی خود همه ساله مقدار متنابهی از محصولات کشاورزی و دامی خود را به سایر نقاط استان و نیز سایر شهرستان های کشور و خارج از کشور صادر می نماید ترکیب مشاغل و توزیع منابع درآمد مردم این شهرستان در مجموع نشانگر این است که شهرستان مراغه در قالب فعالیت های اقتصادی به عنوان یک مرکز کشاورزی محسوب می گردد. میزان تولیدات کشاورزی و دامی و نیز تولید میوه به خصوص خشکبار درحدی است که ضمن خودکفایی مصارف داخلی شهرستان به عنوان یکی از شهرهای مهم صادرکننده خشکبار کشور به حساب می آید.

کشاورزی

شهرستان مراغه به واسطه موقعیت و واقع شدن در دره حاصل خیزی که به وسیله آب رودخانه صافی و سایر رودخانه ها که از سرچشمه کوه سهند جاری هستند مشروب می گردد و به واسطه استعداد فوق العاده خاک و وفور آب تا اندازه ای از قدیم الایام مستعد پرورش و به دست آوردن انواع و اقسام محصولات کشاورزی و دامی می باشد به طوری که ابن حوقل بیشتر از هزار سال قبل و حمدالله مستوفی حدود 660 سال قبل مراغه را به داشتن باغات میوه و محصولات کشاورزی ستوده اند. به طور کلی وضع کشاورزی شهرستان مراغه در دو بخش جداگانه مناطق شهری و روستایی قابل طرح است. مناطق شهی در شهر مراغه و بخش های تابعه آن کشاورزی به معنی باغداری و تربیت اشجار می باشد. اکثر مردم این شهر دارای باغ و در اصطلاح محلی ملخاوا ( ملک آباد) نامیده می شوند. و به تناسب توانایی مادی خود قطعات زمینی را به صورت تاکستان و درختکاری درآورده و در آن به فعالیت می پردازند باغان انگور مراغه یکی از منظم ترین تاکستان های کشور محسوب می گردد و انواع انگور که بیش از 26 نوع می باشد تولید نموده و با تبدیل به خشکبار به فروش می رسد. باغداران شهرستان در کنار تاکستان های خود انواع درختان بادام، گردو، سیب، آلوچه، زردآلو و صیفی کاری و بیشه زار را آباد کرده و به سرسبزی منطقه می افزایند.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان عجب‌شیر
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان عجب‌شیر با مساحت 44/738 کیلومتر مربع از شمال به شهرستانهای اسکو و آذرشهر، از شرق به شهرستان مراغه از غرب به دریاچه ارومیه و از جنوب به شهرستان بناب محدود است.

جغرافیای طبیعی شهرستان عجب‌شیر

شهر عجب‌شیر در سینه جلگه حاصلخیز، روی رسوبات غنی رودخانه قلعه‌چایی، در دامنه جنوب ارتفاعات تورجان و جرئیدن از پیشکوههای توده سهند واقع شده است. ظاهراً انگیزه پیدایش و علل وجودی آن داشتن موقعیت جغرافیایی ممتاز، اقلیم مساعد، خاکهای بارور، منابع آب، روستاهای آباد و دسترسی به دریاچه ارومیه بوده است.

آب و هوا:

این شهرستان در منطقه کوهستانی واقع شده و دارای تابستانهای معتدل و زمستانهای سرد و برف می‌باشد. و ارتفاع این شهرستان از سطح آزاد دریافت 77/147 متر بوده و دارای زمینهای حاصلخیز و پرمحصول و مستعد کشاورزی می‌باشد و قسمتی از اراضی در نواحی دریاچه ارومیه در منطقه شوره‌زار و پست واقع شده است.

ارتفاعات مهم:

از ارتفاعات مهم این شهرستان می‌توان به کوه قوزلوجه (قزلجه) در قسمت شمال غربی به ارتفاع 2615 متر اشاره کرد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دو بخش (مرکزی و قلعه چای)، 4 دهستان و 2 نقطه شهری به نام های عجب‌شیر و خضرلو می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان عجب‌شیر در حدود 741،65 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان عجب‌شیر

طبق روایات، شهر عجب‌شیر و حومه نزدیک آن کلاً‌ بقایای شهر گمشده (شیز)، بزرگترین شهر آذربایجان در عهد اشکانیان و سامانیان است که قدما در عظمت و شکوه آن داستانها گفته‌اند. از جمله در این مورد آمده است: "دروازه غربی آن در مکان فعلی ویرانه‌های شهر باستانی (مهراب) واقع در شمال شرقی روستای آغجه‌اوبه، و دروازه شرقی در محل معروف به  مادتوپراقی (سرزمین ماد) واقع در کمره جنوبی کوه آشوروم قرار داشته است". با این وصف طول شهر از دروازه غربی تا شرقی به 10 کیلومتر می‌رسیده است. در تایید احتمالی این روایات، وجود چند پدیده باستانی و آثار حیات انسانی در فواصل نقاط یاد شده بدان قوت بیشتری می‌بخشد.

در مراجعه به سوابق تاریخی شهر به نظر می‌رسد که مقر اولیه و هسته مرکزی آن، یکی از محلات قدیمی موسوم به دیزج بوده است. این کوی امروزه با همین نام سابق (دیزه) در قسمت غربی شهر قرار دارد. معروف است که در محل ورودی آن، دروازه بزرگی بوده که شیطان تختی (تخت شیطان) نامیده می‌شد. جالب اینکه هنوز این نام مرموز را یدک می‌کشد. ظاهراً از فلسفه وجه تسمیه آن که چرا به این نام معروف گشته، روایات معقولی شایع نیست. ولی از آنجا که واژه (تخت) در تاریخ ایران ریشه عمیق و جایگاه خاص داشته است مانند تخت جمشید و تخت سلیمان، گمان می‌رود این موضع هم در گذشته کانون حوادث ناگوار و مهمی بوده که این چنین نامیده شده است. از گفته‌ها چنین بر می‌آید دیزج دارای دو کوی بوده که هر یک کلانتر و والی جداگانه‌ای داشته است. یکی موسوم به (کوهن‌دوز) و دیگری (اسکندری) نام داشته است امروزه از کویها و دژهای آن اثری باقی نمانده و معلوم نیست بدنبال چه سرنوشتی تخریب و از بین رفته است.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان عجب‌شیر

بندر رحمانلو:

بندر  رحمانلو از دهستان دیزجرود عجب‌شیر، در ساحل شرقی دریاچه ارومیه واقع شده است. این بندر یکی از ینادر مهم دریاچه ارومیه در آذربایجان شرقی است. در سمت شمالی بندر رحمانلو اسکله ای برای پهلو گرفتن کشتی های باری و مسافری، در بخش جنوبی محلی برای مسافرینی که به منظور استفاده از آب و لجن دریاچه که برای درمان برخی از بیماری ها مفید است به این بندر می آیند بنا شده است. بندر رحمانلوى شهرستان عجب شیر که به عنوان منطقه ملى گردشگرى معرفى شد، همچون نگینى در کناره پارک ملى نیلگون ارومیه جاى گرفته است. ساحل آن زیباترین نقطه دریاچه ارومیه در گستره آبى و ساحلى این زیستگاه زیبا است. این بندر که در حدود پنج کیلومترى غرب شهر عجب شیر واقع شده به دلیل نزدیکى به جاده تبریز - عجب شیر و نیز چشم انداز زیباى خود مى تواند به یکى از مناطق گردشگرپذیر براى مسافران داخلى و خارجى تبدیل شود. ساحل این بندر تاریخى که از زمان هاى دور و به ویژه قاجاریه، محل تفریح عمومى مردم و شاهان این سلسله بوده به دلیل شفافیت بالاى آب و خاصیت درمانى لجن زارهاى آن، تمامى شرایط لازم براى سرمایه گذارى و جذب گردشگر را دارد.

مسجد جامع شیرلو:

مسجد جامع( شیرلو) عجب شیر با قدمت دوران صفویه بوده و با توجه به کتیبه های موجود در این مسجد تاریخ بنای آن را می توان به دوران قاجاریه نسبت داد. این مسجد تاریخی و زیبا دارای شبستانی است که از لحاظ زیبائی با مسجد جامع میدان بناب قابل مقایسه است. شبستان این مسجد دارای دیوارهای آجری و ستونهای چوبی با سرستونهای مقرنس و قطار بندی شده و سقف چوبی منقش است.

مسجد حنیفه گوراوان:

مسجد حنیفه گوراوان معروف به مسجد محمد حنیفه از دیگر مساجد تاریخی و زیبای عجب شیر بوده که به هنر معماری اسلامی مزین شده و با ویژگیهای خاص و دیدنی خود در روستای گوراوان این شهرستان واقع است. این مسجد با یک طبقه پلان مستطیل به طول ‪ ۵۰متر و عرض ‪ ۳۰متر که کشیدگی آن شرقی و غربی بوده و دارای شبستان اصلی و بخش الحاقی با کاربری سرویس و آشپزخانه در ضلع غربی است. کف این بنا به دلیل رطوبتهای سطحی پنج پله بالاتر از سطح زمین قرار گرفته و تیرهای اصلی سقف به صورت یکپارچه و شرقی و غربی است. در این مسجد ‪ ۱۲ستون بکار رفته که دو ستون آن آجری با قطر نسبتا زیاد و ده ستون دیگر چوبی با سرستونهای معمولی بوده و دارای نمای آجری است.

قلعه ضحاک (داش قلعه):

این قلعه در 28 کیلومتری‌ شرق‌ عجب‌شیر واقع شده و از آثار ارزشمند تاریخی و دیدنی این شهرستان به شمار می رود که اولین‌ بار در سال یکهزار و 971 میلادی توسط‌ یک‌ هیات باستانشناسی ‌آلمانی‌ مورد بررسی‌ و تحقیق‌ قرار گرفت. قدمت این اثر تاریخی با در نظر گرفتن بقایای موجود از برج های نیم استوانه ای بنام دروازه این قلعه به دوره ساسانی نسبت داده شده و روبنای‌ دیوارها که‌ از سنگهای‌ مکعب‌ مستطیلی‌ شکل‌، ترکیب‌ شده‌ یادآور پوشش‌ دیوارهای‌ ساسانی‌ در تخت‌ سلیمان‌ است‌. این قلعه از مکانهای مهم اقوام مانایی و مادها بوده و در ارتفاع دو هزار 300 متری از بستر رودخانه قلعه چای دردوران تاریخ کهن ایران زمین بنا شده و آثار زیادی در داخل و پیرامون خود از دوران هخامنشیان، اشکانیان، ساسانیان و عصر تمدن اسلامی به یادگار دارد. سفال هایی‌ که‌ تاکنون‌ از داش‌ قلعه‌ ضحاک‌ بدست‌ آمده‌ همگی‌ مربوط‌ به‌ سده‌های‌ 11 و 12 میلادی‌، یعنی‌ دوره اسلامی‌ بوده با این‌ حال‌، حجاریها و جاسازی هایی‌ که‌ در سنگ‌ کوه‌ کنده‌ شده‌ همگی‌ دلایلی ‌است‌ بر اینکه‌ محل‌ را به‌ دوره‌ پیش‌ از اسلام‌ هم‌ متعلق‌ بدانیم‌. قلعه ضحاک درطول تاریخ دارای نامهای متعددی از جمله اژدهاک، قیز قلعه سی، داش قلعه سی، باروآس، رویی دژ و قلعه گویی بود. این قلعه که دردوران کهن به عنوان دژ استفاده می شد، از سه طرف مشرف به پرتگاه بوده و دیوارهای آن مزین به کنده کاریهای متعدد و در داخل قلعه مخازن سنگ، آب انبار، آسیاب، سالن شورا و حمام تعبیه شده است.

امامزاده سیدابوالقاسم عجب‌شیر:

بقعه امامزاده سید ابوالقاسم در فاصلة 2 کیلومتری شمال شهرستان عجب شیر و نزدیک قبرستان این شهر واقع شده است. قدمت بنای امامزاده سید ابوالقاسم عجب شیر با توجه به سبک و ساخت بنا ( چهار طاق ) به دورة ایلخانی می رسد. داخل بنای بقعه به شکل چلیپا و از بیرون به شکل هشت ضلعی منظم است که هر ضلع آن ، 56/3 متر طول دارد. ورودی بنا از سمت شرق است. ارتفاع باقیماندة بنا 20/2 متر است که از 5 ردیف سنگ خوش تراش ساخته شده است. قبر امامزاده در ضلع جنوبی محوطة چلیپا شکل قرار گرفته و فاقد سنگ قبر و ضریح می باشد. طاق بنا به صورت ردیف مقرنس های تو در تو تزیین گشته و یکپارچه از قطعات کاشی های آبی و سیاه و سفید به شیوة معرق پوشیده شده است.

خصوصیات فرهنگی شهرستان عجب‌شیر

زبان رایج محلی این شهرستان ترکی بوده و اهالی آن مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند. هیچ یک از اقلیت‌های مذهبی در این شهرستان سکونت نداشته و این شهرستان دارای مراکز آموزش عالی (دانشگاه آزاد اسلامی و پیام نور) می‌باشد. اهالی این منطقه به باورها و اعتقادات مذهبی پایبندی خاصی دارند به طوری که برگزاری مراسمات و آیین‌نامه‌های مذهبی این شهرستان شهرت عامه دارد. در سطح این شهرستان هنرهای دستی و سنتی به صورت معمول رواج دارد که می‌توان به گلیم‌بافی و جاجیم‌بافی و سوزن‌دوزی اشاره کرد.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان سراب
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٩:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان سراب با مساحت ۳۵۶۰کیلومترمربع درجنوب شرقی استان آذربایجان شرقی واقع گردیده‌است.این شهرستان ازشمال به شهرستان‌های مشکین شهروهریس - ازشرق به استان اردبیل - ازجنوب به شهرستان میانه و ازغرب به شهرستان بستان آباد محدوداست. ارتفاع این شهرستان از سطح دریا ۱۶۵۰متر می‌باشد.مساحت شهرستان سراب ۶/۷درصدکل مساحت استان راتشکیل می‌دهدکه ازاین لحاظ دررده ششم قرار دارد.

جغرافیای طبیعی شهرستان سراب

آب و هوا:

شهرستان سراب بواسطه قرارگرفتن ما بین دو رشته کوه بزقوش در جنوب و ارتفاعات سبلان درشمال دارای آب وهوایی سردوکوهستانی است که در تابستان معتدل ودرزمستان‌ها دارای آب و هوای سرد می‌باشدویکی ازنقاط سردسیرکشور به شمارمی رود. تعداد روزهای یخبندان در سراب بطور متوسط۱۵۰ تا ۱۴۸روزدرسال می‌باشد.مقداربارندگی سالانه از ۲۵۰ میلی‌متر در نقاط پست تا ۴۸۰ میلی‌متر در ارتفاعات متغیر می‌باشد، محدوده شهرستان سراب به جزء درقسمتی کوچک ارمنتهی الیه شرق خود که آبخیز اصلی رودخانه آجی چای است، نزولات جوی جاری شده در سطح این شهرستان از طریق ۱۰ شاخه اصلی به سمت آجی چای سرازیروتوسط آن ازمنطقه خارج می‌شود.

ارتفاعات مهم:

چهره عمومی این شهرستان توسط رشته کوه سبلان در شمال و رشته کوه بزقوش در جنوب و پیوستن رشته کوه بزقوش توسط ارتفاعات ایلانجوق به سبلان در شرق شکل یافته این عوارض باعث بسته شدن این شهرستان از سه طرف شمال، شرق و جنوب گشته و منطقه را به صورت چاله و دشتی درآورده است که به سمت غرب باز می شود ارتفاعع مرکز شهرستان از سطح دریا حدود 1650 متر می باشد رشته کوه بزقوش با ارتفاع 3302 متر بلندترین نقطه دشت سراب را از شهرستان میانه جدا می سازد شیب تند آن به سوی میانه و دامنه کشیده شده آن به دشت سراب است در شمال دشت سراب کوه سبلان با ارتفاع 4812 متر در بلندترین نقطه قد برکشیده و دارای شکل مخروطی است و به صورت رشته کوههای متعددی که از شرق به غرب کشیده شده در تمام سال پوشیده از برف و یخ است.

منابع آبی:

مهمترین رودخانه‌های جاری درمنطقه عبارتنداز سوین - آغمیون - پسلر وتاجیارکه ازدامنه‌های سبلان سرچشمه می‌گیرندوازشمال به جنوب جریان می‌یابند و رودخانه وانق چای از کوههای بزقوش سرچشمه گرفته ودرجنوب سراب باپیوستن به سایر رودخانه‌ها، آجی چای راتشکیل می‌دهدودرمنطقه مهربان رودخانه ارزنق به آنها ملحق می‌شود. رویهمرفته شهرستان سراب یکی ازمناطق نسبتاً پرآب استان به شمارمی رود وعلاوه برآبهای سطح الارضی تعداد ۱۳۵ حلقه چشمه وقنات نیزدرمنطقه وجوددارد.بایدمتذکرشدبه دلیل خشکسالی سالهای اخیر تعدادی از این چشمه‌ها و قنات‌ها خشک شده‌اند. بالغ بر۱۸۰۰حلقه چاه عمیق ونیمه عمیق نیزدرسطح شهرستان وجود دارد.که درفصل برداشت آب (فصل زراعی) جمعا ۱۶۸میلیون مترمکعب آب ازمنابع زیرزمینی دراین شهرستان برای مصرف درامرکشاورزی برداشت می‌شودکه به لحاظ وقوع خشکسالی در برخی نقاط ارتفاع آبهای زیرزمینی حتی تا۲۰مترکاهش یافته‌است.

پوشش گیاهی:

مساحت پوشش مرتع در سطح شهرستان بالغ بر 120 هزار هکتار بوده که از کل مراتع 6/67 درصد رویشگاههای کوهستانی و پرشیب و 8/5 درصد رویشگاههای تپه ماهور و 6/20 درصد رویشگاههای فلات و 6 درس رویشگاههای دشتی را شامل می شود از نظر مساحت 81120 هکتار  کوهستانی، 6960 هکتار تپه ماهور، 24720 هکتار فلات و 7200 هکتار دشتی می باشد. از نظر درجه مراتع سبلان با مساحت 62500 هکتار که از آن 31250 هکتار درجه یک و مابقی درجه دو و سه می باشد مراتع بزقوش 15000 هکتار عموماً درجه دو و سه می باشد از مراتع روستایی با وسعت 42200 هکتارمقدار 25000 هکتار درجه دو و سه و مابقی چمنزار می باشد مراتع خود شهر با وسعت 300 هکتار چمنزار و درجه یک می باشد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای دوبخش (مرکزی ومهربان) ۹ دهستان و۴ نقطه شهری به نامهای سراب- مهربان- شربیان ودوزدوزان می‌باشد. تعدادآبادیهای دارای سکنه شهرستان ۱۲۸می باشد.

شهرستان سراب با دارا بودن 168 پارچه آبادی دارای سکنه یکی از معدود شهرستانهایی است که جمعیت روستایی آن بیشتر از جمعیت شهری آن است لذا مناطق روستای بیشتر از شهری است و همچنین منطقه عشایری شهرستان که در فصل ییلاق عشایر از نقاط دیگر استان و کشور جهت گذراندن فصل چرا به این منطقه عزیمت می نمایند. از مساحت 7/344 کیلومتر مربعی شهرستان، شهرهای سراب و مهربان به ترتیب به 8/3 کیلومتر مربع وسعت و مهربان با 3/1 کیلومتر مربع مناطق شهری شهرستان را شامل می شوند. مناطق عشایری، وسعت مراتع سبلانه 62500 هکتار و وسعت مراتع بزقوش 15000 هکتار می باشد که عشایر در فصل ییلاق در این مناطق ساکن می شوند و حدود آن از آبریز حد شمالی مشکین شهر تا شمال حوزه استحفاظی سراب را شامل می شود.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان سراب در حدود ۱۳۲٬۰۹۴ نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان سراب

شهرستان سراب تاسال۱۳۲۴ازبخشهای تابعه اردبیل بوده امادراین سال به شهرستان درجه ۳و۷دهستان و۱۸۰آبادی تبدیل گردیدو بعدها دهستان بزقوش (شهرستان میانه)ازآن جداگشته‌است.سراب نامش درکتاب حدودالعام (سال۳۷۲هجری قمری)جغرافی دانان عرب به نامهای سرآو- سراره ازاین شهریادشده‌است.و بدلیل اینکه برسرراه ابریشم قرار داشت از قدیم الایام موردتوجه بوده‌است. مردم سراب در سال۲۲ هجری بر ضد اعراب به مبارزه برخواسته و بعد از از فتح اعراب به اجبار به دین اسلام گرویدندبه قول ابن ندیم بابک خرم دین دوران نوجوانی خودرادرسراب گذرانیده، و ناصرخسرووقبادیانی نیزدر سفرنامه خودازسراب یاد کرده‌است.

سراب درحمله مغول درسال۶۱۷هجری آسیب فراوان دید، قتل وغارت مغولان این شهررا ویران کردو جنگ شاه عباس و خلیل پاشادر صحرای سراب رخ داده‌است. درسال۱۰۳۴هجری قمری بیماری وبا جان گروه کثیری ازمردم سراب را گرفت. ودرسال ۱۲۰۵هجری قمری به دستورآقامحمدخان سراب راویران کردند.درسال ۱۲۴۲هجری قمری نیز فتحعلی شاه مدتی برای تدارک جنگ باروس درسراب به سربرد.

صادق خان شقاقی از روستای اسب فروشان(که در قلعه بیجند مستقر بود) شهرستان سراب پس از مرگ آقا محمد خان از برای فتح ایران برآمد تا قزوین را فتح کرد ولی در قزوین از فتحعلی شاه قاجار شکست خورد.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان سراب

سنگ نوشته اورارتی:

در نزدیکی روستای قیرخ قیزلار در شمال شرق سراب واقع و به خط میخی بر روی صخره ای به طول 5/4 متر و عرض 10/2 متر و ارتفاع 6/2 قرار گرفته است. این سنگ نبشته به دوره اورارتو مربوط است.  متاسفانه قسمتی از این کتیبه از بین رفته و قابل خواندن نبست به همین دلیل تاکنون متن آن ترجمه نشده است. در قسمت شمالی این کتیبه قلعه ای است که این قلعه هم به اورارتوها مربوط است در سنگ نبشته نشتبان همانگونه که در اسناد و شواهد آمده است صحبت این است که آرگشیتی 21 قلعه تسخیر کرد و در یک روز بیش از 40 شهر را تصرف و بعد در محل قلعه های تسخیر شده قلعه ای نو برای خود ساخته است به نظر باستان شناسان این کتیبه به آرگشیتی مربوط است ولی متاسفانه محتوای کامل آن به دلیل آسیب دیدگی فراوان معلوم نگردیده است.

سنگ افراشته های قیرخ قیزلار:

تقریبا 200 متر پائین تر از سنگ نوشته نشتبان در طرفین رودخانه سنگ افراشته هایی است که به قیرخ قیزلار یا چهلدختر معروف است اهالی اعتقاد بر این دارند که این سنگ افراشته‌ها چهل انسان بوده اند که بر اثر انحراف از حقیقت و راه خدا به غضب الهی دچار و مبدل به سنگ شده اند در حالی که تعداد سنگها بیش از چهل است و تا 120 سنگ شمارش ده است. بعضی از سنگ افراشته ها همانگونه که گذاشته اند سالم و صاف مانده ولی برخی شکسته یا کج شده و یا از بین رفته اند. در شرح این سنگ افراشته ها گفته شده: سبلان در طول تاریخ حتی از زمانی که دین بودائی در ایران و کشورهای دیگر رواج پیدا کرده همچنانکه از نظر سوق الجیشی مورد استفاده قرار گرفت بزرگترین آتشکده ها و بزرگترین معبدها در اطراف سبلان برپا شده است. در مورد سنگ افراشته های قیرخ قیزلار چند نظر مطرح شده است: اول اینکه گفته اند: در گذشته هر سرداری که در جنگ غالب می آمد از این سنگها می افراشت. نظر دوم این است که هر سرداری یک سردار از دشمن را می کشت یکی از این سنگها را می افراشت ولی همچنانکه گفه شد ساوالان از نظر سوق الجیشی مهم بود و مورد استفاده ایرانیان قرار گرفته و بزرگترین آتشکده و معبدها در آنجا بر پا شده و نظر اصلی اینست که محل این سنگ افراشته ها معبد بزرگی بود در معبدها معمولاً انسانها را قربانی می کردند تا عظمت معبد را بنمابانند برای هر قربانی یک سنگ می افراشتند این نظر و یان عمل تا استقرار کامل دین اسلام در این کشور برقرار بود.

سنگ نوشته رازلیق:

رازلیق تابع شهرستان سراب است و از شمال به کوه سبلان محدود می شود در این محل در بستر رودخانه پسلر سنگ نوشته ای وجود دارد که به سنگ نبشته رازلیق معروف است برای رسیدن به پای کتیبه ابتدا باید به رازلیق رفت از رازلیق باید راهی روستایه دیزهج سفیا شد سنگ نشوته در کنار این روستا (ضلع شمال غربی) در کوه زاغالان بر روی صخره ای مرتفع وقاع شده است. کتبیه رازلیق 110 سانتی مر طول و 82 سانتی متر عرض دارد و در 16 سطر به فرمان شاه اورارتویی آرگشیتی دوم پسر روسا نقل شده است.

مسجد جامع سراب:

سراب مانند دیگر شهرهای آذربایجان دارای مسجد جامع تاریخی است که تاریخ بنای آن به قرن نهم هجری می رسد  اما اخیراً در حفاریهای به عمل آمده که جهت تعمیرات انجام می گرفت معلوم گردید که مسجد فعلی بر روی یک مسجد بسیار قدیمی احداث گردیده که آثار آن دیده می شود. این مسجد بدون مناره و گلدسته بوده از نظر ساختمانی عبارت است از یک شبستان بزرگ، یک حیاط کوچک، یک منبر و سه محراب . 36 ستون اصلی و 29 ستون کاذب و نیم ستون که طاقهای جناقی و گنبدهای مدور مسجد بر آنها نهاده شده است. درب ورودی شرقی دارای کتیبه ای مرمرین بوده است که با خط نسخ متداول دوره گورکانیان و ترکمانان آق قویونلو معاصر سلطنت ابوالنصر اوزون حسن آق قویونلو بوده و تاریخ آن به سال 875 هجری قمری ثبت شده است. این کتیبه به همراه یک کتیبه دیگر که در حفاریها و خاکبرداری داخل مسجد در جریان مرمت و بازسازی مسجد پیدا شده بود فعلاً در سازمان میراث فرهنگی استان نگهداری می شود.

 تپه باستانی قلعه جوق:

این تپه در 5/2 کیلومتری شمال سراب در کنار جاده رازلیق به سراب واقع است با توجه به وجود سنگ نبشته رازلیق رد 10 کیلومتری این تپه است اهمیت تاریخی این تپه و ارزش نظامی آن در دوران اورارتویی مشخص می شود.

 چهارطاق ساسانی آغمیون:

این تپه در 5/2 کیلومتری شمال سراب در کنار جاده رازلیق به سراب واقع است با توجه به وجود سنگ نبشته رازلیق رد 10 کیلومتری این تپه است اهمیت تاریخی این تپه و ارزش نظامی آن در دوران اورارتویی مشخص می شود.

 مقبره مغولی اسفستان:

در 6 کیلومتری شرق سراب واقع است. منسوب به دوره مغول است بنایی آجری و شامل چند اتاقن و یک راهرو است نصف سر در آن ریخته از طاق نمای درگاهی به طور پراکنده باقی مانده که تزئیناتی به صورت مقرنس کاری از آجر لعابی داشته است. تمامی حاشیه سر در و طاق نماها، قسمتی از مقرنس کاری و کاشیکاری و ترکیب کاشی و گچ و آجر را نشان می دهد.

اقتصاد

اقتصاد منطقه با توجه به موقعیت اقلیمی و جغرافیایی  حول محور کشاروزی و دامداری می باشد به جهت داشتن آب و خاک مناسب و نیروی انسانی کافی اغلب اهالی منطقه در این بخش فعالیت دارند با توجه به اینکه اکثر مردم شهرتان در روستاها سکونت دارند لذا فعالیتهای کشاورزی و دامداری به عنوان شغل اصلی در منطقه مطرح بوده و هست از لحاظ دارا بودن صنعت شهرستان سراب از نقاط محروم استان و کشور می باشد به طوری که تنها یک واحد کارخانه نساجی در شهرستان و تعداد انگشت شمار صنایع کوچک و متوسط در شهرستان فعالیت می نمایند. آمار بیکاران بویژه بی کاران فصلی در شهرستان نشان می دهد که صنعت در منطقه کاملاً ضروری بوده و نیاز می باشد به علل متفاوت از دوران پیش از انقلاب و حتی بعد از انقلاب توجهی به صنعت منطقه صورت نگرفته است حتی در ایجاد صنایع تبدیلی با عنایت به انیکه شهرستان سراب در تولید بعضی از محصولات مانند سیب زمینی، شیر، حبوبات و غیره از جایگاه ویژه ای برخوردار می باشد. همچنین در بخش معدن تاکنون هیچ اقدام عملی صورت نگرفته است و تنها در یک مورد معدن نفلین سیانیت در این اواخر مطالعات انجام یافته است و روی این معدن در حال حاضر کار می شود خاصه اینکه اقتصاد شهرستان متکی به کشاورزی و دامداری می باشد.

کشاورزی، صنعت و معدن

این شهرستان با زمین هموار و حاصلخیز از نظر کشاورزی مستعد می‌باشد. کشت محصولات کشاورزی زیر از عمومیت بیشتری برخوردار است. گندم، سیب زمینی، سبزیجات، حبوبات و باغهای سیب، گلابی، گردو و زردآلو از شهرت خاصی برخوردار است.

 


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان شبستر
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٩:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

 


محدوده ای از ایران اسلامی که با وسعت 2695 کیلومترمربع، نام شهرستان شبستر به خود گرفته است و در بین اهالی محل و شهرستان های همجوار به نام گونئی مشهور است در شمال غربی تبریز واقع است. این شهرستان از شرق به شهرستان تبریز، از شمال شرق به شهرستان اهر، از شمال به شهرستان مرند، از شمال غرب به شهرستان خوی، از غرب به شهرستان سلماس (استان آذربایجان غربی) و ‌از جنوب به دریاجه ارومیه محدود است. فاصله مرکز شهرستان (شبستر) از مرکز استان (تبریز) 66 کیلومتر می باشد. این شهرستان از 10 کیلومتری تبریز شروع و تا 35 کیلومتری شهر سلماس ادامه می یابد.

جغرافیای طبیعی شهرستان شبستر

کوهستان میشو با جهت شرقی- غربی به طول بیش از یکصد کیلومتر و عرض سی کیلومتر مانند دیواری سرتاسر شمال منطقه را می پوشاند و این شهرستان را از شهرستان مرند و خوی جدا می کند. این کوه ها در امتداد کوه های قره داغ قرار گرفته و بلندترین قله های آن علی علمدار و شانجان می باشد. تنوع زیستی و جانوری در این کوهستان وجود داشته و تأثیرات اکولوژی و اکوسیستمی آن درآب و هوا و زیست بوم منطقه غیر قابل انکار می باشد و در فصول مختلف محل تفریح و ورزش اهالی منطقه می باشد.

آب و هوا:

آب و هوای شهرستان شبستر در تابستان ها معتد ل و در زمستان ها سرد است. اثر بادهای مرطوب مدیترانه ای که از فراز کوه های مرزی ترکیه و آذربایجان غربی می رسند، در این مطقه کاملا نمایان است. به علاوه رطوبت دریاچه ارومیه در این شهرستان موثر است. روزهای یخ بندان سالانه در شبستر، کم تر از ایام یخ بندان در سایر مناطق آذربایجان است. عبور خط «همباران» به میزان 600 میلی متر در سال که شبستر در محدوده آن واقع شده در وضع بارندگی این شهرستان تاثیر محسوسی دارد. به طور کلی آب و هوای شهرستان شبستر معتدل و نیمه مرطوب بوده و در شهر شبستر (مرکز شهرستان) بیش ترین درجه حرارت در تابستان ها 28 درجه بالای صفر و کم ترین آن در زمستان ها 18 درجه زیر صفر است. میزان باران سالانه در شهر شبستر به طور متوسط در حدود 350 میلی متر است.

ارتفاعات مهم:

نحوه استقرار پستی و بلندی در سراسر این شهرستان، منطقه را از ویژگی خاصی برخوردار نموده است. بلندیهای مورو و میشو با جهت شرقی ـ غربی به طول حدود یکصد کیلومتر و عرض حدود سی کیلومتر مانند دیوار عظیمی سرتاسر شمال شهرستان را پوشانیده و این شهرستان را از شهرستانهای مرند و خوی جدا می سازد و جنوب منطقه را دریاچه ارومیه اشتغال کرده است و بدین ترتیب اهمیت استراتژیکی شهرستان را خط ساحلی دریا در جنوب و کوه میشو در شمال تشکیل می دهند که موقعیت منحصر به فرد جغرافیایی و از مهمترین ویژگی های طبیعی منطقه می باشد.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش (مرکزی، صوفیان و تسوج)، 8 دهستان و 9 نقطه شهری به نامهای خامنه، شبستر، شرفخانه، شندآباد، سیس، وایقان، کوزه کنان، صوفیان و تسوج می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان شبستر در حدود 121،787 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان شبستر

شبستر از شهرهای قدیم آذربایجان است، که نام آن در کتاب های بسیاری آمده است. حمدالله مستوفی در نزهه القلوب(740 هـ ق) فراوانی نعمت این بخش را ستوده و چنین می نویسد:« چهارم، ناحیت ارونق بر غرب شهر( تبریز ) است. آغازش سه فرسنگی شهر است تا پانزده فرسنگی و عرضش پنج فرسنگ باشد. حاصل نیکو از انگور، غله، و میوه دارد و مدار تبریز بر ارتفاعات آن جا بادش و سی پاره دیه است و اکثرش معظم که هر یک قصبه ای است چون سیس، شبستر، و ایقان، کوزه، کنان و …» بخشی از آوازه شبستر نیز به وجود بزرگانی چون: شیخ محمود شبستری عارف و صاحب مثنوی گلشن راز، و میرزا علی اکبر معجز شبستری شاعر طنزسرای برجسته آذربایجان، مربوط می شود.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان شبستر

مسجد جامع تسوج: مسجد تسوج یکی از آثار بسیار قدیمی مذهبی است. که بر پیشانی مدخل آن فرمانی صفوی مربوط به قرن دهم هجری قمری باخط ثلث برجسته بر روی سنگی نقش شده است. این مسجد ۲۴ ستون و۳۵ گنبد آجری دارد.

مقبره شیخ محمود شبستری:

این آرامگاه در وسط شهر شبستر و در وسط باغی موسوم به باغ گلشن قرار دارد ومحل دفن سعدالدین محمود بن عبدالکریم بن یحیی (از مشاهیر وعرفای آذربایجان وخالق مثنوی معروف گلشن راز) واستادش بهاءالدین یعقوب تبریزی است. تاریخ بنا به اواخر قرن ششم واوایل قرن هقتم هجری قمری مربوط است. و به وسیله حاج میرزا آقاسی وزیر محمد شاه قاجار تجدید عمارت شده است. 

آبشار عیش آباد:

این آبشار در قسمت کوهستانی میشوغربی در نزدیکی روستای عیش آباد واقع شده است. بخشی از جاده منتهی به محوطه آبشار اتومبیل رو وبخشی دیگر خاکی است. آبشار عیش آباد حدود ۱۵ متر ارتفاع دارد. محوطه پیرامون آبشار را کوه و دره زیبایی در بر گرفته است.

روستای سیس:

این روستا در۱۴ کیلومتری شبستر در سر راه صوفیان به شبستر واقع شده وآثار تاریخی متعددی دارد. اهم این آثار عبارتند از: سنگ حجاری شده قیزیل داش در کمره یکی از تپه های غربی سیس ، مزار پیر رجب بالاتر از محل قیزیل داش که محل زیارت مردم است ، مزار شیخ اسماعیل از عرفای بزرگ قرن ۷و۸ هجری قمری ، مسجد محمد حنیفه که در دوره صفویه مرمت وتجدید امارت شده ومقبره باله حسن از مریدان شیخ شهاب الدین اهری که در کنار مسجد روستا قرار دارد.

کشاورزی

شبستر یک منطقه ی کشاورزی است و باغ های میوه و تاکستان ها، شهر را در میان گرفته اند. فرآورده ها و محصولات کشاورزی شبستر را گندم، جو، بنشن، دانه های روغنی، گیاهان علوفه ای، گلابی، سیب، گردو، زردآلو، گیلاس، آلبالو، گوجه، آلو و هلو تشکیل می دهد. دام داری و دام پروری از فعالیت های بسیار مهم شهرستان شبستر به شمار می آید. این امر به دلیل وضعیت خاص منطقه و وجود مراتع غنی از رونق کامل برخوردار است. فعالیت این شهرستان در زمینه زنبورداری نیز  چشمگیر است.

صنعت

در رشته صنایع؛ بیش ترین اهمیت را در شهرستان شبستر کارخانه سیمان صوفیان دارا است که با توجه به ظرفیت نسبتا زیادش؛ مقدار قابل توجهی نیروی کار منطقه را به خود جذب کرده و سبب انتقال نیروی فعال بخش کشاورزی به بخش صنعت شده است. هم چنین کارخانه های تهیه خشک بار و کارخانه تعمیرات کشتی بندر شرفخانه اهمیت ویژه دارد. سنگ آهک و نیز تعدادی معدن شن و ماسه و معدن نمک نیز در سطح این شهرستان وجود دارد


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان چاراویماق
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٦:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

شهرستان چاراویماق با مساحت 12/3208 کیلومتر مربع از شمال به شهرستان هشترود از شرق به شهرستان میانه، از غرب به شهرستان هشترود از شرق به شهرستان میانه، ازغرب به شهرستان مراغه و استان آذربایجان‌غربی و از جنوب به استان‌های زنجان و آذربایجان‌غربی محدود است.

جغرافیای طبیعی شهرستان چاراویماق

آب و هوا:

دارای تابستانهای معتدل و خنک و زمستانهای طولانی و پربرف می‌باشد. ارتفاع عمومی زمین در این شهرستان از 1300 متر تا 3200 متر متغیر است.

ارتفاعات مهم:

کوههای‌ مهم‌ چاراویماق‌ عبارت‌اند از:

داغْدالی‌ (بلندترین‌ قله‌ 2918 متر)، اَرْبَطْ داغ‌ (بلندترین‌ قله‌  2834 متر)، خاله‌اوشاقی‌ (بلندترین‌ قله‌ 2720 متر)، شاهسون‌داغی‌ (بلندترین‌ قله‌ 2650 متر)، آتا (بلندترین‌ قله‌ 2620 متر) و داش‌بُلاغی‌ (بلندترین‌ قله 2059 متر). کوهستان‌ پهناور قِرْخْ بُلاغ‌/ قِرْخ‌ بولاق‌، که‌ مرز طبیعی‌ میان‌ شهرستان‌ چاراویماق‌ و شهرستان‌ میاندوآب‌ (در استان‌ آذربایجان‌ غربی‌) است‌، در جنوب‌ شهرستان‌ چاراویماق‌ امتداد دارد. تپه‌های‌ قراولخانه‌ و شیطان‌تپه‌ در این‌ شهرستان‌ واقع‌ است‌.

منابع آبی:

از چند چشمه آب‌ گرم‌ معدنی‌ چاراویماق‌ اهالی‌ برای‌ رفع‌ بیماریها استفاده‌ می‌کنند. رودهای‌ دائم‌ آیدوغموش‌ و قوری‌چای‌ (ریزابه زرینه‌رود به‌ طول‌ حدود نود کیلومتر با جهت‌ کلی‌ جنوب‌ غربی‌) و چند رود فصلی‌ در آن‌ جریان‌ دارند.

تقسیمات کشوری

شهرستان چاراویماق در سال 1374 تاسیس و بر اساس آخرین تقسیمات کشوری سال 85، این شهرستان از 2 بخش مرکزی و شادیان تشکیل یافته و دارای 6 دهستان بوده بطوریکه 4 دهستان چاراویماق مرکزی به مرکزیت شهر قره‌آغاج، دهستان ارسی و دهستان چاراویماق جنوب‌غربی به مرکزیت روستای ارسنگای سفلی، دهستان ورقه به مرکزیت روستای سلطان‌آباد و دهستان قوری چای شرقی به مرکزیت روستای آغزیارت در تابعیت بخش مرکزی و 2 دهستان چاراویماق شرقی به مرکزیت روستای آغچه ‌ریش و دهستان چاراویماق جنوب‌شرقی به مرکزیت روستای ذاکر کندی در تابعیت بخش شادیان قرار دارند. این شهرستان از یک شهر به نام قره‌آغاج و تعداد 239 روستا تشکیل شده است.

جمعیت

در سرشماری آبان‌ماه 1385، جمیعیت شهرستان چاراویماق در حدود 34797 نفر برآورد شده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان چاراویماق

در 1323 ش‌، چاراویماق‌ با 252 آبادی‌، یکی‌ از دهستانهای‌ شهرستان‌ هشترود از استان‌ سوم‌ و چهارم‌ (آذربایجان‌) ضبط‌ شده‌ است‌. در 1355 ش‌، چاراویماق‌ (به‌ مرکزیت‌ آبادی‌ قره‌آغاج‌) با سه‌ دهستان‌ قوری‌چای‌، چاراویماق‌ شمالی‌ و چاراویماق‌ جنوبی‌ به‌ عنوان‌ بخش‌ آمده‌ است. در مهر 1379 شهرستان‌ چاراویماق‌ (به‌ مرکزیت‌ شهر قره‌آغاج‌) با دو بخش‌ و هفت‌ دهستان‌ تشکیل‌ شد و در تقسیمات‌ 1384 ش‌، دهستان‌ چاراویماق‌ شمال‌شرقی‌ از آن‌ جدا و ضمیمه شهرستان‌ هشترود گردید.

نام‌ شهرستان‌ چاراویماق‌ از دو واژه چار (چهار) و اویماق‌ (به‌ معنای‌ طایفه‌ و قبیله‌) ترکیب‌ شده‌ است. قره‌آغاج‌، مرکز شهرستان‌ چاراویماق‌ در ارتفاع‌ حدود 1920 متری‌ و در شصت‌ کیلومتری‌ جنوب‌ شهر هشترود واقع‌ است‌. کوه‌ داش‌بلاغی‌ در جنوب‌ شرقی‌ آن‌ قرار دارد. این‌ شهر قدمت‌ چندانی‌ ندارد و به‌ نام‌ رودی‌ که‌ در نزدیکی‌ آن‌ جاری‌ است‌، قره‌آغاج‌ نامیده‌ می‌شود. در دوره پهلوی‌ دوم‌ مرکز بخشی‌ به‌ همین‌ نام‌ بود. توسعه محلات‌ آن‌ از دهه 1350 ش‌ به‌ بعد آغاز شد. در فروردین‌ 1373 قره‌آغاج‌ به‌ شهر تبدیل‌ شد.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان چاراویماق

گوور قلعه سی (قلعه گوور):

نزدیک‌ آبادی‌ اَرْزِه‌ خوران‌، در حدود 47 کیلومتری‌ جنوب‌ شرقی‌ شهر قره‌آغاج‌ است‌. اثر دیگر محوطه‌ای‌ باستانی‌ نزدیک‌ آبادی‌ بایزید در حدود 39 کیلومتری‌ شمال‌شرقی‌ قره‌آغاج‌ است‌. مهم‌ترین‌ بنای‌ محوطه باستانی‌، عمارت‌ کوچکی‌ است‌ که‌ در کنار پرتگاه‌ قرار دارد و سفالهایی‌ از هزاره دوم‌ پیش‌ از میلاد تا دوره اسلامی‌ در آن‌ پیدا شده‌ است‌.

قلعه ضحاک:

قلعه ضحاک‌ است‌ که‌ برفراز تونل‌ راه‌آهن‌ تهران‌ ـ تبریز، بین‌ دو شهر میانه‌ و مراغه‌، قرار دارد و بقایایی‌ از حصارهای‌ محکم‌ آن‌ برجامانده‌ است‌. بنای‌ آن‌ بسیار محکم‌ و دیوار آن‌ دو لایه‌ با پیشامدگیهای‌ مدور دفاعی‌ بوده‌ که‌ احتمالاً در دوره اسلامی‌ (ظاهراً اسماعیلیه‌)، استحکام‌ بیشتری‌ یافته‌ است‌. ساختمان‌ قلعه‌ با دو حصار جانبی‌ پرتگاههای‌ مشرف‌ به‌ رودخانه‌ را در مغرب‌ و مشرق‌ می‌بندد.

ایلات چاراویماق

ایل‌ شاهسون در دهستان‌ چاراویماق‌ جنوب‌ شرقی‌، ییلاق‌ و قشلاق‌ و در دهستانهای‌ چاراویماق‌ شرقی‌ و ورقه‌، قشلاق‌ می‌کنند. ایل‌ قره‌داغ‌ در دهستان‌ چاراویماق‌ جنوب‌ غربی‌ ییلاق‌ و در دهستان‌ چاراویماق‌ مرکزی‌ قشلاق‌ می‌کنند. طوایف‌ مستقل‌ کورانلار یا گورکانلو در چاراویماق‌ جنوب‌شرقی‌ و حیدرلو در چاراویماق‌ جنوب‌غربی‌ ییلاق‌ و حاج‌ علیلو در چاراویماق‌ مرکزی‌ قشلاق‌ دارند. طایفه‌ای‌ به‌ نام‌ موصالّی‌/ موصلی‌ ــ که‌ شیعه‌اند و زبانی‌ مختلط‌ از ترکی‌، فارسی‌ و کردی‌ دارند ــ در این‌ شهرستان‌ به‌ سر می‌برند. اهالی‌ شهرستان‌ نیز شیعه دوازده‌ امامی‌اند و به‌ ترکی‌ سخن‌ می‌گویند.

کشاورزی، صنعت و معدن

اهالی‌ چاراویماق‌ به‌ کشاورزی‌، باغداری‌، کار در معدن‌، زنبورداری‌، مرغداری‌ و دامداری‌ اشتغال‌ دارند. از صنایع‌دستی‌ آن‌ فرش‌ با طرح‌ گل‌ ابریشم‌ که‌ صادر می‌شود، قالیچه‌های‌ بادوام‌ (برای‌ مصارف‌ محلی‌)، جاجیم‌ و گلیم‌ است. محصولات‌ عمده چاراویماق‌، گندم‌ و جو، بنشن‌، علوفه‌، تره‌بار و محصولات‌ باغی‌ است‌ . فراورده‌های‌ لبنی‌، عسل‌، گندم‌، بنشن‌، چغندرقند، دانه‌های‌ روغنی‌، انواع‌ صیفی‌، پوست‌، فرش‌ و خاک‌ صنعتی‌ کائولن‌ از صادرات‌ آنجاست. چاراویماق‌ نمک‌ آبی‌ بسیار مرغوبی‌ دارد و از معادن‌ آن‌ گچ‌، سنگ‌ منگنز و کائولن‌ استخراج‌ می‌شود. در دوره پهلوی‌ اول‌ از معادن‌ آن‌ مس‌ هم‌ استخراج‌ می‌شد.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان جلفا
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٥:٤۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


 

شهرستان جلفا به صورت نوار باریکی در مرز شمالی استان با جمهوری های آذربایجان و ارمنستان قرار دارد .
شهرستان کلیبر حدود شرقی آن را می پوشاند و حدود غربی آن قسمتی از مرز مشترک استان آذربایجان غربی است ، شهرستانهای مرند ، ارسباران و اهر در جنوب شهرستان قرار دارند و شهر جلفا مرکز این شهرستان در شمال تبریز قرار دارد .
از نظر وسعت جلفا از شهرستانهای کوچک استان به شمار می رود و با 1670 کیلومتر مربع وسعت تنها 3.5 درصد از کل مساحت استان را در بر گرفته است.

موقعیت جغرافیایی، حدود و وسعت شهرستان جلفا

شهرستان جلفا در شمال غربی استان آذربایجان شرقی، بین 45 درجه و 17 دقیقه تا 46 درجه و 31 دقیقه طول شرقی و بین 38 درجه و 39 دقیقه تا 39 درجه و 2 دقیقه عرض شمالی بصورت نوار باریکی در مرز شمالی استان واقع شده و از شمال به رودخانه ارس و جمهوریهای نخجوان و ارمنستان و آذربایجان منتهی می شود . وسعت این شهرستان 31/1670 کیلومتر مربع می باشدکه شهرستان کلیبر حدود شرقی و شهرستانهای مرند و ورزقان نیز همسایگان جنوبی این شهرستان محسوب می‌شوند.
بطور متوسط عرض این شهرستان 17 کیلومتر، و طول آن 100 کیلومتر است. شهرجلفا مرکز این شهرستان در 135 کیلومتری شمال غرب تبریز و 65 کیلومتری شمال شهر مرند قرار دارد. از نظر وسعت جلفا از شهرستانهای کوچک استان به شمار می‌رود و با 31/1670 کیلومتر مربع وسعت تنها 4/3 از کل مساحت استان را در پوشش خود داشته که از ایـن نظر در رده دوازدهم قرار دارد. .
بخش مرکزی شهرستان جلفا، دهستانهای شجاع و ارسی را در بر می‌گیرد. شهر جلفا در محدودة جغرافیائی دهستان شجاع و شهر هادی شهر در محدودة جغرافیائی دهستان ارسی واقع شده‌اند . از نظر تقسیمات سیاسی شهرستان جلفا دارای دو بخش با نامهای بخش مرکزی و بخش سیه رود و 5 دهستان با نامهای دیزمار غربی، نوجه مهر، ارسی، داران، شجاع می باشد. براساس آمار سال 1383 تعداد آبادیهای دارای سکنه شهرستان جلفا 73219 آبادی می باشد.

جغرافیای طبیعی شهرستان جلفا

اقلیم کلی شهرستان جلفا نیمه خشک و سرد می باشد و تنها قسمت کوچکی از ارتفاعات فوقانی و حاشیه رود ارس دارای اقلیم خشک و سرد می باشند . مقدار بارش سالیانه 225 تا 400 میلی لیتر می باشد . مقدار متوسط دمای سالیانه 15 درجه سانتی گراد در حاشیه رود ارس تا 5 درجه در ارتفاعات بلند متغیر است . تعداد روزهای یخبندان در جلفا 80 روز می باشد که این مقدار تا 140 روز در مناطق مرتفع تر نیزافزایش می یابد .

شهر جلفا که از سال ها پیش دارای ایستگاه سینوپتیک بوده است درارتفاع704متری از سطح دریاهای آزاد واقع شده است و از این نظر در بین شهرهای استان آذربایجان شرقی ( به جز دوشهر بسیار کوچک سیه رود و نوچه مهر که آن ها نیز درشرق شهرستان جلفا قرارگرفته اند)کمترین ارتفاع را به خود اختصاص داده است. به عبارت دیگر می توان گفت که شهر جلفا ومنطقة آزاد ارس دراین استان درپست ترین نقطة استان واقع شده است. این موقعیت ارتفاعی درمجموع به رغم آن که جلفا درشمالی‌ترین ناحیه کشور یعنی درعرض جغرافیایی38 درجه و45 دقیقه قرارگرفته، موجب تعدیل درجه حرارت آن نسبت به نقاط هم عرض آن در آذربایجان شده است. ارتفاع پایین درمجموع موجب افزایش درجه حرارت درشهر جلفا وهمچنین دشت گلفرج نسبت به نواحی کوهستانی پیرامون وبلندناحیه شده است.

منطقه جلفا و ارسباران از نظر گیاهشناسی بطور کلی جزء ناحیه اصلی اروپ - سیبری و بخش فرعی تر آن با نام هیرکانین است که از مغرب تا ارسباران و از مشرق تا جنگل های گلستان ادامه دارد و مساحت آن با درنظر گرفتن جنگل های ارسباران به 3 میلیون هکتار می رسد. این ناحیه در تمام فصول بوسیله باران و برف مشروب می گردد. نوسان حرارت آن زیاد و زمستانش معمولاً سخت و شدید می باشد، هر چند در مجاورت اقیانوس ها و دریاها دارای زمستانی مطبوع تر و معتدل تر است.
جنگل های ارسباران یا قراچه داغ که در آذربایجانشرقی قرار گرفته است جز جنگل های نیمه مرطوب بوده که از جامعه بلوطستان و مشتقات آن، با درختان غالب اوری و ممرز تشکیل می شود. پوشش گیاهی در دو طرف رودخانه در ساحلهای ایران و آذربایجان نسبتاً متنوع می باشد. پوشش گیاهی شامل نیزار، بوته زار و در برخی مناطق پوشش درختچه های گز می باشد.

جمعیت

بر اساس نتایج اولیه سرشماری 1385 جمعیت این شهرستان در فاصله سالهای 1375تا 1385 رو به کاهش بوده و به طور متوسط سالانه0.5 درصد از آن کاسته شده است . جمعیت شهری از 31.4 هزار نفر به 35.4 هزار نفر افزایش یافته و جمعیت روستائی از 23.1 هزار نفر به 16.5هزار نفر کاسته شده استکه بخشی از افزایش جمعیت شهری نیز ناشی از تبدیل آبادی سیه رود به شهر است . کاهش جمعیت این شهرستان در عین حال که می تواند ناشی از کاهش سطح باروری باشد ، همچنان می تواند ناشی از کاهش فعالیتهای گمرگ جلفا نیز به حساب آید که با تقلیل محسوس آن، حالت یک شهر شرکتی از رونق افتاده را ، به شهر جلفا وبه تبع آن به هادی شهر و آبادیهای پیرامونی داده است . از این رو شروع و توسعه فعالیتهای منطقه آزاد تجاری و صنعتی ارس فرصت گرانبهائی برای توسعه ورونق مجدد این منطقه تواند بود .
با صرفنظر کردن از یافته های اولیه سرشماری سال 1385، که فعلأ از روی آن نمی توان به بحث تفصیلیتری پرداخت ،باید گفت که در طول مدت 30 سال از 1345 تا 1375، جمعیت شهرها و آبادیهای سال 1375 این شهرستان 2.11 برابر، جمعیت نقاط شهری آن 6.22 برابر و جمعیت نقاط روستائی آن 1.11 برابر شده است. در صورتی که شهر کنونی جلفا که در سالهای 1345 و 1355 که هنوز به شهر تبدیل نشده بود به همان صورت روستا محسوب شود جمعیت شهری در این مدت 8.40 برابر و جمعیت روستائی 1.05 برابر گشته است. این وضع به معنی تغییر سیمای جمعیتی این شهرستان از حالت روستائی (85.5 درصد روستائی) در سال 1345 به حالت شهری (57.6 درصد شهری) در سال 1375 و سرعت شهرنشینی در آن است.

جغرافیای تاریخی شهرستان جلفا

جلفا از زمانهای پیش از میلاد به خاطر موقعیت جغرافیایی و استراتژی اهمیت خاصی داشته و از لحاظ فرهنگی و مدنی دارای شهرتی بس فراوان بوده است. به طوری که اصحاب الارس در زمان حضرت سلیمان بن داود در این منطقه ظهور کرده و سبب ایجاد دوازده شهر در کنار رودخانه ارس شدند ، که نام دوازده ماه بر آنها اطلاق گردید که عبارتند از : آبان - آذر - دی - بهمن - اسفند - فروردین - اردیبهشت - خرداد - تیر - مرداد - شهریور و مهر که پایتخت ملک آنها شهر اسفندار بود ، مردم این شهر صنوبر پرست بودند و از آب چشمه زیر صنوبر با اعتقاد بر اینکه در صورت مصرف از آن خشک می شود استفاده نمی کردند و آب مصرفی خود و حیواناتشان را از رودخانه ارس تامین می کردند .

مردم این شهر ها برای خود اعیادی در نظر گرفته بودند که بر سر هر ماهی و هر برجی در یک شهر از این شهر های دوازده گانه جمع می شدند و پس از بستن یک چادر حریر به درخت صنوبر و ذبح کردن قربانی های خویش بر آنها آتش می زدند و پس از دود کردن لاشه حیوانات و حائل شدن بین مردم و صنوبر به ناله و زاری پرداخته و از درخت صنوبر می خواستند تا از تقصیر آنها بگذرد .
پس از اتمام این مراسم تا ماه بعد مشغول انجام کارهای خود می شدند و زمانی که نوبت اسفندار پایتخت اصحاب الارس فرا می رسید ، هر شهر پس از تدارک قربانی و خیمه زنی در کنار درخت صنوبر از باب های دوازده گانه شهر که از هر باب آن ، مخصوص یک شهر بود ، وارد می شدند و بعد از عبادت به شادی و خوشحالی می پرداختند .

مکان مخروبه شهر بهمن در حوالی قبچاق روستای نوشیروان از توابع بخش مرکزی جلفا است که به آن بهمن یا بهرام اطلاق می شود. خداوند مردم این شهر ها را به علت عدم اعتقادات دینی موجب نفرین قرار داد و همه شهر ها را بجز اردیبهشت {اردوباد فعلی در جمهوری خود مختار نخجوان} را ویران کرد که به عنوان شهر مذهبی شهرهای دوازده گانه مطرح بود .
کتاب جغرافیای کیهان ، نواحی جلفا را از قلمرو ارمنستان قلمداد می کند و خلاصه تاریخ این ناحیه را از عهد هخامنشی چنین بیان می کند .

ساتراپی سوم ارمنستان بین سرچشمه فلات ، دجله و کورا و ارس واقع شده و پایتخت قدیم آن موسوم به آرتاگز Artaxa است در کنار رودخانه ارس قرار دارد و نواحی پست آن مخصوصا دره ارس بسیار حاصلخیز است و محل چراگاه های بزرگ و تربیت اسبهای خوب بوده است و ساتراپهای ارمنستان مکلف بودند همه ساله تعدادی اسب به دربار ایران تقدیم دارند .
پس از زوال هخامنشی در عهد سلوکی ها این ایالات مستقل شدند ولی دوباره در زمان اشکانیان ارمنستان از ایران اطاعت کرده و مالیات می دادند ولی در اواخر دوره اشکانی ، ارمنستان گرفتار تحریکات رومیان بود و گاه گاه از دولت رومیان اطاعت می نمود ، در عصر ساسانی حدود شمالغرب ایران تا کوههای قفقاز توسعه یافت ولی بعد در عصر شاهان ضعیف ساسانی ارمنستان از طرف دولت روم حمایت شد و پس از توسعه قلمرو اسلامی این ایالات هم جزء کشور اسلامی محسوب می شدند .
پس از کشمکشهای زیاد و جنگهای صلیبی که میان مسلمین و مسیحیان به وقوع پیوست امپراطوران مسیحی اروپا در جنگها دخالت نمودند و باعث تضعیف قوای مسلمانان گردیدند و کلیسای بیزانس دامنه نفوذ خود را در شرق وسعت داده و در ارمنستان و گرجستان به تاسیس مراکز مذهبی اقدام نمودند که از جمله کلیسای ایروان، تفلیس و اوچ کلیسا در نزدیکی ارس می باشد .
اقلیتهای مذهبی ایران در ایالات شمالغرب و بخصوص ارومیه از مسیحیان ارمنستان می باشند که اغلب ساکنین قدیمی جلفا بودند و در زمان شاه عباس کبیر در سالهای 1625 م - 1629 م عده ای از مسیحیان صنعت گر این شهر را به اصفهان کوچانید و در آنجا شهری در کنار زاینده رود با همین نام احداث کرد .

حمدالله مستوفی در کتاب نزههٌ القلوب جلفا را از محال نخجوان محسوب کرده و مالیات آنجا را با مالیات نخجوان محاسبه می کنند و می نویسد ضیاء الملک نخجوانی در محل جلفا پلی به رود ارس بسته است .

تاریخ جلفا را مورخین به قرن 5 قبل از میلاد ارجاع می دهند که در آن زمان اسم جلفا، جولاء (بافنده ) بود و پس از مکان گزینی ارامنه جولا به جوغا تغییر کلمه داد ، ولی پس از کوچاندن ارامنه توسط شاه عباس صفوی نام لاتین Jolfa به این مکان گزیده شد.

در سفرنامه های بسیاری در مورد ارس و جلفا که محل گذر سیاحان قرار گرفته مطالبی نگاشته شده است که از آن جمله می توان با موارد ذیل اشاره کرد :

  • - اولیای چلبی از دانشمندان و سیاحان مشهور دولت عثمانی
  • - ماری پوتی و هیات فرانسوی همراه مربوط به دوران لوئی چهاردهم
  • - آمبروسیو کنتارینی
  • - حاج سیاح ایرانی
  • خانلر
  • - میرزا اعتصام الملک
  • - هنریش بروکش
  • - ژان تاورنیه
  • و ...

آثار تاریخی و دیدنی جلفا

حمام جلفا:

این حمام در جنوب شرقی جلفا واقع شده که از لحاظ خصوصیات فیزیکی شبیه حمام کردشت می باشد که از یادگاری های دوره قاجاریه است. از دیگر آثار شهر جلفا می توان به دو ساختمان گمرک و تلفنخانه متعلق به دوران قاجار، یخچال بوزخانا، پل چوبی و پل آهنی اشاره کرد

کلیسای سنت استپانوس:

کلیسای سنت استپانوس در 26 کیلومتری غرب جلفای ارس در محلی به نام قریه قزل وانگ (صومعه قرمز ) در نردیکترین روستای دره شام از دهستان ارس در کنار بخش پلدشت شهرستان ماکو واقع شده است ، سابقا راه کوهستانی مالرو داشت و از سال 1350 راه ماشین و هموار آن ساخته شده و چون در دامنه رشته کوههای ماقارات قرار گرفته به آن عبارت ماقارات سنت استپانوس نیز اطلاق می شود.

نام این کلیسا بر گرفته از استپانوس مقدس است این شخص یکی از اولین مومنانی بوده که به خاطر ایمان راسخ خود به شهادت رسیده است . استپانوس در میان مسیحیان سمبل ایمان راسخ بوده و به او لقب ناخوتکا داده اند ، استیفان یا استپاتوس اولین کسی بوده که به واسطه تعصب و خشم یهودیان سنگ سار شده و به شهادت رسید ، این حادثه در 26 دسامبر سال 37 میلادی در اورشلیم اتفاق افتاد و از آن تاریخ به بعد مسیحیان جهان همه ساله در روز مزبور مراسمی به نام وی بر پا می کنند.

کلیسا در محوطه ای سرسبز قرار گرفته ، بنای آن استوانه ای است و گنبد مخروطی شکل آن را می پوشاند . تمام قسمتهای بنا از حصار و سنگهای لاشه ساخته شده است ، این کلیسا قرینه ای را نیز در ساحل شمالی ارس دارد وجود این دو قرینه نشان می دهد که بنای این دو کلیسا هنگامی صورت گرفته که یک قدرت واحد بر هر دو طرف ساحل فرمان می‌راند.

ساختمان اصلی کلیسا سه قسمت دارد :

1. صحن کلیسا و گنبد 16 ضلعی . 2. برج ناقوس . 3. اجاق دانیال .

نمای خارجی کلیسا از سنگ تراش سفید و قرمز همرنگ ساختمان بوده و مقرنس کاریهای دیوارها، طاق سردر ، و نقش برجسته‌های بالا و پایین آن به اندازه ای زیبا و ماهرانه طرح گردیده که بی شک از نوادر هنری جهان است و این زیبایی تنها منحصر به مقرنس کاری طاق و تزئینات طاق نمای جناغی مدخل نیست و در تمامی طاق نماهای تو در توی دیوارهای غربی و پایه ها و ختم ستون ها و کلافه ها و زنجیر ها و تزئینات درون و بیرون آنها متجلی است

پل ضیاءالملک نخجوانی:

آن چه از پل ضیاءالملک در طرف ایران و درست لب ارس و بغل پاسگاه انتظامی ، مرزی عباسی هنوز هم استوار و مقاوم در برابر این همه ناملایمات و نامهربانی های طبیعت و انسان های بی ملاحظه و بی عاطفه ایستاده است با اینکه مخروبه و در و دیوار و سقف آن فرو ریخته ، ولی دیوار بلند و ستون مانند آن ، با همه زیبایی هنر و دقت و مهارت به کار رفته اش سر به آسمان ساییده و به خود می بالد و تاریکی های حاکم بر چهره تمدن محیرالعقول گذشتگان را می زداید ، عبارت است از : دو برج در طرفین پل که ارتفاع آن حدود 20 متر بوده و قطر آنها به 6.5 متر بالغ می گردد ، و عمق برجها تا 10 متر هم می‌رسد که در برج شرقی پل در قسم فوقانی آن آثاری از منبت کاری به وسیله کاشی آبی رنگ وجود دارد که متاسفانه تخریب گشته است . در داخل پل ، ساختمان یا کاروانسرای مجلّلی وجود داشته ولی سقف های آن فرو ریخته است ، راه این ساختمان از بخش شرقی بر روی نهری که از داخل ساختمان جاری می شده قرار داشته است . چنان چه در عبارت گنج دانش نیز اشاره شده است :فراز آن [پل ضیاءالملک] چنان به کوه پیوسته که زیر آن خالی مانده کاروان سرایی ساخته اند و طرف پل دروازه از سنگ برآورده اند ...

عرض بقایای موجود از پل ، در خاک ایران 18.5 متر می باشد . ساختمان آن از آجرهای مکعبی و مستطیلی ، ماسه سنگ مالون و لاشه و ملاط آهک ساخته شده است ، که حتی مالون های به کار رفته تا 500 کیلو هم وزن داشته است.

آبشار آسیاب خرابه:

آسیاب خرابه یا خَرابا دَییرمان یکی از زیباترین مناظر دیدنی آذربایجان شرقی است ، قبلا در این محل چند باب آسیاب آبی وجود داشت که با استفاده از این آبشار کار می کردند اما در حال حاظر خرابه ای بیش از آن باقی نمانده است به همین دلیل به نام آسیاب خرابه معروف شده است .

 

این تفرجگاه دلگشا در حدود 27 کیلومتری علمدار گرگر (هادی شهر) قرار دارد که در نوار مرزی ایران و جمهوری آذربایجان در 5 کیلومتری روستای منجن آباد در حاشیه رود ارس در یک جاده فرعی در درّه ای با صفا واقع شده است .
آب این چشمه زیبا و زلال از کوه کیامکی ، یکی از کوه های بلند منطقه دیزمار غربی ارسباران وشهرستان مرند و بخش زنوز سرچشمه می گیرد ، در مظهر چشمه درختان انجیر بسیار روییده است و آب پس از آبشار زیبا که شاید در ایران کم نظیر باشد به صورت یک رشته جویبار به هم پیوسته به سمت درّه جریان می یابد .
تمام سطوح دیواره آبشار پوشیده از خزه و گیاهان آبزی است و مناظر دل انگیزی را پدید آورده است ، این گردشگاه طبیعی در صورت توجه مسؤلان به یک پارک بزرگ و پر جاذبه برای مسافران و اهالی استان به ویژه در فصل تابستان تبدیل می شود.

امام زاده شعیب دوزال:

امام زاده شعیب در روستای دوزال جای دارد ، این روستا در 20 کیلومتری شمال خروانق بر فراز کوهی قرار گرفته که مشرف بر رود ارس و مرز جمهوری آذربایجان است .

 

 

 

ظواهر امر نشان می دهد که بنای آرامگاه مربوط به اواخر قرن هفتم هجری یعنی دوره حکومت ایلخانی است .
بنای امام زاده شعیب برج هشت ضلعی آجری بلندی است که روی یک قاعده سنگی استوار شده و در هر ضلع آن ، طاق نمای بلندی با طاق جناغی به چشم می خورد ، در قسمت فوقانی برج ، دور تا دور بنا حاشیه ای از تزئینات معرق با کاشی های لاجوردی و فیروزه ای به عرض 110 سانتی متر به چشم می خورد .این برج دارای گنبد دو پوش است ، قسمت غربی برج از طریق اتاقی به مسجد قدیمی دوزال متصل می شود و از همین اتاق می توان به زیر زمین و محل اصلی مقبره وارد شد.
آرامگاه موسوم به امام زاده شعیب در سردابه این محل قرار دارد .

امام زاده سید محمد نوجه مهر:

در کنار رود ارس در روستای نوجه مهر امام زاده محمد نوجه مهر معروف به (( سید محمد آقا )) قرار دارد . مقبره این امام زاده که او را به نوادگان امام موسی کاظم (ع) نسبت می دهند تجدید بنا شده و دارای ضریح زیبای است .این آرامگاه نزد مردم از تقدس و احترام بسیار برخوردار است و هر سال کشاورزان آن نواحی پس از برداشت محصول برای زیارت و ادای نزورات خود به این امام زاده می روند.

کردشت:

روستای کردشت یا کوردشت در تاریخ جنگهای ایران و روس ، مرکز ستاد مرحوم عباس میرزا نائب السلطنه بوده ، که بالطبع عبور و مرور از رودخانه ارس در این منطقه را موجب می گردیده است . وجود حصار و برجک های دیده بانی از یک وضعیت فوق العاده و استراتژیک در آن زمان حکایت می کند . از سوی دیگر این روستا در سابق حاکم (خلیفه) [اوایل ظهور دولت صفویه گروه خاصی از صوفیان را خلفا می گفتند. در منطقه خود از شاهان صفوی نیابت داشته و به رتق و فتق امور می پرداخته است.] نشین بوده و در عصر صفویه توجه بیشتری از این لحاظ بدان معطوف می شده است.

مرحوم مستوفی قزوینی در گرامی اثر خود یعنی نزهة القلوب ، از این روستا نام برده است . فاصله کردشت تا شهر مکری (مقری) حدود 3 کیلومتر می باشد . گذرگاه این منطقه ، به نام (نوردوز) مورد توافق قرار گرفته است.

  • مجموعه کردشت:
  •  این مجموعه شامل هشت بنای تاریخی اعم از حمام بزرگ، عمارت، حمام کوچک، مسجد غریب، دیوانخانه، یخچال، قلعه عباس میرزا و ساخلو ( پادگان نظامی ) می باشد.
  • حمام کردشت: 
  • این حمام یکی از زیباترین حمام های آذربایجان است که با معماری اصیل سنتی در روستای کردشت از توابع جلفا و در کنار رود ارس قرار دارد . این حمام در میان باغ بزرگی ساخته شده ، دارای یک هشتی به صورت هشت ضلعی به ابعاد 3.5 در 3.5 و به ارتفاع 4.3 متر است که یکی از اضلاع ، درب ورودی و یکی دیگر راه ورود به رختکن یا سربینه است .

روستای اوشتبین:

یکی از قدیمیترین و زیبا ترین روستاهای حاشیه رود خانه ارس روستای اشتبین است.خانه های مزین به سر درها و کتیبه های مرمرین دوره صفویه و طبیعت جذاب با جنگلی از میوه های متنوع ،این روستا را دهکده سلامت نام نهاده و در زمره آثار ملی ثبت شده قرار داده است.

منطقة حفاظت شده ارسباران:

منطقه حفاظت شده ارسباران با وسعت 72 هزار هکتار در کناره های جنوبی رود ارس در شهرستان کلیبر واقع شده و به عنوان مکان ذخیره بیوسفر در یونسکو به ثبت رسیده است و از ارزش های خاص گیاهی و جانوری برخوردار است.

* از دیگر آثار دیدنی شهرستان جلفا می توان به کاروانسرای خواجه نظر، پل چوبی و پل آهنی، قلعه جمهور، کلیسای ننه مریم، کلیسای چوپان، آبشار ماهاران و ... اشاره کرد.

زیرساخت های اقتصادی و صنعتی

شبکه های حمل و نقل:

شبکه ریلی: خط آهن جلفا - تبریز اولین (100 سال قبل) و تنها خط آهن برقی ایران میباشد که منطقه آزاد ارس را از شمال به آسیای میانه ،قفقاز ،روسیه ،دریای سیاه ترکیه واروپا ،از جنوب به خلیج فارس و دریای عمان و از شرق به کشورهای cis متصل می نماید.

شبکه جاده ای : محور تبریز جلفا ارتباط مبادی ورود و خروج شهرستان را ازطریق جلفا ، نوردوز و خداآفرین با جمهوری خود مختار نخجوان و کشورهای ارمنستان و آذربایجان بر قرار می نماید. محور مرزی از بازرگان تا بیله سوار ارتباط اروپا را با کشورهای cis برقرار میکند

شبکه هوایی:  استفاده از فرودگاه تبریز و فرودگاه نخجوان

انرژی: در حال حاضر تمامی حاملهای انرژی (نفت ،گاز، برق) در منطقه به اندازه کافی وجود دارد

مخابرات: منطقه بطور کامل تحت پوشش شبکه مخابراتی کشور قرار دارد

طرح های زیر ساختی در دست مطالعه و اجرا: احداث فرودگاه، توسعه بزرگراه تبریز-مرند-جلفا، ایجاد شهرک های صنعتی و شبکه ریلی جلفا - اصلاندوز

منطقه آزاد ارس

منطقه آزاد ارس با برخورداری از مرز مشترک با کشورهای آذربایجان ، ارمنستان و جمهوری خودمختار نخجوان و وجود خطوط ارتباطی با اروپا و منطقه قفقاز ، ‌ترکیه و حوزه مدیترانه و قرارگیری در کریدورهای بین المللی حمل و نقل، پیشینه تاریخی اقتصادی قابل توجه، اقلیم مناسب، منابع غنی آب، مراتع و ذخیره‌گاه‌های جنگلی، قابلیت‌های توسعه گردشگری در زمینه های تاریخی، فرهنگی و طبیعی و ورزشی بین-المللی و پتانسیل بالای رشد و توسعه صنعتی، معدنی، کشاورزی، خدماتی و علمی و آموزشی به طور با لقوه نقش حائز اهمیتی را در ارتباط با چشم انداز بیست ساله به خود اختصاص داده است.
وجود شهر تبریز بعنوان پسکرانه برتر و وجود مناطق ارزشمند اکولوژیکی و ذخیره گاه‌های بین المللی و پشتوانه های ارزشمند توسعه کشاورزی، شرایطی را فراهم کرده است که نه تنها به پشتوانه آن، ارس منطقه ای برخوردار از سلامت،‌ رفاه،‌ امنیت غذایی و محیط زیست مطلوب خواهد بود، بلکه توانایی آن را دارد که به یک منطقه بین المللی سلامتی و درمانی تبدیل شود.
وجود معادن غنی و ایجاد صنایع وابسته و نزدیکی به شبکه های زیربنایی، زمینه های توسعه تکنولوژی های نوین ، (بیوتکنولوژی، نانوتکنولوژی وIT)  بستر را برای حضور موثر در عرصه ملی در جهت رشد پرشتاب و مستمر اقتصادی و کسب جایگاه اول اقتصادی،‌علمی و فن آوری در منطقه، را فراهم می آورد. ‌همچنین سابقه تاریخی مرکزیت تجاری منطقه و توانمندی های بالای صادراتی و با فراهم سازی زیرساخت ‌های توسعه، فعالیت های بازرگانی در کنار گمرکات و مراکز تخلیه و بارگیری کالا می تواند بسترساز تعامل سازنده با جهان باشد.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان تبریز
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٥:٢٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


شهرستان تبریز مرکز استان آذربایجان شرقی، وسعتی معادل 2/2167 کیلومتر مربع دارد که 76/4 در صد از مساحت استان را در بر گرفته و از این بابت رتبه دوازدهم را بین شهرستانهای استان به خود اختصاص داده است. شهرستان تبریز در بخش میانی استان واقع شده و به عنوان بزرگترین شهر شمالغرب از نظر جمعیت محسوب می شود. شهرستان تبریز از شمال به شهرستان اهر و از جنوب به شهرستان اسکو و از طرف شرق به شهرستان هریس و بستان آباد و از طرف غرب و شمالغرب به شهرستان شبستر محدود می گردد.

جغرافیای طبیعی شهرستان تبریز

شهرستان تبریز از دو ناحیه کوهستانی و دشت تشکیل شده است. ارتفاع آن از سطح دریا در دشت 1310 و در مناطق کوهستانی تا 2100 متر بالغ می گردد به طوری که این شهرستان بوسیله کوههای سرخ عون بن علی عینالی و پیش کوههای سهند احاطه شده است.

آب و هوا:

هوای این شهرستان سرد و خشک است باد و سوز دائمی دارد که مربوط به بادهای محلی است نه جریانهای قاره ای، اما گاهی جریانهای سیبری پس از عبور از کرانه های دریای خزر به حوزه تبریز رسیده، سبب بروز شدت سرما در زمستان و کولاک و راه بندان عمومی می شود. زمستان در تبریز زود آغاز گشته و دیر خاتمه می یابد. تبریز در حال حاضر در ردیف کلیمای GS(b) در رده بندی کوین یعنی نوعی مدیترانه یا تابستانی   در رده بندی کوین یعنی نوع مدیترانه ای یا تابستانی خنک منظور شده است. وضع بارندگی تبریز همگام با سایر نقاط آذربایجان تابع جریانهای هوائی بویژه توده هوای مرطوب مدیترانه و بخارهای ناشی از آن هوای سرد سیری و شمالی و اختلاف درجه حرارت در محدوده دریاچه ارومیه و استقرار کوههای سهند می باشد. میانگین بارندگی سالیانه شهرستان تبریز 305 میلیمتر بوده و معمولاً در طول فصل تابستان بارندگی  کمتر می باشد. حداکثر متوسط دما در تیرماه 32 درجه سانتی گراد و حداقل متوسط آن در دیماه 2/7 درجه سانتیگراد و حداکثر مطلق ثبت شده 42 درجه و حداقل مطلق 25 درجه سانتیگراد بوده است. تعداد روزهای بخبندان حداکثر 155 روز و حداقل 52 روز، به طور متوسط 107 روز است.

پوشش گیاهی:

شهرستان تبریز به علت واقع بودن در دامنه غرب و شما غربی رشته کوه سهند و تحت تاثیر آب و هوای مدیترانه ای جزو مناطقی از کشور است که ویژگی خاص از تنوع و گسترش پوشش گیاهی را دارد مراتع شهرستان دارای درجات مختلفی از جمله مراتع شمال شهرستان تبریز، غرب و شمال غرب کوه سهند دارای مراتع عالی و بهترین مراتع ییلاقی است و همچنین کوهپایه های شمال غرب و شمالی شهرستان نیز دارای مراتع خوب و متوسط می باشد.

منابع آبی: 1)

رودخانه لیقوان که از جدار شمالی سهند جاری می شود و در مسیر خود روستاهای معروف، لیقوان، هروی ، بیرق دیزج و شهر باسمنج را مشروب می نماید و پس از ورود به جلگه تبریز به آجی جای می ریزد. 2) رودخانه آجی چای (تلخه رود) از شمال شهر در میان تنگه کوهستانی عینالی جریان داشته که پس از طی مسافتی در بخش غربی شهرستان تبریز به دریاچه ارومیه می ریزد. 3)مهران رود یا میدان چایی، قسمتی از آب رودخانه لیقوان به علاوه آب های محلی کوه های اطراف تبریز در مسیر مهرانرود جاری می شود. از وسط شهر تبریز می گذرد و در محل فرودگاه تبریز در شمالغرب شهر به آجی چای می ریزد. 4) زینجناب جای، از جدار شمالی سلطان داغی در جنوب غربی سهند سرچشمه می گیرد تعدادی از روستاها را مشروب نموده و پس از گذشتن از شهر سردرود به آجی جایی وارد می شود. 5) رودخانه گوناب یا کومورچایی از ارتفاعات مشگعنبر و گومانا از رشته جنوبی قراداغ سرچشمه گرفته پس از مشروب کردن روستاهای منطقه در محل قووشوق (محل بهم پیوستن) بنام کومورچایی خوانده می شود. آب این رودخانه به علت عبور از معادن نمک به شدت شور شده در کنار پل آجی چای در مشرق فرودگاه تبریز به آن وارد می شود. در سال های اخیر آب سد نهند نیز جهت استفاده آبیاری تبریز به وسیله لوله گذاری به این شهرستان منتقل گردیده است.

تقسیمات کشوری شهرستان تبریز

این شهرستان بر اساس آخرین تقسیمات کشوری دارای 2 بخش (مرکزی و خسرو شهر ) و 6 دهستان( آجی چای، میدان چای، اسپیران، سرد صحرا، لاهیجان و تازه کند) است.

جمعیت

بر اساس نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال های 1375و 1385 جمعیت شهرستان تبریز با متوسط نرخ رشد سالانه معادل 8/1 درصد از 1320784 نفر در سال 1375 به 1579312 نفر در سال 1385 رسیده است. این تعداد جمعیت 83/43 درصد جمعیت استان را شامل می شود. در فاصله دو سرشماری فوق الذکر رشد جمعیت در مناطق شهری 67/1 درصد و در مناطق روستایی 35/3 درصد می باشد. در سال 1385 شهرستان دارای 423917 خانوار بوده که از این تعداد 391860 خانوار در مناطق شهری و 32057 خانوار در مناطق روستایی ساکن بوده اند. بر این اساس نرخ شهرنشینی در شهرستان تبریز در سال 1385، 7/91 درصد و میزان جمعیت ساکن در روستا 3/8 درصد بوده است.

پیشینه تاریخی شهرستان تبریز

تبریز در دامن سهند - این آتشفشان خاموش تاریخ - آرمیده، اما خود آتشفشانی است که هر از گاه با خروشی سهم آگین سیمای تاریخ را دگرگون می کند. تبریز یکی از قدیمی ترین شهرهای ایران است. مجموعه آثار تاریخی و نشانه های باستان شناختی که از محل های مختلف آن در نتیجه حفاری های متعدد به دست آمده دلالت بر دیرینه گی و قدمت تاریخی این شهر دارد. قدیمی ترین مطلب مربوط به شهر تبریز، در کتیبه سارگن دوم پادشاه آشور( 722 – 750 ق . م ) آمده است که آن را شهری بزرگ و آباد، و دارای باروی تو در تو وصف کرده است. سارگن در این کتیبه از شهری به نام اوشکایا که شاید همان اسکوی امروزی است و نیز از دژ و قلعه محکمی به نام تارویی یاد می کند که به احتمال زیاد تبریز است. سارگن دوم در کتیبه خود از21 شهر در این منطقه نام برده است که نشان دهنده رشد شهر سازی در نواحی اطراف دریاچه ارومیه در هزاره اول پیش از میلاد است. گذشته از این، در یکی از کتیبه های سناخریب پادشاه آشور (705 – 681 ق . م ) از شهری به نام تربیس نام برده شده است که پادشاه مزبور در آنجا معبدی به نام نرکان ساخته بود.

برخی از مورخین و محققین، تبریز راهمان گابریسی می دانند که در پنجمین جدول آسیایی بطلیموس اسکندرانی ( در نیمه دوم قرن دوم میلادی ) ثبت شده است و اعتقاد دارند که بعد ها حرف گ به ت تبدیل شده است. تاریخ بعد از اسلام تبریز، بر خلاف تاریخ کهن آن، روشن و واضح است. این شهر در سال 21 هجری قمری به وسیله اعراب فتح شد و به دنبال آن قبایلی از اعراب مانند ازدها که از قبایل معروف یمن بودند در این شهر مانده حکومت روادیان را بنیان نهادند.

اغلب منابع بعد از اسلام نیز بنای اولیه تبریز را به زبیده خاتون همسر هارون الرشید نسبت داده اند، اما در متون تاریخی قدیم مطلبی که دلیل صحت این ادعا باشد، دیده نشده است. از جمله کسانی که معتقدند شهر تبریز به امر زبیده خاتون دختر جعفر پسر منصور عباسی و همسر هارون الرشید به وجود آمده است، حمد الله مستوفی قزوینی است. او در کتاب نزهه القلوب، تاریخ بنای تبریز را 175 هجری قمری آورده و اضافه کرده است که باروی تبریز 6000 گام بوده و 10 دروازه داشته است. احتمالا نام نبردن تبریز در فتوحات تازیان، از آن جهت بوده که این شهر در آن زمان چندان آباد و صاحب نام نبوده است. نام تبریز نخستین بار به عنوان قلعه آمده است که بعد ها به شهری بزرگ تبدیل می شود. در دوره ی حکومت روادیان تبریز پایتخت آذربایجان شد و به علت موقعیت ممتاز جغرافیایی و نظامی خود بیش تر از سایر شهرها مورد توجه قرار گرفت.

در سال 340 هجری قمری از اتحاد سه گانه تبریز، اشنو (اسنه، اسنق) و دهخوارقان مملکت بنی رودینی به وجود آمد که حکام آن قدرت و استقلال کامل داشتند و خلفای بغداد از دخالت و نفوذ کمی در آن برخوردار بودند. از قرن دهم میلادی یا قرن سوم هجری به بعد نام تبریز در ردیف شهرهای بزرگ آذربایجان آمده است که در آن جا هم زمان با پیشرفت صنعت و تجارت، علم و تمدن نیز شکوفا شده است. در سال 420 هجری امیر وهسودان فرمان روای تبریز شد و از سال 446 هجری، تبریز و آذربایجان تحت سلطه حکومت سلجوقیان قرار گرفت. اهالی تبریز در سال 616 هجری موفق شدند با دادن هدایای قیمتی و پول فراوان، از هجوم مغولان به شهر و ویرانی آن جلوگیری کنند. پس از حمله مغول به ایران برای اولین بار شهر تبریز به دستور آباقاخان ( 680 – 663 هجری قمری ) پایتخت رسمی ایلخانان شد. در سال 685 هجری در دوران حاکمیت آباقاخان در تبریز، زندگی مدنی و اقتصادی دوبار شکوفا شد. تبریز اولین شهر بزرگ منطقه است که مارکوپولو از آن دیدن می کند.

سلطان محمود غازان خان معروف ترین شاه مغول در 694 هجری تبریز را مقر حکومت قرار داد و آن را به منتهای درجه عظمت و بزرگی و آبادانی رسانید. در این زمان تبریز نه تنها در آذربایجان و ایران، بلکه در شرق نزدیک و میانه نیز مرکز بازرگانی و صنعت و جایگاه علم و تمدن شد. در این عصر، غازان خان در روستایی به نام شام در کنار آجی چای آبادانی های بزرگی انجام داد و مقبره با شکوه شام غازان یا نشیب غازان را بنا کرد. تجارت و داد و ستد به علت برقراری امنیت و رفاه و ازدیاد جمعیت رونق یافت و بازارهای زیادی ساخته شد.

خواجه رشید الدین فضل الله همدانی در بخش شمالی تبریز در بیلانکوه، مرکز علمی ربع رشیدی را بنا نهاد. تاج الدین علیشاه جیلانی نیز مسجد علیشاه ( ارک تبریز ) را در مرکز شهر بنا نهاد. تبریز در این زمان رسما پایتخت ایلخانان مغول بود و تمام مملکت از جیحون تا مصر زیر اطاعت فرمان روایان تبریز قرار داشت. پس از ایلخانان مغول، تبریز در عصر ترکمانان آق قویونلو و قره قریونلو پایتخت ایران شد و در این زمان ( 870 هجری قمری) بود که به دستور جهان شاه بن قره یوسف بن ترکمان مسجد کبود ( گوی مسجد) بنا شد.

یورش های امیر تیمور و فرزندان او به تبریز، کوچ دادن اجباری صنعتگران و هنرمندان تبریزی به ترکستان و بالاخره زلزله های بی امان و پی در پی شکوه و عظمت تبریز را به طور موقت از بین برد و بیش تر آثار تاریخی کم نظیر آن از بین رفت. در سال 906 هجری قمری شاه اسماعیل صفوی تبریز را پایتخت ایران کرد. در دوران صفوی شهر تبریز بارها میدان جنگ ایران و عثمانی بود. در آغاز حکومت قاجار به خصوص زمان فتح علی شاه، تبریز پایتخت دوم یا ولیعهد نشین ایران و محل استقرار عباس میرزا نایب السلطنه شد. تمام ولیعهدهای خاندان قاجار دوران ولیعهدی خود را در مقام حاکم آذربایجان، در این شهر سپری کردند. شهرستان تبریزهم اکنون نیز به عنوان یکی از مهم ترین مناطق ایران و با اهمیت ترین منطقه ی استان آذربایجان شرقی محسوب می شود.

تبریز مهد علم و مدنیت، پیشگام و طلایه دار اولین ها بوده ، از آن جمله می توان از تشکل اولین انجمن ایالتی در سال 1285 شمسی، ایجاد سیستم های مدیریت شهری مثل شهرداری (بلدیه سابق) توسط قاسم خان والی، پایه گذاری اولین انجمن ادبی در سال 1279 شمسی و تأسیس اولین مدرسه نوین توسط حاج میرزا حسن رشدیه به سال 1268 شمسی نام برد. شهر تبریز با تاریخی سرشار از افتخار و سربلندی در مقابل متجاوزان و قهر طبیعت همواره راست قامت بوده و افتخارات زیادی را در گسترة تاریخ کسب کرده است.

آثار تاریخی و نقاط دیدنی

مسجد کبود:

مسجد کبود تبریز از ابنیه زمان جهانشاه قره قویونلو و متعلق به نیمه دوم قرن نهم هجری است که به وسیله جان بیگم خاتون همسر جهانشاه بنا شده و توسط دختر او صالحه خاتون در زمان حکومت سلطان یعقوب آق‌قویونلو مرمت گردیده است.  بنای مسجد که بیشتر از نظر کاشیکاری و آمیزش رنگها و داشتن انواع خطوط عالی و اشکال و طرح های بدیع مورد نظر ارباب ذوق و معماری است. سردر، دومناره، شبستان و مقبره است. سردر رو به شمال واقع شده و دارای ابعاد 5*7 متر می‌باشد و از سطح کوچه مجاور به اندازه 5 پله سنگی که هر یک به درازای 3 متر و به ارتفاع 20 سانتی متر می باشند قرار دارد.           ارتفاع طاق باقیمانده سر در زیادتر از 5/8 متر است که تماماً از کاشی های معرق پر آب و رنگ پوشیده شده است. سطح پایه های دو طرف با طرح ها و اشکال مرکب از گل و بوته و کاشی‌هاذی معرق الوان پوشیده بود که بر روی کتیبه های این پایاه عبارات مختلفی با آیات قرآنی نوشته شده است. پس از سردر و دهلیز واقع در پشت آن شبستان بزرگ مسجد به ابعاد 5/16 متر قرار دارد. قسمت جنوبی به شبستان کوچکی موسوم به مقبره راه دارد.

ارک علیشاه:

یکی از ابنیه کهن و عظیم تبریز که بی‌شک در زمره شاهکارهای معماری اسلامی به شمار می رود ارگ علیشاه یا مسجد علیشاه است. در مورد تاریخ بنای ارگ مورخین و سیاحان، از دوره ایلخانی تا به امروز متفق القولند که ساختمان آن به وسیله تاج الدین علیشاه جیلانی وزیر سلطان ابوسعید ایلخانی در سال 716 شروع شده ولی به دلیل مرگ بانی بنا ناتمام مانده تا اینکه بازماندگان وی ساختمان آن را در سال 724 به اتمام رساندند. چنانکه از توصیف این بنای عظیم در اغلب سفرنامه ها و تواریخ بر می‌آید مسجد علیشاه در زمان آبادانی مزین به کاشی، ازاره سنگی و ستون‌های مرمر و کتیبه و گچبری بوده است.

مسجد جامع تبریز:

مسجد جامع تبریز که به مسجد جمعه نیز معروف است، در ضلع جنوبی صحن مدرسه طالبیه و بین مسجد حجت‌الاسلام و مسجد میرزا اسماعیل خاله اوغلی واقع است و یکی از قدیمی ترین ابنیه تاریخی این شهر به شمار می‌آید. تاریخ بنا و نام بانی اولیه آن معلوم نیست. عده ای آن را مسجد صدراسلام می دانند. پاره ای دیگر بنای قدیمی را به دوره سلجوقیان نسبت می‌دهند، در کتاب مرزبان نامه به جامع تبریز اشاراتی شده که مؤید آبادانی و شکوه آن در سنوات 607-622 در عصر اتابک ازبک بن محمد بن ایلدیگز بوده است. مسجد فعلی با طاق‌های رفیع و پایه های استوارش از زلزله تبریز در سال 1193 هجری قمری که چند طاق آن شکسته و فرو ریخته توسط احمدخان و پسرش حسنقلی  خان دنبلی مرمت گردیده است. مسجد جامع دارای دو ورودی یکی در جانب شمال می باشد که از طریق صحن مسجد می توان به آن راه یافت و در دیگر از طرف جنوب به کوچه مجاور باز می شود. طول مسجد که از جنوب به شمال امتداد دارد 62 متر و در قسمت وسط آن دارای طاق بلند و بزرگی است. 15 متر عرض دارد.

 بقعه و مسجد سید حمزه و مقبره الشعرا:

بقعه سید حمزه و مسجد جنب آن در محله سرخاب و جنوب شرقی محل تقاطع خیابان ثقه الاسلام و بازارچه سید حمزه واقع شده است. تاریخ بنای نخستین بقعه 714 هجری قمری یعنی سال درگذشت سید حمزه است. وی سید جلیل القدر به نام ابوالحسن حمزه بن حسن محمد می باشد که به شانزده واسطه نسبش به حضرت موسی بن جعفر(ع) می رسد. بنای اولیه در این سال توسط فرزندش سید حسین بر تربت وی احداث گردید.
    مجموعه سید حمزه عبارت از صحن نسبتاً وسیعی است که در سمت جنوب آن مقبره و در سمت مشرق و شمال آن محل تدریس و حجرات طلاب علوم دینی قرار دارد در بالای سردر، سنگ نبشته مرمرین دیگری نصب شده که مربوط به زمان قاجار و تاریخ 1279 هجری است و حاکی از مرمت بنا توسط حاجی رستم بیک در این سال می باشد.
از جمله تزئینات حرم آئینه کاری زیبای بالای قبر امام زاده است که با کتیبه ای به خط نستعلیق زینت یافته، چنانکه از متن کتیبه استفاده می گردد امیر علی اکبرخانه میرپنجه فرزند پناه الحق پاشاخان و به مباشرت معتمد السلطان عادلخان این آئینه کاری در ماه جمادی الاول 1313 هـ ق انجام داده است. بقعه دارای سردابه ای است که قبر اصلی سید حمزه در آن قرار گرفته است. در جانب شرق بقعه سید حمزه گورستان متروکه ای قرار داشت که بنا به مندرجات تذکره ها و کتب مزارات، قسمتی از مقبره الشعرای معروف محله سرخاب می باشد. در این گورستان شعراء فقها و عرفا و اولیای بسیاری دفن گردیده اند که می توان به اسدی طوسی، خاقانی، شروانی ، ظهیر فارابی ، قطران تبریزی، محمد شیرین مغربی، همام تبریزی، سلمان ساوجی، فلکی شروانی ، قاضی بیضاوی، قطب الدین شیرازی و استاد و شاعر بزرگ شهریار اشاره نمود. در دو دهه اخیر بناهای معظم و زیبایی به عنوان یاد بود بزرگان فوق از طرف انجمن آثار ملی و ... احداث گردیده است.

ربع رشیدی:

ربع رشیدی که امروز فقط آثار مختصری از آن باقی مانده از بناهایی است که توسط خواجه رشید الدین فضل الله وزیر سلطان محمود غازان ایجاد شده است. بنا در زمان آبادانی شامل 24 کاروانسرای وسیع و 1500 دکان و 30000 خانه و تعدادی حمام و باغ و کارخانه های پارچه بافی و کاغذ سازی و دارالضرب و تولید رنگ و نظائر آن بوده است. بدین ترتیب معلوم می شود که ربع رشیدی در زمان خود یک شهر علمی با کتابخانه ای حاوی هزاران جلد از کتب معروف زمان و آزمایشگاههای متعدد کشاورزی بوده است پس از قتل خواجه رشید الدین فضل الله که در سال 718 هجری قمری اتفاق افتاد دشمنان هر چه را که داشت غارت کردند و این شهر را با تمام امکاناتش ویران کرده و به غارت بردند.

 بازار تبریز:

شهر تبریز بنا به مقتضیات جغرافیایی، وسعت، قدمت و اهمیتی که دارد دارای یکی از زیباترین و بزرگترین مجموعه بازارهای ایران می باشد. سبک معماری، کثرت سراها و تیمچه ها و وجود تعدادی مدرسه و مسجد نیز به این مجموعه اهمیت و امتیازی خاص داده اند. از تاریخ بنای اولیه مجموعه بازار تبریز اطلاعی در دست نیست لیکن اکثر مورخین و جغرافی نویسان و جهانگردان اسلامی و خارجی که از قرن چهارم هجری تا عهد قاجار از تبریز دیدن نموده اند اسناد مهم و مدارک ارزنده ای را درباره بازار و وضع بازرگانی تبریز ارائه داده اند. از مقدسی ـ یاقوت، مارکوپولو، ابن بطوطه، حمدالله مستوفی، کلاویخو، جان کارت رایت انگلیسی، شاردن، جملی کاردی جهانگرد ایتالیایی و دهها سیاح و مورخ دیگر مطالب جالب توجهی به جای مانده که دال بر اهمیت مجموعه بازار در دوره های مختلف بوده است. وجود مدارس و مساجد تاریخی مهم و معروفی چون مسجد جامع، مدرسه حاج صفرعلی، مدرسه صادقیه در این بازار نیز گواه بر پیشینه تاریخی این مجموعه بنا می باشد. بازار کنونی تبریز مربوط به اواخر زندیه (یعنی بعد از زلزله ای که در سال 1193 هجری قمری روی داد) و عصر قاجار می باشد. در زمان عباس میرزا که تبریز ولیعهد نشین و دارالسلطنه گردید. سراها و تمیمچه ها و بازارهای عالی تازه ای احداث شد.

بازار تبریز با طاقها و گنبدهای بلند آجری شامل بازار امیر، بازار کفاشان، راسته بازار، بازار حلاجان، یمینی دوز بازار، راسته کهنه، بازار حاج محمد حسین، بازار مشیر، بازار دلاله زن بزرگ، بازارچه صفی، بازار امیر ابوالحسن سرای حاج رسول، سرای حاج میرزا علی نقی، تیمچه و سرای شیخ کاظم، تیمچه حاج صفرعلی، تیمچه و دالان میرزا شفیع، تیمچه ملک، ... که به اختصار چند اثر اشاره می شود. بازار تیمچه امیر یکی از شاهکارهای جالب معماری و با شکوه ترین تیمچه های بازار تبریز به حساب می آید. تیمچه حاج صفرعلی بنائی است معظم که بانی آن حاج صفرعلی خوئی بازرگان معروف معاصر فتحعلی شاه قاجار می باشد. تیمچه مظفریه ـ تیمچه مظفریه نیز یکی از زیباترین بخشهای بازار است که حاج شیخ جعفر قزوینی تاجر سرشناس دوره ناصرالدین شاه آن در سال 1305 ساخته بود و به مناسبت حضور مظفر الدین میرزا ولیعهد وقت دراین تیمچه به نام مظفریه نامگذاری  کرد.

بقعه صاحب الامر و مدرسه اکبریه:

بقعه صاحب الامر در کنار خیابان مدرس قرار دارد و از آثار زمان شاه طهماسب صفوی می‌باشد این بنا در سال 1045 هجری توسط سپاهیان سلطان مراد چهارم تخریب شده که در زمان شاه سلطان حسین صفوی، و از طرف میرزا محمد ایراهیم وزیر آذربایجان مرمت گردید.

 بقعه سید ابراهیم و سنگ بسم الله:

بقعه موسوم به سید ابراهیم در خیابان شمس تبریزی و در محله دوه چی قرار دارد. پاره ای از مورخین، سید ابراهیم را از اولاد امام زین العابدین می دانند لیکن در زیارت نامه، وی را فرزند موسی بن جعفر نوشته اند. و سنگ معروف بسم الله نیز در قسمت پایین دیوار جنوبی نصب شده بود که اخیراً به موزه تبریز منتقل گردیده است.

آرامگاه دو کمال:

در محله بیلانکوه تبریز در میان باغی مشجر و بنایی متین و زیبا دو تن از بزرگان ادب و هنر کشورمان آرمیده اند. کمال الدین مسعود خجندی از شعرای معروف قرن هشتم و نهم هجری و کمال الدین بهزاد معروفترین نقاش مینیاتوریست قرن دهم هجری. مقابر یاد شده در سال 1338 توسط فرهنگ دوستان کنجکاو شهر تبریز کشف و بعدها به همت انجمن آثار ملی مرمت و لوحه یادبود در آن نصب گردید.

ایل گلی (شاهگلی):

 مجموعه تفریحی و تفرجگاه ایل گلی در جنوب شرقی شهر تبریز واقع شده است. تاریخ بنای استخر آن معلوم نیست ولی در زمان عباس میرزا تعمیر شده است، از آن زمان این استخر برای ذخیره کردن آب جهت آبیاری مزارع و باغ های شهر مورد استفاده قرار می گرفت از سال 1309 به صورت گردشگاه عمومی درآمده است.

موزه آذربایجان:

از دیگر نقاط دیدنی شهر تبریز موزه آذربایجان را باید نام برد، این موزه در مساحتی قریب 2000 مترمربع در سال 1341 مورد بهره برداری قرار گرفته است و مشتمل بر 3 سالن نمایش، 2300 قطعه شیء ثبت شده می باشد. جا دارد از ساختمان زیبای شهرداری تبریز نیز به عنوان یکی از نقاط دیدنی قابل توجه شهر یاد کرد.

کلیساهای تبریز:

شش کلیسا در تبریز وجود دارد: یک کلیسا متعلق به آودنتیست ها، سه کلیسا به ارامنه گریگوری، یک کلیسا به پروتستان ها و یک کلیسا متعلق به کاتولیک ها.

 کلیسای آدونتیستها در خیابان شریعتی جنوبی واقع و به صورت تالار کوچکی است که چندان مورد استفاده نیست.  کلیساهای گریگوریان عبارتند از: سرکیس مقدس – که در سال 1845 میلادی تجدید بنا شده است و در مرحله بارون آواک تبریز قرار دارد.
شوغاگات مقدس – کلیسای نوساختی است واقع در گورستان ارمنیان و در کنار کلیسای قدیمی مریم نه نه قرار دارد و در محله مارالان واقع شده است. کلیسای مریم مقدس در نبش خیابان شریعتی شمالی و جمهوری اسلامی واقع شده و ساختمان آن در سال 1785 میلادی پایان یافته است. بزرگ ترین و قدیمی ترین کلیسای تبریز است. کلیسای کاتولیک ها، عذرای توانا نام دارد در پشت خیابان امام خمینی و در داخل کوچه میارمیار واقع شده است. در سال 1910 ساخته شده است.

مسجد مقبره:

در اول بازار کفاشان قرار دارد نه ستنون سنگی خوش تراش دارد. گنبدهایش بلند و ضربی است. در زلزله 1193 سقف آن فرو ریخته و بعداً ساخته شده است. این کار توسط مرحوم میرزا مهدی قاضی طباطبایی انجام پذیرفته و چون مقبره خودشان در آن جاست به نام مسجد مقبره خوانده شده است. مقبره آیت ا... شهید سیدمحمد علی قاضی طباطبایی نیز در همین مسجد قرار دارد.

برج خلعت پوشان:

در ده کیلومتری تبریز و یک کیلومتری شمال جاده تبریز – تهران – در روستای کرکج بری آجری بلندی وجود دارد که به برج خلعت پوشان معروف است. بناب مزبور که از آثار اواخر دوره صفویه می باشد. در دوره قاجاریه در این بنا خلعت اعطائی پادشاهان بر دوش حاکمان آذربایجان انداخته می شد. برج به صورت کثیرالاضلاع شانزده ضلعی و سه طبقه است. اضلاع شرقی، غربی، شمالی و جنوبی بزرگ تر و دارای درگاه های بلند باز هستند و دوازده ضلع دیگر دارای طاق نماهای تزیینی می باشند.

 مقبره قطب راوندی در خسروشهر:

آرامگاه قطب الدین راوندی در محله قطب راوندی است که به صورت گنبد مخروطی شکل در میان درختان سرسبز و خرم جلوه گر است و دل هر عاشقی را می رباید.

مسجد جامع خسروشهر:

مسجد جامع خسروشهر از قدمت تاریخی بیشتری برخوردار است. قرائن موجود نشان می دهد که این مسجد حدود هفت قرن پیش ساخته شده است و بیش از سه هزارنفر گنجایش دارد.

خصوصیات فرهنگی شهرستان تبریز

زبان امروزی مردم شهرستان تبریز به ترکی آذری و بقولی ترکی آذربایجان یا آذربایجانی معروف است. زبان آذری به زبانی گفته می شود که امروزه در سراسر آذربایجان و سرزمینهای وسیعی از نواحی شرقی ترکیه و عراق گرفته تا کوهپایه های خراسان و از سواحل خزر تا سرزمینهای فارس و کرمان به آن تکلم می کنند. از نظر شعر و ادب نیز تبریز همواره مهد دانش پروری و فرهنگ شعری بوده است. شمس تبریز، قطران و بسیاری از سخنوران نامی ایران از این دیار برخاسته اند.
حمدا... مستوفی در نزهه القلوب درخصوص مقبره الشعراء چنین نوشته است: در مقبره الشعراء سرخاب: انوری، خاقانی، ظهیرالدین فاریابی، فلکی شیروانی، همام تبریزی، خواجه عبدالرحیم خلوتی و... مدفونند و اخیراً شاعر شیرین سخن ملک ادب استاد شهریار نیز در این مکان نقاب بر تیره خاک کشیده است. لازم به توضیح است که همه شعراء منطقه علاوه بر سرودن شعر به زبان فارسی در صنعت و هنر و فن شعر ترکی مهارت خاصی دارند و در اکثر مراسمات مذهبی به زبان ترکی شعر سروده و می خوانند و تعصب خاصی به زبان مادری خود دارند.

اقتصاد

شهرستان تبریز، بخصوص شهر تبریز از دیرباز یکی از مراکز مهم اقتصادی و تجارتی کشور بوده و می باشد و بر سر راه (جاده ابریشم)، خط ارتباطی آسیا و اروپا واقع شده است. از طرفی قرار گرفتن شهر تبریز در مسیر یاد شده باعث گردیده که این شهر دارای تجارت بسیار قوی و بازارهای پررونقی باشد که همیشه در طول تاریخ و در سفرنامه های سیاحان مختلف و معتبر دنیا از بازار تبریز و وفور کالا در آن سخن به میان آمده است. معظم بودن بازار تبریز و تعدد و تنوع انواع تجارت و بازرگانی در استان موجب گردیده است که شهر تبریز یکی از مراکز مهم توزیع مواد اولیه و کالاهای تولید استان محسوب گردد.
بجز واحدهای بزرگ صنعتی مانند تراکتورسازی، ماشین سازی و ایدم و پمپیران و موتوژن و سایر واحدهای مختلف تولیدی کوچک و بزرگ که هم مواد اولیه و هم تولید از طریق بازار رد و بدل می شوند. مگر اینکه خود واحدهای تولیدی اقدام به تهیه کالا از خارج و یا فروش محصولات خود به کشورهای خارجی نموده باشند. ولی بطور کلی می توان ادعا کرد که تمام مواد اولیه موردنیاز صنایع دستی از بازار تامین می شود و درصد بالائی از محصولات تولید کارخانجات و همه تولیدات صنایع دستی مستقیماً به بازار عرضه می گردد.

موارد فوق باعث شده بازار تبریز در عرصه اقتصاد کشور نقش مهمی را بازی کند و این امر باعث گردیده عده ای از اهالی شهرستان تبریز در زمینه شغل تجارت (آزاد) مشغول شده و از آن طریق امرار معاش نمایند. از طرفی افراد زیاد دیگری در زمینه حمل و نقل شهری و بین شهری (ترانزیت) کالا، انبارداری، بسته بندی تولیدات، بازاریابی و خدمات بازرگانی، واردات و صادرات و ... مشغول هستند. عده ای دیگر از مردم شهرستان خصوصاً در شهرهای کوچک و روستاهای تحت پوشش شهرستان به کار کشاورزی مشغول هستند متاسفانه روزبروز به خاطر گسترش زندگی ماشینی و نفوذ فرهنگ شهرنشینی در روستاها و توسعه سریع واحدهای تولیدی و صنعتی اطراف شهر تبریز و تداخل در حوزه و محدوده شهرهای کوچک و روستاها باعث شده روستائیان زمینهای زراعت خود را به قیمت های چشمگیر (به خیال خود) به واحدهای تولیدی بفروشند و خودشان بعد از چند سال اگر موفق بشوند بعنوان کارگر در آن واحدها مشغول باشند و به دست خود کشاورزی خود را فدا نمایند و می توان گفت کشاورزی در سطح شهرستان تبریز در سطح پایین قرار دارد


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان بناب
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


شهرستان بناب با 840 کیلومتر مربع وسعت در جنوب غربی استان واقع است و فاصله مرکز آن شهر بناب با مرکز استان 120 کیلومتر است. شهرستان بناب از شمال به شهرستان عجب شیر ، از شرق به شهرستان مراغه، از جنوب به شهرستان ملکان و از غرب به شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی و دریاچه ارومیه محدود می شود. بناب از دیر باز یک موقعیت ممتــــاز جغرافیائـــی برخوردار بوده وراههای بزرگ تجارتـی و کاروانی از آذربایجان به بین النهرین, شامات, حجاز و غرب کشــور از آن عبور میکرده اسـت و امروزه نیز با قرار گرفتن در نقطه تلاقی محورهای اصلی آذربایجان شرقی, کردستان , کرمانشاه , عتبات عالیات ودسترسی به راههای آهن وهوائی ضمن این که موقعیت خـود را حفظ کرده بلکه بر موقعیتش نیز افزوده شده است وهمیشه به عنوان یک شهر مطرح در شمال غربی کشور مــورد توجه قرار گرفته است.

جغرافیای طبیعی شهرستان بناب

شهرستان بناب در جلگه ای صاف و هموار قرار گرفته که از طرف شرق به پیشکوههای غربی سهند (قزل داغ، قاشقاداغ و گوپشتی) و از غرب به سواحل پست دریاچه ارومیه محدود می گردد. ارتفاع متوسط شهرستان از سطح دریا 1600 متر است که در بلندترین نقطه (قزل داغ) 2250 متر و در پست ترین (آخوند قشلاق)  1280 متر می باشد.

ارتفاعات مهم:

شهرستان بناب دارای ناهمواریهای متوسط بوده و می توان گفت یکی از مناطق کوهستانی ساده و نیمه کوهستانی به شمار می رود. و دو تا رشته کوه معروف که در شهرستان وجود دارد عبارتند از قره قشون و قزل داغی رشته کوه قره قشون با ارتفاع 1600 متر در جنوب شهرستان و رشته کوه قزل داغی با ارتفاع 2250 متر در قسمت شمال شهرستان واقع شده اند و این رشته کوهها فاقد قلعه و دارای دامنه زیادی می باشند.

آب و هوا:

شهرستان بناب از محدود شهریهایی است که نزدیکترین فاصله از دریاچه ارومیه داشته و آب و هوای آن تحت الشعاع این دریاچه قرار می گیرد. در نتیجه بررسی فاکتورهای هواشناسی در این منطقه از اهمیت ویژه ای برخوردار می باشد با توجه به جدول زیر بدلیل شرایط خاصی توپوگرافیک شهرستان دارای آب و هوای بسیار متنوع می باشد.

پوشش گیاهی:

منطقه بناب از نظر پوشش گیاهی دارای چهره های زیر است: 1- زمینهای مزروعی و باغات شامل تاکستانها ، مزارع صیفی، مزارع آبیو دیمی گندم و جو می باشد. و در باغات آن انواع میوه های منطقه معتدل بعمل می آید. 2- مراتع که نوع خوب آن در منطقه زاوشت و در کوهپایه های شمالی منطقه دیده می شود و نوع فقیر و پست آن زمینهای سمت دریاچه ارومیه و قسمتهای جنوبی را شامل می شود. قابل ذکر است که مراتع مرغوب در اثر فشار چرا آسیب دیده اند. 3- گزنه زار (منطقه یورقون) در قسمت شمال و شمال غربی بناب در مسافت حدود 3 الی 5 کیلومتر زمینهای پوشیده از درخت گز (یورقون وجود دارد که بر اثر بی توجهی مردم در سالهای گذشته تا حدودی از بین رقته بود که از سال 1359 شمسی تحت نظارت اداره جنگلداری بناب در آمده که در حال گسترش می باشد. و از سال 1374 به بعد این این منطقه شور که قبلاً بعنوان جنگل نیمه انبوه و درختچه زار معروف بود قسمتی از این منطقه با مجوزهای قانونی به تحویل اهالی روستایی زاوشت درآمده و حالا هم از آنها استفاده می کنند.

منابع آبی:

آبهای سطحی الارضی رودها چشمه ها و قنوات آبهای تحت الارضی بنابه نسبت به مناطق خود از حیث منابع آب غنی است لذا در فرهنگ معین بناب را به معنی ریشه آب یعنی شهری که بنای آن روی آب است معرفی کرده اند. منابع آب مورد استفاده در بناب را آبهای زیرزمینی و رودخانه صوفی چای و چوان چای تشکیل می دهند. چون این منطقه ابریز کوههای اطراف بخصوص کوه سهند می باشد و نیز به علت شیب طبقات زمین به سمت جلگه بناب و شاید بعلت سنگین بودن آب دریاچه ارومیه بدلیل شوری زیاد آب دریاچه، آبهای زیرزمینی در طبقات زیرین جلگه بناب سفره وسیعی را تشکیل می دهند. لذا چاههای این منطقه در عمق کمی به آب می رسد و همین چاهها قسمت عمده مصرف آب مشروب و کشاورزی و صنعتی این منطقه را تامین می نماید و به همین جهت منابع آب زیرزمینی مهمترین منابع آب مصرفی این منطقه بشمار می رود.
رودخانه چوان چای در قسمت شمال شهرستان واقع شد و از کوهپایه های سهند سرچشمه گرفته و بادبی 14 میلیون مترمکعب در سال پس از طی نزدیک به 20 کیلومتر به دریاچه ارومیه میریزد و رودخانه صوفی چای که در قسمت جنوب شهرستان واقع شده و از کوههای سهند سرچشمه گرفته و حدوداً با دبی 140 میلیون مترمکعب در سال پس از طی کردن بیش از 38 کیلومتر به دریاچه می ریزد.

تقسیمات کشوری شهرستان بناب

شهرستان بناب در سال ۱۳۶۸ تأسیس و قبلاً از بخشهای مراغه بوده است. براساس آخرین تقسیمات کشوری سال ۸۵، این شهرستان از یک بخش به نام مرکزی تشکیل و دارای ۳ دهستان می‌باشد، بطوری که دهستان بناجوی غربی به مرکزیت روستای خانه برق جدید، دهستان بناجوی شرقی به مرکزیت روستای خوشه مهر و دهستان بناجوی شمالی به مرکزیت روستای روشت بزرگ قرار دارند. شهرستان بناب از یک شهر بنام بناب و تعداد ۲۹ روستا تشکیل شده است.

جمعیت

طبق آخرین نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ ه.ش، جمعیت شهرستان بناب ۱۲۶٫۸۸۸ نفر می‌باشد که از این تعداد ۷۶٫۶۱۰ نفر (۶۰ درصد جمعیت کل شهرستان) در مرکز شهرستان ساکن اند.

پیشینه تاریخی شهرستان بناب

بر اساس نشانه‌ها و آثار شناخته شده در شهر بناب ، قدمت تاریخ و تمدن این شهر به شش هزار سال پیش می رسد که به احتمال زیاد اولین قوم آریائی این محل را به جهت آب و هوای معتدل و بارندگیهای سالیانه و زمین‌های مسطح و هموار و قرار گرفتن اراضی در دامنه‌های زیبای سهند و سواحل دریاچه ارومیه برگزیده باشند . وضعیت جغرافیائی منطقه و آثار به دست آمده از کاوش‌های محلی نیز با توصیفات شهر تاریخی شیز انطباق دارد . آثار به دست آمده از حفاری‌های قره تپه گزاوشت و قیزلار قلعه سی ( قلعه دختران ) که یکی از نود و سه تپه باستانی می باشند و همچنین وجود سی و شش غار مربوط به یکدیگر ( معماری صخره ای صور ) که نشانگر زندگی‌های دسته جمعی در دوران ماقبل تاریخ است . همچنین کشف آثار قدیمی مانند ظروف سفالین ، فلزی و نشانه‌های تمدن شهری تا عمق چند متری زمین ، این سابقه طولانی را تائید می‌کند .

شهربناب توسط تپه‌های متعددی احاطه شده است . از جمله قره کولوک، تپه قبرستان قدیمی محله مهرآباد ، تپه گزاوشت در محله گزوشت ، تپه قره چپق و تپه‌های سپیگان ، تپه آغاجاری ، تپه بابالار ، شیزگان تپه ، همچنین تپه‌های باستانی که مساجد زرگران ، مهرآباد و میدان بر روی این تپه‌ها قرار گرفته اند ، از دوره اسلامی تا شش هزار سال پیش قدمت دارند .

تخریب کامل در زمان حمله مغول امکان هر گونه تحقیق را در زمینه هنر و معماری این منطقه در قبل و بعد از اسلام مشکل یا غیر ممکن کرده است . از سوی دیگر به دلیل پایداری و غیرت مردم در مقابله آشتی ناپذیر آنان با مغولان ، هیچ اصری از تمدن و آثار معماری رو بنائی قبل و بعد از اسلام تا عصر مغولان بر جای نمانده و شهر به ویرانه تبدیل شد . ( هنوز هم آثار ویرانه‌های دوران قبل از مغول‌ها در زیر خاک نهفته است ) . اما یکباره در ابتدای دوره حکومت صفویان در اواسط قرن دهم در حدود بیست مسجد زیبا ، چندین گرمابه و بیش از چهل کاروانسرای اقامتی و تجارتی متعددی به مرور زمان در شهر احداث شده که این امر حکایت از آبادانی و رونق ناگهانی شهر پس از دوره مغول و به عبارتی بهتر بازسازی پس از جنگ است . وجود بناها و مساجد و آثار تاریخی متعددی که به یکباره پس از دوره‌های مغول شکل گرفته اند ( پس از اینکه اکثر بناها و میراث تاریخی کهن شهر به دست مغول‌ها تخریب گردیدند ) نشانگر روحیه و وحدت و همدلی مردم این منطقه است.

آثار تاریخی و نقاط دیدنی

مسجد جامع مهرآباد بناب: مسجد مهرآباد بناب که به شماره 780 در دفتر آثار تاریخی به ثبت رسیده است یکی از با ارزش ترین بناهای تاریخی منطقه است. مسجد جامع مهرآباد بناب بدلیل داشتن کتبه تاریخدار و سرستونهای منقش و مناره بلند زیبا به ارتفاع 25 متر از اهمیت خاص و استثنائی برخوردار است. این کتیبه به خط ثلث درشت بدین مضمون نوشته شده است: نبی هنرالمسجد المبارک فیایام الاولنه السلطان العادل و المرشد الکامل السلطان ین السلطان بن السلطان ابی المظفرشاه طهماسب الصفوی الحسینی بهادر خان باشاره العالیه بی بی خانم بنت منصور بیگ فی شهریور سند احد و خمیس و تسعائته (مسجد در سال 951 هجری قمری به هزینه بی بی جان خانم دختر منصور بیگ در زمان شاه طهماسب صفوی ساخته شده است.)

مسجد جامع محله گزاوشت:

مسجد جامع گزاوشت ولو اینکه کتیبه تاریخدار آن تاحال شناسایی نشده است ولی تاریخ آن هم دوره مسجد مهر اباد یعنی به دوره صفویه بر می گردد. و این بدلیل سبک معماری و شباهات سرستونها و نقاشی سقف مسجد مهراباد حدس زده می شود در یک زمان ساخته شده است. از خصوصیات بارز این مسجد قرارگرفتن شبستان آن کروکی یک تپه باستانی و تاریخی است. شاید بانی این مسجد با تیزهوشی خاصی خواسته تپه تاریخی نیز از گزند زمان در امان بوده باشد و بدین منظور مسجد را در مسیر جاده قدیمی تبریز که از بازار چهار سوی حاجی احد و راسته بازار و یازار آهنگران و مسگران و بازار حاجی تقی تاپل پنج چشمه جاده حال منتهی می شد قرار گرفته است و در روبروی آن مسجد سرای قدیمی کهکشانی بوده که اخیراً بعد از انقلاب به مصلای اعظم تبدیل شده است. سقف مسجد بر روی 18 ستون چوبی که 6 تای آن در ایوان ضلع شمالی مسجد است قرار گرفته است.

پل پنج چشمه شهرستان بناب:

پل زیبای پنج چشمه پلی است تاریخی به فاصله 600 متر از ضلع شرقی جاده کمربندی شرق بناب بر روی رودخانه صافی که عرض آن در این قسمت به بیش از 60 متر می رسد قرار گرفته است رودخانه صافی که از کوه های سهند سرچشمه گرفته و بعد از عبور از داخل شهر مراغه از میان باغات وارد شهر بناب شده و اراضی این منطقه را مشروب نموده و پس از جدا شدن رودخانه های کوچک از این رودخانه به دریاچه ارومیه می ریزد. این پل باستانی دارای پنج دهنه به شکل طاق جناتی از آجر چهارگوشی قرمز به ابعاد دهنه بزرگ وسعت 9/5 × 60/5 متر و طرفین دهنه بزرگ به ابعاد 40/4 × 40/4 متر دهنه کوچک به ابعاد 60/3 × 40/4 متر و طول 50 متر و عرض پل 80/4 متر که در طرفین عرض پل دیواره ای به ارتفاع حدود یک متر وجود دارد که مانع سقوط عابرین رودخانه می گردد.

مسجد زرگران بناب:

یکی از مساجد ثبتی حفاظتی است. این مسجد در خیابان زرگران قرار گرفته که از قسمت غرب به بازار قدیمی حاج احد و بازار مسگران و آهنگران متصل است بازار حاجی تقی و مسجد زرگران زمانی در مسیر جاده بین المللی شمال کشور به جنوب قرار گرفته بود در مسیر جلو مسجد حدود 10 کاروانسرای مسافرتی و تجاری قرار داشت که با احداث جاده جدید فعلی این راه رونق خود را از دست داده و مسجد نیز به فراموشی سپرده می شود تا جایی که مسجد رفت و آمد استحکام خود را از دست داده و دیوار جنوبی مسجد در سال 1375 در پی ریزش و یک نفر نیز جان خود را از دست می دهد.

خصوصیات فرهنگی شهرستان بناب

زبان رایج محلی این شهرستان ترکی آذری بوده و مذهب اهالی این منطقه شیعه اثنی عشری می‌باشد. این شهرستان دارای دانشگاه آزاد اسلامی- پیام نور و دانشکده فنی و مهندسی می‌باشد. در شهرستان بناب دو حوزه علمیه نیز وجود دارد و از حوزه‌های معروف و فعال استان می‌باشد. این شهرستان نیز زادگاه فضلا و علما و شعرایی چون سلطان بنابی است که دویست سال پیش می‌زیسته‌اند.

کشاورزی

بخش کشاورزی در شهرستان بناب به عنوان یکی از محورهای پنجگانه توسعه همه جانبه این شهرستان مطرح بوده و به همین لحاظ در طول برنامه های پنج ساله تلاش و سرمایه گذاری کلانی برای دستیابی به اهداف توسعه در بخش کشاورزی انجام شده است. در شرایط کنونی، شهرستان بناب با برخورداری از 8/1 از مساحت اراضی کشاورزی استان 7/8 درصد تولید محصولات زراعی، 3/9 درصد تولید محصولات باغی و 2/7 درصد تولید محصولات دامی استان را به خود اختصاص داده است.
بخش کشاورزی در بناب همچنین با جذب 85 درصد از شاغلان شهرستان به صورت مستقیم و غیرمستقیم بیشترین اشتغال زایی را نسبت به سایر بخش ها در اختیار دارد. در حال حاضر سطح زیرکشت محصولات زراعی در بناب حدود 80912 هکتار است که 6/24 درصد محصولات زراعی در شهرستان به صورت دیم و 4/75 درصد محصولات به صورت آبی برداشت می شود.

اقتصاد

اقتصاد شهرستان بناب مثل اغلب نقاط کشور ایران بستگی به تولیدات کشاورزی و دامی دارد. در امر کشاورزی در بعضی موارد علاوه بر تامین نیازهای منطقه مقداری نیز از محصولات مختلف به سایر شهرهای استان آذربایجان و همچنین به نقاط مختلف کشور صادر می گردد، کیفیت شاغل و ترکیب آنها نشانگر این است که این منطقه در قالب اقتصادی به عنوان یک مرکز کشاورزی محسوب می شود و درصد بیشتری از شاغلین را کارها و فعالیت های مربوط به کشاورزی تشکیل می دهد. در بعضی موارد حتی بخش صنعتی نیز متاثر از فعالیت های کشاورزی وابسته به آن است علاوه بر کشاورزی و صنعت در حالت کلی اموری مانند کارهای ساختمانی، تشکیل بازارهای دواب، خدمات و حمل و نقل و غیره نیز بخشی از فعالیت های اقتصادی را شامل می شود.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان بستان آباد
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٤:٥٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦


بستان‌آباد یکی از شهرستانهای استان آذربایجان شرقی است که در ۴۵ کیلومتری شرق تبریز در مسیر ترانزیتی تبریز-تهران و تبریز-سراب و اردبیل واقع است. این شهرستان از شمال به هریس، از جنوب به شهرستان هشترود، از غرب به تبریز، از شرق به شهرستانهای سراب و میانه و از جنوب غربی به شهرستان مراغه محدود می‌شود و از نظر جغرافیایی بین ۴۶ درجه و ۳۰ دقیقه و ۴۷ درجه و ۱۴ دقیقه طول شرقی و ۳۷ درجه و ۳۲ دقیقه و ۳۸ درجه و ۴ دقیقه عرض شمالی قرار گرفته‌است. ارتفاع شهرستان بستان آباد از سطح آزاد دریاف ۱۶۷۹-۱۷۴۰ متر می‌باشد. مساحت این شهرستان ۲۹۶۹-۳/۲۸۵۰ کیلومتر است که در مقایسه با مساحت کل استان ۴/۶ درصد را به خود اختصاص داده‌است.

جغرافیای طبیعی شهرستان بستان آباد

بستان‌آباد منطقه‌ای است کوهستانی که سراسر قسمت جنوبیش را کوههای پربرف و مرتفع پوشانده‌است. شمال آن در امتداد کوههای بزغوش و غرب این شهرستان در امتداد کوههای مورو داغ به ارتفاع ۲۹۶۰ متر در دنباله کوههای مورو داغ و بزغوش بنام تک آلتی و گردنه معروف شبلی قرار گرفته‌است. مرتفع‌ترین نقطه شهرستان کوه سهند به ارتفاع ۳۷۷۲ متر می‌باشد.

ارتفاعات مهم:

1)کوه سهند به ارتفاع ۳۷۷۲ متر سومین قله استان بعد از سبلان به ارتفاع ۴۸۰۰ متر و آرارات به ارتفاع ۳۹۱۳ تا ۵۱۵۴ متر می‌باشد. دامنه‌های این کوه را ۲۵ فرسنگ تخمین می‌زنند. این کوه سرچشمه رودخانه‌های اوجان، مهرانه رود، سهند و آلمالو است که عمده آب مشروب شهر تبریز از چشمه‌ها و سیلابها و ذخائر ارضی این کوه تامین می‌گردد. 2) کوه شبلی به ارتفاع ۱۶۵۴ متر که جاده تهران – تبریز از آن عبور می‌کند و یکی از معروفترین گردنه‌های ایران در آن واقع شده‌است که کمتر راننده و مسافری پیدا می‌شود که از آن خاطره‌ای نداشته باشد. 3) کوه آلتی به ارتفاع ۲۵۶۰ متر در شمال آبادی شبلی واقع است که در قله آن دکلهای رایو و تلویزیون نصب شده‌است. 4) بیوک داغ به ارتفاع ۲۹۶۰ متر  5) قباق داغ به ارتفاع ۲۹۰۴ متر   6) دروانه داغ به ارتفاع ۲۹۵۴ متر   7) بزداغ به ارتفاع ۳۶۰۵ متر   8) کوه حیدربابا (این کوه از لحاظ زمین‌شناسی عظمت چندانی ندارد ولی از دیدگاه اجتماعی می‌توان به اهمیت آن از نظر موردخطاب بودن ادبی در اشعار استاد شهریار اشاره کرد. این کوه به علت قرار گیری در مسیر راه آهن تبریز - میانه و ترانشه برداری از آن در حد زیادی تخریب شده‌است).

آب و هوا:

آب و هوای بستان آباد به دلیل قرار گرفتن در دامنه کوهستان سهند در زمستان سرد و پربرف و دوره یخبندانش طولانی و در تابستان معتدل و مطبوع است. هوای این شهرستان شش ماه از سال خشک و شش ماه دیگر مرطوب می‌باشد. رژیم بارندگی آن دارای دو حداکثر در ماههای اردیبهشت و خرداد که با یک حداقل در ماههای تیر و مرداد قطع می‌شود. بنابراین اختلاف فصل بارندگی در این شهرستان زیاد می‌باشد. با توجه به کلیماتوگرام این شهرستان ملاحظه می‌کنیم که ۲ ماه خیلی خشک در خرداد و تیر و ۲ ماه خشک در شهریور و مهر و ۲ ماه نیمه خشک در آذر و آبان و ۶ ماه مرطوب از آذر الی اردیبهشت دارد متوسط بارندگی سالانه آن ۳۰۰ میلیمتر و بخیر آن ۲۵۰ میلیمتر می‌باشد تبخیر حقیقی آن نسبت به بارندگی ۹۳ درصد می‌باشد. متوسط درجه حرارت آن ۸ درجه سانتی گراد می‌باشد. این شهر ۶ ماه یخبندان است که روزهای یخبندان در ماههای مختلف سال متفاوت است. درجه دمای این شهر در برخی مواقع بسیار سرد می‌شود بطوریکه بنابه نقل یکی از شبهای زمستان ۱۳۴۲ درجه هوای شهر به ۳۸ درجه زیرصفر رسیده که از شدت سرما حیوانات وحشی به شهر پناه آورده‌اند.

پوشش گیاهی:

گیاهان طبیعی منطقه اغلب به علت تبدیل مراتع به زمین کشاورزی از بین رفته و مقدار کمی از آنها از جمله گرافیدها و خار شتر و انواع Dietalel دیده می‌شود. در دوره‌ها و نقاط گود اطراف روستاها که آب زیرزمینی بالا و رطوبت زیاد است درختان زبان گنجشک و تبریزی و نارون دیده می‌شود.

منابع آبی:

اتوجه به بارندگی زیاد در منطقه از منابع آبی مختلفی در این شهرستان می‌توان آب استحصال نمود از جمله: رودخانه اوجان چای که از دامنه ولی کوه سهند سرچشمه می‌گیرد؛ رودخانه سعیدآباد که از به هم پیوستن دو رودخانه هزارچای و متنق بوجود می‌آید؛ پیرلی چای که از جنوب روستای اسفنگره سرچشمه می‌گیرد و به رود اوجان چای می‌پیوندد؛ آیقرچای که از دامنه اروانه داغ و چیاق داغ سرچشمه می‌گیرد و به اوجان چای می‌پیوندد؛ و رودخانه قازان چای از دامنه‌های شرقی سهند سرچشمه می‌گیرد و به بهادرچای می‌ریزد..

جمعیت

جمعیت این شهرستان بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، 96555 نفر بوده‌است.

پیشینه تاریخی شهرستان بستان آباد

بستان آباد در محل شهر باستانی و گمشده تاریخی «اوجان» بنا شده‌است. اثری از این شهر قدیمی برجای نمانده‌است. نام اوجان از قرن ششم به بعد در اکثر کتاب‌های تاریخی و جهانگردی آمده‌است. اوجان پایتخت ییلاقی در دوره ایلخانان مغول بوده که بعداً در اثر حوادث روزگار، به کلی منهدم شده‌است.

سابقه سکونت و زندگی در منطقه ی بستان آباد به دوران قبل از اسلام می رسد . این منطقه به جهت آنکه در مسیر ارتباطی جاده ابریشم قرارداشته و از آب و هوای مناسب دامنه ی سهند برخوردار بوده همواره دارای جمعیت بوده و در متون تاریخی بازمانده از گذشته به اسامی "اوجن" و یا  "اوجان" ذکر این منطقه به تکرار آمده است . حمدالله مستوفی جغرافیدان و تاریخ نویس مشهور قرن هشتم هجری در کتاب خود به نام (( تاریخ گزیده )) درباره ی اوجان آورده است که :اوجان را در دفاتر قدیم از توابع ناحیت مهران رود شمرده اند . غازان خان ( متوفی به سال 703 هجری ) تجدید عمارتی کرد و از سنگ گچ باروکشید و شهر اسلام خواند در آن دارالملک ساخت. قابل ذکر است که غازان خان هفتمین پادشاه از سلسله ایلخانیان بود که مقر حکومتی او در شهر تبریز قرارداشت و از سال 694 تا 703 هجری قمری سلطنت می کرده است .

دردوره ی قاجاریه ، میزامحمد حسن خان اعتماد السلطنه در کتاب خود به نام  "مرأت البلدان" که در دوره ی سلطنت ناصرالدین شاه قاجار تألیف شده است در مورد این منطقه نوشته است که: اوجان ، الحال چمنی راگویند که محل اردو ومشق افواج آذربایجان است ، این چمن بسیار خوش آب و هوا ، بی نهایت سبز و خرم می باشد . خاقان مغفور فتحعلی شاه عمارتی آنجا بناکرد که الان باقی است و این چمن آبادی بزرگی هم دارد.

از این که مرکز این منطقه یاآبادی بزرگ آن ازچه تاریخی بستان آباد خوانده شده است ، اطلاع موثقی در دست نیست . ولی پرواضع است که این نام گذاری و وجه تسمیه آن به همین سبزی و خرمی و چمنزارهای این منطقه مربوط می شود .

آثار تاریخی و نقاط دیدنی

چشمه‌های معدنی بستان آباد: چشمه‌های معدنی بستان آباد در ده اسک کندی در 60 کیلومتری جنوب شرقی تبریز واقع شده است. مظهر اصلی آبگرم بستان آباد در داخل دره که خود از نوع گسلی است قرار دارد. آب آن کمی شورمزه و دبی آن 8 لیتر بر ثانیه است. آب آن از نوع کلروسولفاته ، گازدار و گرم می‌باشد. در اطراف چشمه رسوب سیاه رنگ دیده می‌شود. به نظر می‌رسد که فعالیت چشمه با گسلهایی ارتباط دارد که بخشی از گسل تبریز محسوب می‌شوند و در عین حال به فعالیت آتشفشانی سهند وابسته‌اند.

دریاچه قوریگل:

تالاب قوریگل در 45 کیلومتری شمال شرقی تبریز در سمت شمالی جاده تهران – تبریز در نزدیکی گردنه شیبلی قرار دارد.این تالاب از نوع تالاب های دایمی شیرین و پرغذا بوده و منبع تامین آب آن نزولات آسمانی،چشمه و جریان های کوچک آب پس از ذوب شدن برف ها است و رودخانه ای به تالاب وارد نمی شود.این تالاب از جمله تالاب های کوهستانی محسوب می شود. حوزه آبخیز تالاب حدود 4000 هکتار است.بهترین فصل برای عکاسی در این تالاب از نیمه های اردیبهشت تا اواخر مردادماه است این تالاب یکی از مکان های جوجه آوری اردک سفید در کشور است.کشیم گردن سیاه و کشیم بزرگ و آنقوت نیز در فصل بهار و تابستان در این تالاب مشاهده می شوند.حدود 36 گونه پرنده در این تالاب جوجه آوری دارند که این یک امکان فوق العاده برای عکاسی از پرندگان به همراه جوجه هایشان است.امکانات اقامتی نیز در حاشیه این تالاب وجود دارد و به دلیل نزدیکی آن به شهر تبریز به راحتی می توانید به آن دسترسی پیدا کنید.

 خصوصیات فرهنگی شهرستان بستان آباد

زبان رایج در منطقه ترکی آذربایجانی می‌باشد که در لهجه‌ها و گویش‌ها تفاوت وجود دارد. زبان ترکی علاوه بر زبان محاوره‌ای مردم، نقش اساسی در حفظ فرهنگ و آداب و رسوم منطقه داشته بطوریکه مثلها و ادبیات شفاهی و اشعار در مناسبتها و ایام مذهبی به زبان ترکی است.

اقتصاد

اقتصاد منطقه بستان آباد وابسته به کشاورزی و دامداری، و نشات گرفته از وجود آب و زمین مرغوب است. در بخش کشاورزی محصولاتی چون غلات و سیب زمینی از تولید بالا و مرغوبیت مناسب برخوردار است و در بخش دامداری و در قسمت لبنیات و خصوصاً پنیر از شهرت بسزائی برخوردار می‌باشد. شغل اصلی مردم کشاورزی، دامداری، قالیبافی و مشاغل آزاد می‌باشد در اکثر روستاهای تابع بستان آباد قالیبافی روستائی با نقشه روستاباف، بسیار رونق و رواج دارد و از منابع بزرگ درآمد مردم است.

وجود معادن مختلف در کوههای مجاور، و کارخانه‌های مجهزی تاسیس شده‌ در کنار جاده تبریز- بستان آباد، رونق بسزائی به اقتصاد و منابع شهرستان بخشیده‌است. واحدها و کارخانه‌های مختلف از جمله صابون سازی، قندریزی، حلاجی، کشبافی، تولید مواد غذائی در مرکز شهرستان مشغول به کار می‌باشند. در سالهای اخیر کامیون‌داری و خدمات حمل و نقل در ردیف عمده‌ترین مشاغل بستان آباد درآمده است. قرار گرفتن بستان آباد در مسیر جاده ترانزیتی تبریز- تهران و تبریز- اردبیل، در توسعه و گسترش اقتصادی شهرستان و توجه مردم به داد و ستد با روستاهای اقماری بسیار مؤثر است. ایجاد مراکز حمل و نقل و بنگاههای باربری و انبارهای کالای کشاورزی در بستان آباد، بر میزان حجم داد و ستد و گسترش روابط بازرگانی افزوده‌است.

کالای تجاری عمده بستان‌آباد بعد از غلات و سیب زمینی، پنیر و خیارشور و مواد غذائی است که دارای رتبه‌ای بالا در سطح استان می‌باشد. بستان آباد با تحت پوشش قرار دادن خرید شیر اغلب روستاهای کردستان و اردبیل و خلخال و میانه و ایلات دارای تولید لبنیات بسیار مرغوب و بالائی است که در کل کشور شهرت بسزائی دارد.

صنعت

از آنجا که بستان آباد به مرکز استان یعنی تبریز نزدیک است لذا کارخانجات متعددی در بستان آباد و مسیر بستان آباد- تبریز قرار گرفته‌است در عین حال در خود شهرستان واحدهای صنعتی فعال مشغول بکارند که کم و بیش در رشد اقتصادی و اشتغال زائی منطقه مؤثرند که شامل کارخانجات کش و قیطان، سماور و بخاری، ادارات کشاورزی و ساختمانی، جوراب، مواد غذائی (نمک، آرد، قند) نایلون و نایلکس و صابون و غیره می‌باشد. گذشته از این، شهرستان بستان آباد دارای صنایع دستی و صنعتی از قبیل فرش بافی و جاجیم بافی و... می‌باشد که از لحاظ ارزآوری دارای اهمیت فراوانی می‌باشند.

این شهرستان دارای آبگرمهای متعدد در منطقه صنعت توریسم نیز می‌تواند در این منطقه بطور اصولی شک گیرد که در این راستا فرمانداری بستان آباد اقدامات مثبتی کرده‌است که امید است با شکل گیری این صنعت بصورت بنیادی گامی بزرگ در پیشبرد اقتصاد کشور برداشته شود.

 


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان اهر
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

 

 

 

 

شهرستان اهر با مساحت 93/3073 کیلومتر مربع از شمال به شهرستان کلیبر، از غرب به شهرستان ورزقان، از جنوب به شهرستان هریس و از شرق به شهرستان مشگین شهر در استان اردبیل محدود است. این شهرستان در موقعیت 39 درجه و 5 دقیقه عرض شمالی و 47 درجه و 33 دقیقه طول شرقی واقع شده است.

جغرافیای طبیعی شهرستان اهر

شهرستان اهر در یک منطقه کوهستانی قرار گرفته و مشخصه اصلی آن، رشته کوه قره‌داغ می‌باشد که قلل مرتفع آن چهره کوهستانی به شهرستان داده است. این شهرستان در میان ارتفاعات مهمی چون قیزقلعه‌سی به ارتفاع 1266 متر و کوه تاریخی معروف هشت سر با ارتفاع 2536 متر محصور شده و دامنه ارتفاعات مزبور از جهات شمال و جنوب و غرب تا هوراند کشیده شده است. پست‌ترین نقطه، بخش کناره‌های رودخانه قره‌سو که در قسمت شرقی شهرستان واقع و محل کشت و زرع انواع محصولات باغی و زراعی می‌باشد.

آب و هوا:

شهرستان اهر دارای سه اقلیم اب و هوایی گرمسیر ، سردسیر و میان بند که ماههای خشک و یخبندان ان بین 5 الی 8 ماه و میزان بارندگی سالیانه 250 الی 400 میلیمتر و رطوبت ان حداکثر 82% و حداقل 53% و حداکثر درجه حرارت ان 34+ و 22- سانتیگراد می‌باشد که با وجود احداث سد ستارخان تغییرات چشم گیری از نظر اب و هوایی به وجود امده است.

تقسیمات کشوری شهرستان اهر

شهرستان اهر در سال 1323 تأسیس و براساس آخرین تقسیمات کشوری سال 85، این شهرستان از 2 بخش مرکزی و هوراند تشکیل یافته و دارای 9 دهستان بوده به طوری که 6 دهستان قشلاق به مرکزیت روستای تازه‌کند، دهستان گویجه بل به مرکزیت روستای خونیق، دهستان اوچ هاچا به مرکزیت روستای یخفروزان دهستان آذغان به مرکزیت روستای آذغان، دهستان بزکش به مرکزیت روستای کرنگاه و دهستان ورگهان به مرکزیت روستای ورگهان در تابعیت بخش مرکزی و 3 دهستان دودانگه به مرکزیت شهر هوراند، دهستان چهاردانگه به مرکزیت روستای آق‌براز و دهستان دیکله به مرکزیت روستای مجیدآباد در تابعیت بخش هوراند قرار دارند. این شهرستان از 2 شهر (اهر و هوراند) و تعداد 315 روستا تشکیل یافته است.

جمعیت

جمعیت این شهرستان بر اساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، 147781 نفر بوده‌است.

پیشینه تاریخی شهرستان اهر

سرزمین‌ اهر دارای‌ گذشته‌ای‌ دور است‌. سنگ‌ نبشتة اورارتویى‌، بر دامنة کوه‌ زاغى‌ واقع‌ در شمال‌ روستای‌ سقین‌ دل‌، در نزدیکى‌ اهر و نیز بقایای‌ دژهای‌ ساسانى‌ در این‌ منطقه گواه‌ این‌ ادعاست‌. در سده‌های‌ نخستین‌ اسلامى‌، اهر از شهرهای‌ آبادان‌ بر سر راه‌ اردبیل‌ به‌ دبیل‌ بوده‌ است. در حدود العالم‌، اهر قصبة میمد (میمند) معرفى‌ شده‌ است‌. در اواخر سدة 6 و اوایل‌ سدة 7ق‌، اهر مدتى‌ تختگاه‌ ملوک‌ پیشتکین‌ بود. در دورة صفویه‌، اهر به‌ سبب‌ وجود بارگاه‌ شیخ‌ شهاب‌الدین‌ اهری‌ در آنجا، مورد توجه‌ شاهان‌ صفوی‌ قرار داشت و مدتى‌ نیز حاکم‌نشین‌ قره‌داغ‌ شمرده‌ مى‌شد. در دورة قاجاریه‌ و جنگ‌ نخست‌ ایران‌ با روسیه‌ ، اهر مدتى‌ مرکز فرماندهى‌ عباس‌ میرزا برضد قوای‌ روسیه‌ بود. در شهریور 1320ش‌، شهر اهر و شهرهای‌ دیگر آذربایجان‌، مورد حملة هوایى‌ نیروهای‌ شوروی‌ قرار گرفت‌ و عده‌ای‌ از مردم‌ اهر در این‌ حمله‌، کشته‌ شدند.

آثار تاریخی و نقاط دیدنی

بقعه شیخ شهاب الدین اهری:

در پارک شیخ شهاب الدین قرار گرفته وآرامگاه شیخ شهاب الدین محمد اهری - عارف بزرگ قرن هفتم هجری- است. این بنای تاریخی با معماری اسلامی نشانگر ذوق هنر مردم این دیار در روزگار گذشته می باشد. تاریخچه این بقعه به عصر شاه عباس اول می رسد ولی قدمت بعضی از قسمتهای آن از جمله حصار سنگی مقبره و درب شرقی به قبل از دوره صفویه (دوره ایلخانی)مربوط میشود. این بقعه دارای 1497 مترمربع بوده و ساختمانی مشتمل بر خانقاه، مسجد، ایوانی بلند، مناره ها و غرفه های متعدد است از سال 1374 ه.ش. از قسمت خانقاه این بنا، بنا به عرفانی بودن بنا، بعنوان موزه ادب و عرفان شیخ شهاب الدین اهری استفاده می شود که در سطح کشور در نوع خود اولین موزه بوده و در حال حاضر شامل سه سالن و یک صحن است. در سالن ها اشیای عرفانی از قرن 15ـ7 ه.ق. و در صحن سنگ مزارهای قرن 15ـ11 ه.ق. به نمایش گذاشته شده است .

مسجد جامع اهر:

با 21 گنبد و با طاقهای آجری و ستونهای عریض و استوار یادگاری از دوران سلجوقیان و اتابکان آذربایجان است . 

بازار سرپوشیده اهر:

ا طاقهای آجری ساخته شده و در زمان حکمران ارسباران(رشیدالملک) مرمت و بازسازی شده و دارای راسته بازار ـ بازار نصیربیک و بازار جعفرقلی خان و بازار کفاشان می باشد. این بنا دارای حمامی بوده که در زمانهای قدیم از بین رفته است و اکنون محوطه آن دیده می شود . بازار اهر دارای تزئینات گچبری است و این تزئینات در کمتر بازاری دیده می شود.بازار دارای شاخه های متعددی بوده،راسته بازار،بازار کفاشان و بازار نصیر بیگ قسمتی از بازار های قدیمی اهر است که به شکل و شیوه قدیمی خود پا بر جاست .

 کاروانسرای شاه عباسی:

اطاقهای آجری و معماری زیبا در مسیر جاده اهر-تبریز و گردنه گویجه بیل واقع گردیده و دارای یک سالن بزرگ و غرفه های متعدد است و منصوب به دوره صفویه می باشد .

جنگل طبیعی انداب (پارک جنگلی فندقلو):

در 25 کیلومتری اهر- مشگین شهر بر فراز کوههای سرسبز روستای انداب قدیم واقع شده که بیشتر پوشش گیاهی آن درختان فندق می باشد .

 جنگل طبیعی تنباکولو:

در بخش هوراند واقع شده و بعنوان یکی از مناطق جنگلی ارزشمند رویشگاه گونه های متنوع گیاهی و یکی از جاذبه های مهم گردشگری شهرستان به شمار می آید که سالانه پذیرای هزاران گردشگر می باشد .

خانه دکتر قاسم اهری:

واقع در خیابان حزب ا... از قدیمی ترین خانه های موجود در اهر می باشد. این بنا دارای سرسرا و اتاقهای متعدد است.زیباترین قسمت بنا نورگیرها و تزئینات داخل آن است. و در سالهای اخیر قسمت هایی از بنا آسیب دیده است که بوسیله سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان در دست مرمت و استحکام بخشی است و در سال 84 پارکی به نام پارک دکتر قاسم اهری در مقابل این بنا توسط شهرداری اهر احداث گردیده و مورد بهره برداری است .

سد ستارخان اهر:

در 15 کیلومتری جاده اهر- ورزقان واقع شده است. این سد اخیرا به زیستگاه پرندگان مهاجر تبدیل شده که در تابستان مرغابی ، لک لک و مرغ ماهی خوار و در فصل زمستان انواع مختلف پرندگان آبزی سیاحان بسیاری را به این منطقه می کشاند. همچنین امکان صید انواع ماهی در آبهای این سد و فضای سبز اطرف ان موجب شده تا این محل به تفرجگاهی برای خانواده ها و جوانان گردد .

قلعه پشتوی هوراند:

این بنا در ارتفاع 3000 متری ساخته شده است و تنها دارای یک ورودی بوده که مسیر آن دارای پله های سنگی است.

 خصوصیات فرهنگی شهرستان اهر

زبان رایج اهالی این منطقه ترکی آذری بوده و در بعضی از نقاط به خصوص در منطقه هوراند، لهجه‌های تاتی و هرزنی نیز وجود دارد. مذهب اهالی این شهرستان شیعه اثنی عشری می‌باشد. این شهرستان نیز زادگاه شعرا ـ نویسندگان ـ خوشنویسان ـ موسیقی‌دان و سایر چهره‌های هنری و فرهنگی است که می‌توان به ادیب اهری ـ استاد عباس اسلامی ـ میرزا حاجی آقا مدرس ریاضی ـ رحیم هویدا ـ استاد میرزا طاهر خوشنویس ـ بهرام شاهی ـ غفار ذابح ـ جمشید مسگری و ... اشاره کرد


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان آذرشهر
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ٤:٢٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

نگاهی گذرا به شهرستان آذرشهر

شهرستان آذرشهر یکی از قدیمی ترین و معروفترین بخش های شهرستان تبریز بوده که قبلاً به نام دهخوارقان معروف و نامیده می شد و در سال 76 رسماً به شهرستان تبدیل شد. شهر آذرشهر در 50 کیلومتری جنوب‌غربی تبریز بر سر راه تنها اتوبان بین شهری استان یعنی اتوبان تبریز، آذرشهر و راه ترانزیتی تبریز مراغه و کردستان و استان های غرب کشور واقع شده است. قسمت غربی شهرستان محدود است به دریاچه ارومیه، و جنوب آن شهر عجب شیر از بخش های شهرستان مراغه بوده و شمال آن بخش ایلخچی از بخش های شهرستان اسکو و شرق آن را قسمتی از کوههای سهند و بخشی از شهرستان اسکو تشکیل می دهد. این شهرستان 1340 متر از سطح دریا ارتفاع داشته و مساحت آن حدود 1600 کیلومتر مربع می باشد که وسعت شهرستان حدود 93/3 درصد کل وسعت استان می باشد، این شهرستان دارای دو بخش و پنج دهستان و سه شهر و 41 روستای تابعه می باشد و از نظر موقعیت جغرافیایی در 37 درجه و 30 دقیقه عرض شمالی و 45 دقیقه شرقی قرار گرفته است.

جغرافیای طبیعی شهرستان آذرشهر

شهرستان آذرشهر در دامنه شمال غربی کوه های بلندی از سلسله کوه های سهند غربی و جلگه و سواحل دریاچه ارومیه قرار گرفته است، قسمت شرق و جنوب شرقی آن کوهستانی و در مغرب آن ساحل پست دریاچه ارومیه قرار گرفته است، بلندترین کوه آن قاف داغی و در اصطلاح محلی به نام قبله داغی مشهور بوده و دشت حاصلخیز آذرشهر و روستاهای اطراف آن در آبرفت رودخانه و مخروط افکنه کوهها قرار گرفته اند و کوه قبله داغی و کوه جهنم در ینگجه و چپقلو و قالاداغی در جزیره اسلامی و کوههای قدمگاه و پیرچوپان از کوه های معروف شهرستان می باشد.

آب و هوا:

شهرستان آذرشهر از نظر چگونگی آب و هوا یک تفاوت کلی با سایر بخش های مناطق کوهستانی آذربایجان داشته و از یک تمایز مخصوصی برخوردار است، موقعیت قرار گرفتن آن از نظر جغرافیایی در آب و هوای آن اثر بخصوصی دارد دوری و نزدیکی به دریاچه ارومیه، واقع شدن در دامنه کوهستان ها، ارتفاع و موقعیت موجود در تعیین آب و هوا موثر می باشد.

 کوه های مرتفع جنوب و شرق آن بسیار برفگیر و سرد کوهستانی است، ابرهای باران زا که از فراز ترکیه و از منطقه دریای مدیترانه و از غرب شهرستان می گذرند بیشتر منطقه مزبور را تحت تاثیر قرار می دهند که در زمستان اکثراً در جلگه ها باران و در مناطق کوهستانی برف می بارد زمستان در آذرشهر همانند بعضی از شهرهای استان زودرس و سرد و طولانی نیست تابستان ها به لحاظ وجود باغات و کشاورزی حاصل از مستعد بودن منطقه ملایم و مطبوع و گرمای زیادی ندارد و زمستان ها معمولاً از اواخر آذرماه شروع و در نیمه دوم اسفند ماه پایان می یابد و میزان بارندگی سالیانه حدود 388 میلی متر می باشد.

پوشش گیاهی:

 وسعت مراتع شهرستان آذرشهر 70500 هکتار بوده که مقدار 11700 هکتار خوب و 26800 هکتار مرتع متوسط و 32000 هکتار آن مرتفع فقیر می باشد از کل وسعت فوق الذکر 17200 هکتار مراتع کوهستانی و 42800 هکتار کوهپایه ای و 10500 هکتار مراتع دشتی و بیابانی می باشد اکثر مراتع شوره زار و درجه 3 و 4 تشکیل گردیده است و قسمتی از مراتع بلندیهای جزیره اسلامی به صورت حفاظت شده توسط اداره کل حفاظت محیط زیست استان اداره و نگهداری می شود که جهت چرای حیوانات از جمله بزکوهی و غیره متعلق به اداره محیط زیست استفاده می گردد. مراتع ییلاقی آذرشهر قریه امیر دیزج و روستای جراغیل بوده که اکثراً تیپ مراتع قسمت شرقی و جنوبی و جنوب شرقی و شمال شرقی آذرشهر جزو مراتع کوهپایه ای با پوشش نسبتاً فقیر بوده و آثار فرسایش های مختلف نیز در آنها دیده می شود. شهرستان آذرشهر فاقد جنگل طبیعی بوده گفتنی است کناره های رودخانه آذرشهر چائی و روستاهای قرار گرفته در طول آن دارای جنگل های شخصی و خصوصی بوده که مناظر جالب و دیدنی را در طول رودخانه مذکور بوجود آورده که مورد استفاده توریستها خصوصاً اهالی استان در فصل های بهار و تابستان و پاییز قرار می گیرد.

منابع آب:

آب شهرستان از آب رودخانه آذرشهر چائی که از کوه های پر برف سهند سرچشمه گرفته تامین می گردد این رودخانه از به هم پیوستن چشمه های متعدد و ذوب شدن برف ها بوجود آمده و طول آن حدود 60 کیلومتر می باشد که پس از آبیاری مزارع روستاهای در مسیر قرار گرفته اضافی آن به دریاچه ارومیه می ریزد رودخانه مذکور تقریباً فصلی بوده و فعالیت آن اکثراً در اوایل بهار و آخر پاییز می باشد و از خرداد ماه رو به خشکی می گذارد و تنها آب موجود آن مورد استفاده زارعین روستاهای شرق آذرشهر قرار می گیرد اکثر روستاها دارای چشمه و قنوات قدیمی هستند که پس از خشک شدن رودخانه از آب آنها جهت استفاده کشاورزی بهره می جویند با توجه به کشاورزی بودن خود شهر آذرشهر قبلاً چشمه های متعددی در این شهر وجودداشته که توسط مالکین حفر و استفاده کشاورزی به عمل می آمد که متاسفانه اخیراً و در سال های گذشته به علت عدم رسیدگی مالکین و تبدیل آنها به فاضلاب های خانگی چشمه های مذکور در حال از بین رفتن می باشند و در بخش گوگان و روستاهای آن تامین آب مشروب و کشاورزی از آب چاه های عمیق تامین می گردد اخیراً نظر به احداث سدهای خاکی ینگجه در قسمت شرق آذرشهر و سد مخزنی هفت چشمه در قسمت جنوب آذرشهر و پرنمودن آنها در فصل زمستان از آب رودخانه آذرشهر چائی وجود سدهای فوق تاثیر بسزایی در پرباری آب چشمه ها و قنوات و چاه های آب شهرهای آذرشهر و گوگان گذاشته است از آب های سطح الارضی موجود شهرستان چشمه معدنی تاپ تاپان در 5 کیلومتری جاده آذرشهر مراغه واقع شده و در این ناحیه از چهار محل آب به صورت خودجوش از زمین خارج می شود که دارای بیکربنات کلسیم و منیزیم گازدار و آهن دار سرد است و آب شرب شهر ممقان در قسمت شمال آذرشهر از تعداد سه حلقه چاه عمیق تامین می گردد و مزارع کشاورزی موجود در منطقه ممقان از طریق چندین رشته قنات و همچنین از چاه های عمیق و نیمه عمیق دارای مالکیت خصوصی سیراب می گردند.

  تقسیمات کشوری شهرستان آذرشهر

 براساس آخرین تقسیمات کشوری شهرستان آذرشهر دارای سه بخش مرکزی، گوگان و ممقان و سه شهر آذرشهر، گوگان و ممقان و هفت دهستان به نام های قاضی جهان، قبله داغی، تیمورلو، شیرامین، ینگجه، دستجرد و شهرک می‌باشد.

شهرستان آذرشهر از قدیمی ترین بخش های شهرستان تبریز بوده بطوری که در سال 1306 شهرداری شهر آذرشهر مرکز شهرستان تشکیل و شروع به کار نموده است و در سال 76 با دو بخش مرکزی و گوگان و پنج دهستان به شهرستان ارتقاء یافته و دارای سه شهر آذرشهر مرکز شهرستان، شهر گوگان مرکز بخش گوگان و شهر ممقان از توابع بخش مرکزی آذرشهر می باشد.

جمعیت

جمعیت آذرشهر برپایهٔ سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۸۵ خورشیدی بالغ بر ۳۶٬۴۷۵ نفر بوده‌است و به‌عنوان هشتمین شهر استان آذربایجان شرقی شناخته می‌شود. از ۳۶٬۴۷۵ نفر جمعیت این شهر، ۱۸٬۵۴۸ نفر مرد و ۱۷٬۹۲۷ نفر زن بوده‌اند؛ همچنین تعداد خانوارهای ساکن این شهر ۹٬۸۵۴ خانوار بوده‌است. اکثر اهالی آذرشهر به کشاورزی و کسب و کار مشغول‌اند.

آثار تاریخی و نقاط دیدنی

چشمه چهارسو:

این چشمه در محله ستوباد آذرشهر، در میدان کوچکی که محل تقاطع چهار کوی باریک است، قراردارد طاقی مثمن با هشت ستون چوبی بر روی چشمه سایه افکنده و ستونها سرستونی به شیوه صفوی دارند. ظاهراً طرح این طاق و سنگ چین چشمه مانند چشمه های جلوی مساجد بزرگ استانبول ترکیه است که در سال های اخیر از سوی اداره میراث فرهنگی جهت بهسازی تخریب و مدتها است به صورت نیمه تمام رها شده است. 

گورستان پیرحیران:

این گورستان به نام خواجه یوسف دهخوارقانی ملقب به پیرحیران یا باباحیران معروف شده است در وسط آن اطاق کوچکی وجود دارد که قبر خواجه یوسف در آن قرار دارد این مقبره در سال 1151 هجری قمری توسط حکم بیگ بن زکریا بیگ تعمیر شد. تاریخ وفات پیرحیران ظاهراً محرم سال 670 هجری قمری بوده است. تنها آثار باقیمانده فعلاً قبر مذکور بوده و سنگ های حکاکی گورستان توسط افراد سودجو به محل های دیگر حمل و گورستان کلاً تخریب و به محل بازار هفتگی تبدیل شده است. 

مسجد چهارسو ستوباد:

در نزدیکی چشمه چهارسو واقع شده است دارای 18 ستون چوبی با سرستون های چوبی است که تقلیدی از سرستون های دوره صفویه است بنای نخستین مسجد فروریخته و چندبار تعمیر و تجدید بنا یافته، سرانجام به صورت کنونی در آمده است.

 مسجد رومیان:

مسجد رومیان سقفی چوبی دارد و مدخل سر در آن فاقد طاق و کتیبه ای است فقط دو پایه سنگی خوشتراش مارپیچی به شیوه صفوی از بنای سابق آن بجا مانده که آنها را در دو طرف در ورودی مسجد کار گذاشته اند در زیر مسجد چشمه ای جریان دارد که در سال های اخیر مسجد تجدید بنا گردیده و به مدل امروزی ساخته شده است.

مسجد محراب:

در محله محراب واقع شده و به همین جهت به مسجد محراب معروف گردیده است طاق مرمرین درب ورودی آن از شاهکارهای هنر حجاری به شمار می رود، در پیشانی آن کتیبه ای با خط ثلث درشت عبارت در قال (الله سبحانه و تعالی و تقدس) و در متن کتیبه با خط جلی آیه شریفه ای در (سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین) و در گوشه پایین رقم (کتبه عبدالله) و در زیر حاشیه کتیبه با خط ثلث ریز و خفی عبارت (عمل اسناد ملک علی بن استاد حسن علی حجار چوپانی) به طور برجسته کنده شده است. متن کتیبه و حواشی آن و سایر قسمت های طاق مرمرین همه با ختایی و شاه عباس و اسلیمی گلدار و ماری و اژدر دهنی برجسته زینت یافته است، با اینکه سقف مسجد بارها فرو ریخته و تعمیر شده، ولی طاق مرمرین درب ورودی از حوادث مکرر به سلامت جسته است.

 آثار بادامیار:

بادامیار یا قدمگاه، روستای در 12 کیلومتری جنوب شرقی آذرشهر است گورستان تاریخی بادامیار بر روی پشته ای قرار دارد و سنگ نبشته ها و حجاری ها و مجسمه های متنوعی در آن به چشم می خورد، سنگ نبشته ها و الواح قبور به خط کوفی و ثلث نو است، خطوط کوفی اغلب شیوه ای نزدیک به تعلیق دارند و بهترین نمونه آنها نوشته های سنگ قبر خواجه علی و پیرچوپان است، اما سنگ نبشته های ثنث تقریباً همه یکنواخت و یک دست است و نشان می دهند که در روزگاری کنده شده اند که مذهب جعفری در آذربایجان رسمیت و عمومیت یافته و محبت خاندان نبوت در دلها جا گرفته و نام ائمه اطهار سلام الله علیهم اجمعین، زینت بخش کتیبه های قبور بزرگان علم عرفان شده است.

  آثار تورامین:

روستای متروک تورامین در چهل کیلومتری تبریز، بین شهرهای ایلخچی و ممقان واقع شده است طاق سنگی سر در مسجد در کنار استخری در ساحل شمالی رودخانه تورامین افتاده است در قسمت بالای این طاق سنگی آیه شریفه (و ان المساجد لله فلاتدعو مع الله احداً) با خط ثلث درشت و در پایین آن عبارت (امر به عمارت هذا المسجد المبارک الخواجه ملک بن عبدالله سندی 920) و در دست چپ کتیبه در الفقر گیچی بیگ بن غیاث الدین با همان خط و شیوه و کمی ظریفتر بطور برجسته کنده شده است، نوع سنگ کبود و محکم است، از سنگ چین پایه‌های مسجد نیز در چند نقطه نمونه ای به جای مانده است و الان آثار فوق به صورت متروکه می باشد.

 اولیای قاضی جهان:

روستای قاضی جهان از توابع گوگان در چهار کیلومتری شمال غربی آذرشهر قرار گرفته است بقعه ای گنبدواری در جنب مدرسه فجر و رضوان فعلی قرار دارد. دیوارهای بقعه سنگی و گنبد آن آجری است، کف بقعه هفت پله پایین تر از سطح تپه است و در داخل آن گوری وجود دارد که روی آن با کاشی های سبز رنگ ساده شش ضلعی پوشانده شده است، نام صاحب آن معلوم نیست ولی مردم می گویند این اولیا به معنی پیر و عارف و پارسا است شب های جمعه مردم روستا در آن گرد آمده و شمع روشن می کنند و شایع است که هر شب جمعه از قبر اولیا نور سبز رنگی ساطع می شود.

پیر جابر ممقان:

قبر پیر جابر در ممقان واقع است این قبر سنگ نبشته و کتیبه ای ندارد فقط سرلوح قبر بر رویه ای درونی دیوار غربی زاویه، و چهار قطعه سنگ کم عرض که مجموعاً قسمتی از کتیبه دیوارهای یک قبر قدیمی را تشکیل می دهند به کره بیرونی دیوارهای غربی و جنوبی زاویه نصب گردیده است دو قطعه از سنگ نبشته ها تاریخ 1135 هجری قمری دارد.

 تپه باستانی شیرامین:

تپه باستانی در روستای شیرامین قرار دارد که در هفده کیلومتری جنوب غربی آذرشهر واقع شده است چند قطعه سنگ نیمه صیقل شده که تصور می رود از وسایل دفاعی مردم قدیم این ناحیه بوده، در آنجا بدست آمده است.

تپه پیر قطران:

سه تپه ساحل جنوبی رودخانه آذرشهر پشت سر هم قرار گرفته اند که به تپه های آتشکده یا تپه پیر قطران معروفند سطح بالای تپه از سنگ های آتش نشانی قیرگون درشت که در طول سده ها در مسیر رودخانه ها سائیده شده اند پوشیده شده است، در چند جای تپه حفاری به عمل آمده و قطعات بزرگ خمره های سفالی بدست آمده است، ظاهراً این تپه روزگاری معبد یا گورستانی بوده است و سنگها را مردم آن زمان در آنجا گرد آورده اند.

تپه مصلی:

در انتهای خیابان امام آذرشهر در ساحل شمالی رودخانه دهخوارقان واقع است که مردم محل آن را (یوواداغی) یا (دوواداغی) و خواص (مصلی داغی) می نامند. بالای تپه پوشیده از الواح و سنگ نبشته های قبور است و درمیان آن نه تنها کتیبه های تازخ، بلکه سنگ نبشته ها و قطعه سنگ های مفقود و منقش فراوانی نیز به چشم می خورد که اغلب به سده های 7 و 8 هجری قمری است در وسط این گورستان، مصلی یا نمازگاه بزرگی به طول و عرض متجاوز از یکصد متر تعبیه شده است که سطح آن حدود یک متر از کف گورستان بلندتر است، محراب آن سنگ و آجر بنا گردیده است سنگها مربوط به قبور دوران های پیشین است فقط طاق سنگی منقوش وسط محراب سنگ قبر مرمرین به طول عمودی به دیوار نصب شده که در روی آن چند بیت فارسی و دو آیه قرآن مجید و چند عبارت عربی به خط ثلث دل انگیز بطور برجسته کنده شده و چند ترنج و اسلیمی خوش طرح بر زیبایی آن افزوده است ظاهراً حجاری سنگ در سده‌های 8 و 9 هجری قمری صورت گرفته است.

م) قبرهای تاریخی و بزرگ روستای ینگجه از توابع آذرشهر:

دارای قطعه سنگ های بزرگی است که حجاری آنها اعجاب انگیز است، هنگام تبدیل این گورستان به دبستان، اغلب سنگهای حجاری شده و کتیبه ها و مجسمه های سنگی آن را خرد کرده در پای دیوار مدرسه بکار برده اند و فقط سه قطعه بزرگ با حجاری زیبا سالم مانده است که در حال حاضر در پای دیوار مدرسه افتاده است و دو سه نوشته هایی به خط کوفی تزئینی و ثلث دارند.

 خصوصیات فرهنگی شهرستان آذرشهر

زبان رایج محلی شهرستان ترکی آذری است و اهالی منطقه به این زبان تکلم می کنند و زبان مکاتبه ای مردم زبان فارسی است، شعرای منطقه شعرهای خود را به زبان ترکی و فارسی می سرایند و اکثر اشعار در مناسبت ها و ایام مذهبی به زبان ترکی است و مردم تعصب خاصی به این زبان دارند.

اهالی منطقه مسلمان و شیعه اثنی عشری هستند و پایبندی به احکام اسلامی و عبادات و حفظ حجاب موجب پایین بودن میزان فساد اخلاقی و منکرات و مفاسد اجتماعی است فرهنگ مبتذل غربی در قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در منطقه رونق و نفوذی نداشته و مردم فرهنگ سنتی و اسلامی خود را که همان اعتقادات قلبی می باشد حفظ کرده اند، رفتارهای اجتماعی مردم به شیوه سنتی و اسلامی می باشد و برخوردها متناسب با رفتار نشات گرفته از اسلام است، مردم به نوامیس خود ارزش خاصی قائل هستند و در اکثر موارد ارزش های اسلامی رعایت می گردد.

کشاورزی

کشاورزی و دامداری مهمترین بخش اقتصادی منطقه است و بیشترین جمعیت فعال را در خود جای داده و مهمترین تامین درآمد خانواده ها به شمار می رود کشاورزی منطقه اکثراً به شیوه سنتی و نیمه مکانیزه است مهمترین تولیدات کشاورزی منطقه به ترتیب گندم، جو، سیب‌زمینی و پیاز، شیر، گوجه فرنگی، هویج، ذرت و علوفه می باشد، اکثریت قریب به اتفاق ساکنین منطقه مستقیماً از محل امور کشاورزی امرار معاش می نمایند و یا در رابطه مستقیم با فرآورده ها و امور جنبی آن اشتغال دارند، عموماً مصرف خانوارها از این محل تامین و مازاد بر میزان مصرف نیز از طریق واسطه ها و افراد متفرقه به بازارهای فروش در تبریز و سایر شهرستان‌ها انتقال می یابد و نیازمندی های خانوارها به سایر کالاها از محل فروش محصولات کشاورزی تامین می گردد.

 صنعت

شهرک شهید سلیمی در شهرستان آذرشهر واقع گردیده، این شهرک توسط شرکت شهرکهای صنعتی آذربایجان تاسیس گردیده و با توجه به اینکه شهرستان آذرشهر قبلاً جزو شهرستان تبریز بوده اکثر کارخانه های موجود توسط اداره صنایع تبریز واگذار گردیده است و تنها عده ای از کارگران ساده و نیمه ماهر از شهرستان آذرشهر در آن کارخانجات به کار اشتغال دارند البته احداث کارخانجات متعدد در این شهرک در رفع معضل بیکاری و ایجاد زمینه اشتغال برای اهالی منطقه و افراد جویای کار موثر واقع گردیده است، احداث کارخانه آهک هیدراته آذرشهر نیز توانسته است عده ای از افراد بیکار را جذب و مشغول کار نماید، صنایع کوچک و متفرقه از قبیل نساجی، لپه سازی، آهک پزی، پتوبافی، آجرپزی، نخودپزی و کارگاه های متعدد تعمیر کاری ماشین آلات کشاورزی و وسایط نقلیه تانکر سازی، آبگرمکن سازی، حلبی سازی و غیره نیز توانسته است تعدادی از جمعیت فعال را جذب کنند.

تجارت و خدمات

عمده تجارت اهالی شهرستان آذرشهر از طریق فروش قالی و محصولات کشاورزی می‌باشد که تولیدات خود را از قبیل گندم و جو و سیب زمینی و پیاز و بادام و گردو و گوجه‌فرنگی، علوفه، صیفی جات و خشکبار در بازار به فروش رسانده و از این طریق امرار معاش می نمایند در این بخش تنها افراد اندکی دست اندرکار خرید و فروش بوده و عمده محصولات تولیدی را جمع آوری و در سایر شهرها به صورت عمده به فروش می رسانند، ضمناً در حدود 4000 نفر در قالب هشتاد اداره، بانک، آموزش و پرورش و غیره به فعالیت اشتغال داشته و از آن طریق امرار معاش می نمایند.


comment نظرات ()
نگاهی گذرا به شهرستان کلیبر
نویسنده : آقازاده کلیبر - ساعت ۳:۳٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٧/٦

 

 

 

نگاهی گذرا به شهرستان کلیبر

شهرستان کلیبر با وسعت 3630 کیلومتر مربع یعنی 5/5% از مساحت کل استان در شمال استان آذربایجان شرقی در 170 کیلومتری مرکز استان (تبریز) واقع است. این شهرستان از شمال به رودخانه ارس و جمهوری آذربایجان، از غرب به شهرستان جلفا، از جنوب به شهرستان های اهر و ورزقان و از شرق به شهرستان پارس آباد در استان اردبیل محدود است.

جغرافیای طبیعی شهرستان کلیبر

آب و هوا:

این شهرستان از نظر آب و هوا چهار فصل، دارای تابستانهای معتدل، کوههای جنگلی پوشیده از درخت و زمستانهای پربرف است از لحاظ اقلیمی به دو  منطقه تقسیم می شود: الف) منطقه مرتفع جنوب که بلندیهای قره داغ را تا 3000 متری شامل می شود و اکثر مناطق جنگلی و مرتفع در این قسمت قرار گرفته است. ب) منطقه شمالی کناره های رود ارس با ارتفاع 150 متر از سطح دریا بوده و اکثر اراضی مستعد کشاورزی در این منطقه قرار گرفته است.

آمار بارندگی شهرستان در سال 76 جمعاً 3/341 میلیمتر را نشان می دهد که در مقایسه با سال 75 جمعاً 5/48 میلیمتر افزایش بارندگی داشته ولی در مقایسه با سالهای 74،73،72 به ترتیب 8/51، 4/113، 1/79 میلیمتر کاهش بارندگی داشته است.

ارتفاعات مهم و پستی و بلندی ها:

از لحاظ پستی و بلندی این شهرستان منطقه ای کوهستانی بوده و رشته کوه اصلی آن با نام قره داغ دارای قلل متعدد با ارتفاعات متفاوت باشد بیشتر قلل این رشته کوه در دو شهر اهر – کلیبر واقع شده و تنها قله سایگرم با ارتفاع 2750 متر در این شهرستان قرار دارد. قلل دیگر مانند گشت سر (2940 متر) قاضی بلاغ (2700 متر)، شیور (2652 متر)، سارپارق (2860 متر) و زینقالو (2900 متر) در دو شهرستان اهر و کلیبر استقرار یافته اند.

تقسیمات کشوری

براساس آخرین تقسیمات کشوری دارای سه بخش (مرکزی، خداآفرین و آبش‌احمد)، 15 دهستان و 3 نقطه شهری به نام های کلیبر، خمارلو و آبش‌احمد می‌باشد.

جمعیت

در آخرین سرشماری سال 1385، جمیعیت شهرستان کلیبر در حدود 259،87 نفر بوده است.

جغرافیای تاریخی شهرستان کلیبر

سیاح غرب به نام ابن حوقل در سال ۳۶۷ هجری از منطقه کلیبر دیدن کرده و می نویسد : سیاه کویه (قره داغ ) کوهی بس بزرگ است و مردم آنجا به سیصد زبان تکلم دارند . در سراسر آن باغ ها و گلها و آبراهه ها و نیز فلاحان دیده می شوند ، سرزمین پر برکت و حاصلخیز است چنانکه میوه های آن هدر رود و خوردن آن رایگان است . در این ناحیه همیشه ابر است و آفتاب کمتر می تابد.

آثار تاریخی و دیدنی شهرستان کلیبر

قلعه بابک (قلعه بذ):

مهمترین اثر به جا مانده از تمدن های گذشته قلعه کوهستانی بسیار بزرگ و عظیمی است بر بالای کوههای مهجور که کوهی بس صعب العبور است و ارتفاع آن از سطح دریا ۳۰۰۰ متر می باشد. این قلعه با اسامی مختلفی چون قلعه بذ ، قلعه جمهور، قیز قالاسی، کلیبر و قلعه بابک نامیده می شود .از این قلعه در طول تاریخ پادشاهان و عیاران زیادی استفاده کرده اند .موقعیت قلعه بابک طوری است که دسترسی بدان غیر ممکن بوده و از دو راه می توان به آن صعود کرد . این قلعه در ۵ کیلومتری جنوب غربی کلیبر قرار دارد .

قلعه بابک دارای ۲ دروازه می باشد . دروازه شمالی و دروازه غربی که اصلی ترین و پر ترددترین دروازه شمالی است که درست روبروی دالان ورودی که یک نفر به سختی می تواند از آنجا بگذرد قرار دارد ، و دروازه غربی به عنوان دروازه فرعی محسوب می شود و از رونق چندانی برخوردار نیست.

قلعه پیغام:

این قلعه در ۱۰ کیلومتری جنوب کلیبر در نزدیکی روستای پیغام بر بالای کوهی که از سه طرف آن پرتگاه است و رود بزرگ کلیبر از پای این کوه می گذرد قرار گرفته است . از ساختمانهای قلعه و دیوار آن آثار کمی باقی مانده است و حفاران و دزدان آثار باستانی همه چیز را تخریب کرده اند .مصالح به کار رفته در برج باروها و سیستم نگهداری آی و آب انبار مشابه قلعه بذ و قلعه آوارسین می باشد . باستان شناسان تاریخ این قلعه را به دوران قبل از اسلام و اشکانیان نسبت داده اند .این قلعه بر تمامی راههای ورودی و خروجی شهر تسلط داشته و تنها راه قدیم و جدید از کنار آن می گذرد .همان طور که از اسم این قلعه بر می آید وظیفه آن نگهبانی در درب ورودی شهر  باستانی بَر یا کلیبر کنونی بوده است .

قصر وینه:

روستای وینه مرکز دهستان منجوان از بخش خداآفرین است که طبیعت بسیار زیبا و خاطره انگیز دارد. در ورودی ده بر بلندی کوهی که به رود ارس و قسمت قره باغ و راه اصلی کنار ارس تسلط دارد خرابه های قلعه وینه به چشم می خورد .قصر باشکوه کانتور متعلق به ارمنی ثروتمندی به نام طومانیانس بوده (دوران قاجاریه ) که محل نگهداری غلات و احشام و همچنین محل زندگی در اطاقهای متعدد به چشم می خورد . قصر کانتور در دو طبقه و از سنگهای تراشیده شده به شکل مربع ساخته شده است . تاریخ ساخت یا تعمیر آن در سر درب ورودی سال ۱۹۰۷ میلادی را نشان می دهد . ساختمان این بنا شباهت زیادی به کلیسای سنت استپانوس در جلفا دارد و بی شک قسمتی از ساختمان به عنوان کلیسا کاربری داشته است .

پل های خداآفرین:

یکی از آثار قدیمی و مهم شهرستان کلیبر پل های قدیمی و تاریخی خداآفرین می باشد . در نزدیکی روستای خمارلو دو پل قدیمی به چشم می خورد که یکی خراب شده ولی دیگری تعمیر شده است و هنوز هم برای پیاده قابل استفاده است . طول پل سالم ۱۶۰متر است که ۱۲۰ متر متعلق به ایران و ۴۰ متر متعلق به جمهوری آذربایجان است . محل پل ها تنگ ترین معابر رود ارس می باشد که بستر سنگی دارد ولی سایر جاهای محل عبور رود آهکی و نرم است که در آن زمان برای ساختن پل توانایی و امکانات نداشتند . عده ای ، از پل به نام پل کیخسرو – عده ای عده ای به نام پل کوروش و یا سیروس خوانده اند . در کتاب های تاریخی آمده است که اعراب نیز برای فتح قفقاز از پل ها استفاده کرده اند . همچنین پادشاهان امرای زیادی در طول تاریخ آن را تعمیر کرده و ازآن استفاده کرده اند که از جمله آ ن پادشاهان : الجایتو سلطان – شاه خدابنده – آقا محمدخان قاجار – جلال الدین ملکشاه و …

مسجد جامع کلیبر:

مسجد جامع کلیبر در مرکز شهر قرار دارد . طول بنا ۵۰ متر عرض آن ۳۰ متر می باشد مسجد دارای گنبدی بزرگ است که در گذشته مناره ای به ارتفاع ۴۵ متر و قطر ۱۷ متر داشته که تا سال ۱۳۳۰ شمسی پابرجا بوده . این مناره به علت بمباران روس ها در شهریور ۱۳۲۰ آسیب دیده و در سال ۱۳۳۰ فرو ریخته است .در وسط این مسجد درخت داغداغان تنومندی رشد کرده و سر از وسط مسجد بیرون برآورده بود که در سال ۱۳۴۰ شمسی توسط امناء مسجد معدوم شده است .

قصر آئینه لو:

از دیگر جاذبه های تاریخی و مهم و جذاب شهرستان قصر آئینه لو می باشد . این قصر در ته یکی از دره ها در روستای آئینه لو قرار دارد این قصر به ثروتمند معروف ارمنی دوران قاجاریه (طومانیاس) بوده است .از ساختمان با عظمت آن امروزه چیزهای زیادی باقی نمانده است . بنای نیمه سالم و باقی مانده این عمارت که در جهت شمال جنوب ساخته شده است در حدود ۱۲*۲۰ متر می باشد که قسمت جنوبی آن از در اصلی تا جنوب ۵/۶ متر می باشد این ساختمان ۳ طبقه یعنی (قسمت جنوبی) سه طبقه ولی بقیه ساختمان ها ۲ طبقه می باشد . نامگذاری این قصر به نام آئینه لوبه خاطر سقف فلزی و درخشندگی بیش از حد آن بوده و چون مردم برای اولین بار شاهد این چنین سقفی می شدند آن را آئینه لو نامیدند .

قلعه دره سی:

قلعه دره سی در ۳ کیلومتری جنوب غرب شهرستان در جوار سپهر حماس قلعه بذ قرار دارد . در این مکان علاوه بر سر سبزی و خرمی آبشار های بلند از آب چشمه های کوهستانهای بذ وجود دارد که همه کس را بیشتر شیفته خود می سازد . روح نوازی انواع پرندگان کوچک و بزرگ در دل جنگل در شب و روز نوازشگر گوش گردشگران عزیز می باشد . این تفرجگاه محل زندگانی پرندگانی مانند کبک و پرندگان شکاری مانند شاهین و همین طور پرندگان خوش الحال می باشد که هر ساله پذیرای هزاران هزار میهمان داخلی و خارجی با طبیعت خود می باشد .

اخیرا در این منطقه عملیات اجرایی ساخت تله کابین و مجتمع تفریحی آغاز شده است. این مجموعه بسیار گسترده از بخشهای متنوعی مانند مجموعه تله کابین گردشگری، مجموعه رستوران های سنتی و مدرن ، مجموعه اقامتی، مجموعه تفریحی و شهربازی، مجموعه ورزشی، مجموعه دهکده تندرستی، مجموعه شهرک سینمایی و رصدخانه، مجموعه باغ گل، باغ وحش، باغ پرندگان، پارک طبیعت، مجموعه خدمات عمومی و تجاری و فضاهای عمومی تشکیل شده است که در فازهای مجزا و زمان بندی های تعیین شده، اجرا خواهند شد.

اقتصاد

فعالیت اقتصادی در داخل شهر بیشتر اختصاص دارد به بخش خدمات شهری. با توجه به موقعیت قرارگیری شهرستان که از چهار طرف بوسیله کوههای بزرگ محاصره شده است لذا زمین و سطح مناسب برای کشاورزی بسیار کم می باشد و کشاورزی بیشتر به صورت دیمی صورت می گیرد.

کشاورزی

بخش کشاورزی شامل گروه های عمده فعالیت کشاورزی، شکار و جنگلداری است که در سطح شهرستان این بخش حدود 50 درصد از شاغلین را بخود اختصاص داده است. درآمد بخش کشاورزی معمولاً از درصد پایین برخوردار بوده به طوری که اغلب روستائیان برای کسب درآمد بیشتر و استفاده از امکانات رفاهی به شهر مهاجرت می کنند. منطقه به خاطر جنگلی بودن و حیواناتی که در آن هست مردم را به سوی جنگلداری و کسب درآمد از جنگل و شکار هدایت می کند.

صنعت

این بخش شامل استخراج معدن، صنعت تامین برق، گاز، آب رسانی می باشد که در این بخش بیشترین تعداد شاغلین مربوط به کارگران ساختمان اعم از کارگر ساده، فنی و معمار است. بعد از آن صنعت یا ساخت وسایل و تعمیر است. در قسمت صنعت تامین گاز، آب و برق شاغلین به تخصصهایی همانند لوله کشی آب، تامین گاز و تامین برق مشغول هستند.

 


comment نظرات ()
 
کسب درآمد